مهو فساداداري درافغانستان

ملکيت هاي دولتي وشخصي چگونه ووسيله چه کساني چپاول گرديد؟
« قابل توجه آقاي داکتراشرف غني احمدزي ريس جمهورکشور»

آنانکه باهزاران تذویروریا قصرها بنیاد نهاده اند، بايد بدانند کسانی که فبل ازاينان باریختن خون هزاران انسان به مکنت رسیدند چه شدند؟ ومگرازآنان اثری است؟، ومطمين باشيد که شما نيزپاينده نخواهيد بود. 
آن قصرکه جمشید دراوجام گرفتآهو بچه کرد وشیر آرام گرفتبهرام که گورمیگرفتی همه عمردیدی که چگونه گوربهرام گرفت.
بايد بفهميد! کسي باخود درقبرستان هيچ چيزي نمي برد( کفن جيب ندارد ) وبه قول معروف خوشبخت باکفن وبدبخت بي کفن ميرود وهمانطوريکه ديديد ياران وشريکهاي تنظيمي وپيداوپناه تان چون: برهان الدين رباني ، احمد شاه مسعود، قسيم فهيم ، مولوي نبي ، يونس خالص ، حاجي قدير، جنرال داوود ، رسول پهلوان وغفارپهلوان ، سيد مصطفي کاظمي ، احمدولي وحشمت کرزي .. باخود چه بردند؟؟؟ وبيش ازين دفتراعمال خود راسياه تروبه جرم وجنايت خود نيافزايد. واگرشما چپاولگران به روزاخرت وبه بازپرسي الهي ايمان داريد وبه دربارربلعالمين توبه نمايد وبدانيد که خداوند بخشاينده ومهربان است.
بلي ! اين چهره هابه شکل ازاشکال درچوروچپاول وطن سهم گرفته اند:
قوماندان گدامحمد خالد،صالح محمد ریگستاني، جنـرال عتيق الله بريـالي، انجينیر محمد عارف سروري،امان الله گذر،سارنوال محمود دقیق، صوفی محمد سعید شتلي،خواجه نبی،جان احمد،جنـرال دین محمد جرأت،فرید شفق، قوماندان قيس قرباغي، محمد قسيم فهیم،قوماندان شاه حاجی،انور خان قره باغ،خواجه رحمت،عبدالبصیر سالنگی، محمد ایوب سالنگی، فضل الدین عیار،قوماندان نورحبیب،فضل احمد عظیمی، داکتر حقبين،مولوي غلام ايشان، استاد مالک خان،احمد ضیا مسعود، استاد نجيب فهيم، قوماندان غلام محمد، حاجي صفي قره باغي، جنـرال عبدالولي، احمد ولی مسعود، محمد یونس قانونی،داکتر عبدالله عبدالله،بسم الله محمدی،امرالله صالح، قاری محب الله،صوفی رزاق،خواجه صفی،گل پاچا،جنـرال عارف، حاجی الماس،حاجی بری،حاجی داوود کلکان، پهلوان هاشم،سید عبدالله استالفی،صوفی شریف،پهلوان معروف،آمر دوست محمد،زلمی طوفان، جنـرال آغا گل،ملا عزت ،سید اسحق،محمد خواجه حسن، سید منصورفرزه يي،جنـرال رستمی،جنـرال راغب،عزیز مجروح،جنـرال محمد رازق،جنـرال قلندر بیگ،جنـرال محمد شریف،جمیل تتمدره،سيد اقبـال،آغاجان سنجنی،آغای خانقاه،جنـرال حلیم،جنـرال دوران، جنـرال امیر جان،جنـرال عبدالاحد،ارباب جمیل فرنگ،جنـرال جلال غنی،سارنوال حسین، عبدالرب رسول سیاف، ملا تاج محمد،حاجی شیرعلم، اسماعیل خان،جنـرال ظاهرعظیمی،سید نصیر علوی،علم خان آزادی، عطا محمد نور، قوماندان صادق،جنـرال سيد وثیق ،قوماندان سید کامل، محمد اسحق رهگذر،علي محمد وفایی، احمد خان سمنگاني، گل محمد پهلوان، جنـرال ملک، سارنوال عبدالاحد دهزاد،خـال مرزا صبوری ،عالم ساعی ،جنـرال بابه جان،قوماندان نجیم خـان،قوماندان گل حیدر، قوماندان عظیم، معلم فقیر احمد،میرزا رحیم،داکتر تاج محمد،جنـرال عزيزغيرت،جنـرال کبار،جنـرال محمد اسحق قوماندان مومن،مولانا قربان فرید،نصیر احمد ضیایی،قوماندان رجب خان،قوماندان ملا صبور،قسیم جنگل باغ،امان الله سالنگی، محمد یحیی سالنگی،ولسوال کبیر،مولوی محمد ظریف،حاجی رحیم سانچارک،سید آقا حسین سانچارکی،حسن فهیمی،جنـرال ذوالفقار،داکتر محمد ابراهیم تيوره،غلام یحیی چارسده،احمد خان درۀ مرغاب،عادلی بلخی،حاجی محمد محقق،سيد حسن صفايي، کریم خلیلی، محمد اکبری،سیدحسین انوری،سیدعلي کاظمی،قربان علي عرفانی،باز محمد جوهری،جنـرال مراد علی،سيد اعلی رحمتی،جنـرال خلیل اندرابی، جنـرال کبیراندرابی،جنـرال مصطفی، جـلال باجگاه،قوماندان رسول،قوماندان شکور،آمرميرعلم کندز ،حاجی سنگی محمد،مولوی ضیا الحق،قوماندان شاه عالم خوست،سید منصور نادری، سید جعفر نادری،سید حسام الدین،عزیزالرحمن گدامدار،عزیزبلال،جنـرال اکرم،پیر محمد،پیرام قل، سبحان قل، قاضی محمد کبیر مرزبان،مامور حسن،داکتر جنید،بشیرقانت،سید اکرام الدین،حاجی آغا گل،اکرم خان،سید احمد رویین،داکتر احمد مشاهد،جنـرال امام الدین،عبدالجبار تقوا،داکترمحی الدین مهدی، سید نبی،داکتر قدم شاه،جنـرال فيصل بيگ،سلطان محمد اورنگ،باز محمد احمدی،سمیع الله قطره،سلطان محمد عبادی،صلاح الدین ربانی،بصیر بنگی،مولوی محمد نبی،محمد نور خواهاني،قوماندان سردار محمد،مخدوم فضل، عبدالولی نیازی،سید قدیر صیاد،دگروال نذیر محمد،بصیر خالد،سید امین طارق،محمد طویل،جنـرال محب الله،قوماندان دانشی،عبدالرووف ابراهیمی، آمر لطیف،فضل کریم ایماق، جنـرال داوود ابراهیمی،محمد انور جگدلک،ملا فضل، عبدالخالق قندهاری،مولوی نیک محمد، مولوی غلام محمد غريب،محمد عارف نورزی،آمرلالی،الله یار،کریم براهوی، سيد اسحق گيلاني، قاضی راز محمد دلیلی، حاجي حضرت علي،حمید الله توخی ،قوماندان عبدالرزاق،وحید الله سباوون، قاضی محمد امین وقاد،سید اشراق حسینی..
فساد درکشورما دوشادوش دولت کرزي وحاکميت تفنگداران به پيش رفته است ، تاثيرجنگ هاي خانمانسوزوگماشتن انسانهاي بي بندوبارواستفاده جومخصوصادرسالهاي چوروچپاول کشوروسيله افراد تنظيمي وبيسواد باعث شد تا اين پديده شوم، دولت وجامعه جهاني رابه تهديد مواجه سازد.  بدون شك وارد كردن ضربات کوبنده وپيهم فساد واختلاس بر سياستهاي دولت ، باعث ازبين رفتن منافع ملي گرديده وحاکميت رابه نابودي وگمراهي کشاند.
آنچه وضعيت عمومی جامعه سياسی واجتماعی را درساحه مخوف وسوزنده تحت شعاع خويش قرارداده وميدهد يکی فساد اداری وديگربروکراسی وچپاولگري است. رشوت گيري بسيار پيشرفته دردولت کنونی وتقرري سهميه بندي شده تنظيمي ازيکسو، بقدرت رسيدن وسهيم ساختن افرادغيرمسلکی وتنظيمي در دستگاه دولتی ازجانب ديگر ، درامر انحراف دادن اصوليت ، رکود وکارشکنی ها زمينه سازی خوبی درامرگسترش و بروز فساد اداری وچپاولگري بيشمار وسيله وند گيران احزاب افراطي تنظيم هابشمارميرود.مردمي که طي اين مدت درآتش خون و نفاق ، داروندارش را ازدست داده ، ديگرنمی تواند بدبختی های بروکراسی و فساد اداری وزورگيري را به دوش آگنده ازخون خويش تحمل کند. ملت مظلوم بايد بداند که اعمال آنعده عناصر استفاده جوکه کوچکترين پابندی به هيچ قوانين بجزمنافع خودشان ندارند ، قابل عفووبخشش نبوده ونخواهد بود وشايد فراموش کنند که سازندگان فساد اداری هرگزبخاطرنمی آورند تا مدت طولانی به اعمال بنيادگرايانه و خائنانه برخلاف اتحاد ملی ، عسل زهرآلودی راوابسته به درگلو فروبرند. تاريخ اين دوره که بيانگراعمال وکردارانسانهاست،آيينه واربروی عملکرد های انسانی قضاوت خواهد کرد وکتمان جای هيچ خاين ملی را بدون چالش نخواهد گذاشت.
کسانيکه فساد اداری وچپاولگري را براه می اندازند ويا زمينه های مختلف را دراين جهت مساعد ميسازند دشمنان مخفی وآشکارارمان ملی وانسانی ملت ماست.فساد اداری وزورگيري ناشی ازسوء استفاده ازقدرت دولتی است که در قدم نخست همياران تنظيمي ودوستان خانوادگي را درشعاع قدرت شريک می سازند وبعدابنام های بازسازی ونوسازی به دستبرد دارايی های عامه متوسل ميگردند.
بيش ازيک دهه ازعمرا داره فعلي وموجوديت نيروهاي خارجي ميگذرد ، اما مردم هنوزهم درسایه تفنگ، فساد، چوروچپاولگري ،استبداد و آدمکشي جنگسالاران بسربرده و زندگی برای مردم فقیر شکنجه‌بارودردناک است. فقط تفاوت انان با یک دهه قبل اینست که ريش وپکول وبعضي ازکلمات مانند «دموکراسی»، «انتخابات» وغیره رانیز یاد گرفته اند و با آن بازی می‌کنند. قوماندانهاوجنگ سالاران غارتگروآدمکشش که از راه رذالت و چپاول وفساد و قاچاق مواد مخدر به میلیونرها مبدل شده اند.
طی دوازده سال گذشته یعنی ازسال دوهزاردوتا سال دوهزاروچهارده میلادی، جامعه جهانی یکصد میلیارد دالررا در جریان نشست های جهانی برای تامین امنیت وبازسازی کشور وعده وپرداخته اند . اين پول هادرکنفرانس بن، کنفرانس توکیو، کنفرانس برلین، کنفرانس لندن، کنفرانس رم، کنفرانس پاریس، کنفرانس هاگ، کنفرانس لندن، کنفرانس کابل، کنفرانس لیزبون که البته باید کنفرانس بن دوم ونشست توکیورا نیزبه این کنفرانسها اضافه کنیم تعهد وتاديه گرديده و اما این یکصد میلیارد دالر کمک جامعه جهانی طی این سال ها درکجا مصرف شده است؟ این مبلغ گزاف چقدر باعث رشد و بالندگی اقتصاد کشورگردیده است؟ چند درصد ازاین کمکها صرف بهبود شرایط زندگی مردم عادی وچه میزان درحسابهای شخصی سران جنگ وتفنگ وزورداران تنطيمي ودولتي واریزشده است؟.
واکنون بيش ازچهل کشوردروطن حضورفزيکي دارند. امامتاسفانه وسوگمندانه مردم مظلوم ما قربانی امیال وهوسهای گوناگون افراد وگروههای مختلف تنطيمي ، دولتي ونظامی شده اند، بدون اینکه درزندگی سراسرپریشانی ومشقت بارآنها تغییرمثبتی صورت گیرد. منتها هرگاه که جنک برسرمنافع و به دست آوردن قدرت صورت می گیرد کسانیکه بیش ازهمه ضررمی کنند وقربانی می شوند، مردم هستند که درکوران حوادث همواره باید تاوان خود خواهیها وقدرت طلبی های مشتي معامله گرواجنبي  پرست را بپردازند.
مردم که با صدها مشکل روزگارمی گذرانند، نگران این هستند که با تداوم نا امنی ها، مانند حادثه پغمان ،تفنگ کشي درخيمه لويه جرگه درسالروزکشته شدن مسعودوزورگويي وقدرت طلبي بعدازانتخابات ، خدای ناخواسته جان وناموس شان بی رحمانه درمقابل هوسهای قدرت طلبانه جنگ سالاران به خطر افتد.هنوزقاچاق مواد مخدر، معادن ، انبارهاي اسلحه ، چوروچپا ول سرمايه ها ي دولتي وشخصي ، رشوت ورشوت ستاني ، قتل وجنايت هاي تکا ن دهنده ، دزدي واختلا س ، خويش خوري وقوم پرستي ، غصب زمينهاي دولتي واملاک شخصي... درکشوربيدادمي کند وهنوزسران گروپهاي اوباش وچپاولگرباتفنگ وماشينداردرشهرکابل برمردم ظلم رواميدارند. کجاست دولت ، قانون ، نيروهاي مسلح ونيروهاي شراندازآيساف .؟؟؟ تاملت راازين بدبختي ونباهي نجات بدهند.
غصب زمین واحداث بی رویه خانه ها و بلند منزل ها توسط افراد زورمند، به یکی از معضلات بزرگ درکشور تبدیل شده است. خلیلی معاون ریس جمهوری ميگويد: مافیای زمین مانند یک غده سرطانی در همه جا ریشه دوانده اند و در حال بلعیدن و غصب زمین می باشند. تا زمانی که از سوی وزارت امور شهرسازی و شهرداری ها در همکاری با نهادهای ذیدخل، بامافیای زمین برخورد جدی و قاطعانه صورت نگیرد، شهرهای افغانستان به صورت اساسی و زیربنایی توسعه نخواهند یافت.اشخاص و نهادهایی که درغصب زمین دخیل اند باید ازسوی ارگان های مربوطه شناسایی و به مردم و دولت معرفی شوند.مسوولین باید مشخص نمایند در شناسایی غاصبین کی ها مانع ایجاد می کنند، از طرف کدام مرجع همکاری نمی شود و چرا غصب زمین هر روز جریان دارد و هیچ گاه جلوگیری نتوانسته اید؛ باید اعلام شود پشت این گونه قضایا کی ها هستند؛ اگر دولت است باید اصلاح کند، اگر ادارات ذیدخل است باید روشن شود واگرمافیا مستقل به این حد توانایی دارند نیزباید روشن شود.
ساخت و ساز بی رویه بلند منزل ها، ترافیک و تراکم بی رویه وسایل نقلیه وهمچنین موجودیت زباله و کثافات در سطح شهر را نیز، از جمله معضلات و مشکلات شهری عنوان نمود.آثار و پیامدهای منفی این معضلات، علاوه بر تاثیرات نامطلوب در وضعیت آلودگی زیست محیطی و افزایش بیماری صحی و فشارهای روحی و روانی حیات جمعی را نیز تهدید می نماید. اگر وضعیت آلودگی محیط زیستی جدی گرفته نشود و این آلودگی ها ادامه پیدا نماید، در آینده نزدیک ما شاهد فاجعه انسانی بزرگی در شهرهای کلان کشور به خصوص شهر کابل خواهیم بود.باید خدمات شهری به طور یکسان به همه شهروندان ارایه گردد؛ در غیر این صورت باعث ایجاد تبعیض میان شهروندان گردیده که خود این مساله مولد فرهنگ خشونت در میان مردم خواهد بود.ما بر این باوریم که تطبیق ماستر پلان های شهری می تواند نقش موثری را در کاهش مشکلات و بهبود وضعیت شهرنشینی در کشور داشته باشد.غصب زمینهای شخصی ودولتی یکی از چالشهایی است که حکومت فعلی با آن درگیر می باشد. مجموع زمینهای غصب شده درسیزده ولایت نزدیک به ۱٫۵ میلیون جریب می باشد که برخی مسوولین درجه دوم وسوم بیشتر غاصبین را درخفاودورازچشم مردم باترس ولرزمقامات دولتی را نام ميبرند.اما به زباني ساده کورميداند که دلده شوراست، بيشتراشخاص وافراد ذيل درچپاول دست دارند: فهيم معاون اول قبلي ريس جمهورو يونس قانوني معاون کنوني، بسم الله وزيردفاع ملي ،عبدالله عبدالله وزيرخارجه سابق وفعلآ کانديد رياست جمهوري ،امرالله صالح ريس عمومي امنيت ملي گذشته ، سياف کانديد رياست جمهوري ، شيخ آصف محسني ، ضيا وولي مسعود برادران احمد شاه مسعود، عتيق الله بريالي سابق معاون زارت دفاع ،قره بيگ سابق ريس سره مياشت، گل آقاشيرزي والي سابق ننگرهار،عطامحمد والي بلخ، حاجي ظاهروباقي بازماندگان حاجي قدير، ريس ولسي جرگه ومشرانوجرگه فعلي ،اسماعيل وزيرقبلي آب وبرق ،انوري سابق ووالي هرات ،سيد منصوروکيل ولسي جرگه وسيد جعفرپسرش ، کريم خليلي وحاجي نبي خليلي ،گلاب منگل آخندزاده واليان قبلي هلمند، برادران وپسران کاکا وخويشاوندان نزديک کرزي ، اکبري وکيل ولسي جرگه، بازماندگان خالص ، ظاهراغبرقبلا ريس المپيک ، محمود دقيق قبلآلوي سارنوال ،لوي سارنوال وقاضي والقضات کنوني ، وزيران کابينه همه ، ريس اداره اموررياست جمهوري،والي فعلي ولايات که مربوط به يک تنظيم اند، بصيرسالنگي ، امان الله گذر،قسيم جنگل باغ ، کرام الدين کريم کنوني وسارلوال کرام سابقه، عارف قبلآ ريس عمومي امنيت ملي ،کلانهاي تنظيمهاي محاذ گيلاني، جبهه نجات  مجددي ،ملاعزت وقوماندانان تنظيم اتحاد سياف ،... وگروپهاي مافيايي که درهمين حلقه وصل اند وکمکهاي خارجي رابه يغمابرده اند وزمين واملاک دولتي وشخصي راغضب کرده اند ونيزامروزاگرطالب تروريست است سالهاي قبل همينا تروريست بودند ، آدم ميکشتند ، ترورميکردند، انفجارميدادند ، پل وپلچک وکلينک وشفاخانه ومکتب راانفجاروميسوختاندند.
بلي! همين اشخاص وافراد هزاران هزارجريب زمين دولتى و شخصى درکابل، کندهار، هرات، ننگرهار، بلخ و کندزتوسط زورمندان وجنگ سالاران غصب شده است. تنها ٤٧ هزار جريب زمين دولتى و شخصى درکابل، توسط اشخاص زورمند تصرف گردپده، که تعداد آنان غاصبين بزرگ بوده و ١١٤٢٦جريب زمين را غصب نموده اند. بقيۀ اين زمين ها در پنج ولايت ديگرغصب شده، که درآن حتى ادارات دولتى نيزشامل اند.زورمندان که درچوکات ٢٢٨ شهرک غيرقانونى ويا شهرک هايى که اسناد قانونى شان هنوزطى مراحل نشده، ٢٣٨٠٠جريب زمين دولتى را دراين شش ولايت غصب نموده اند.
ازجانب ديگرمردم ، شاروالى وکميسيون بررسى غصب ملکيت هاى وزارت دفاع،مقصر اصلى درغصب اين املاک را ، احکام غير قانونى اراکين بلند رتبه زمان حاکميت ربانى، به شمول خودش، ميدانند.  ساحات آتى که مشتمل برصدها جريبزمين مربوط تاسيسات وزارت دفاع سابق بوده، در چهار طرف شهر کابل توسطه وابسته گان مقامات ارشد تنظيمى و دولتى ، بر اساس احکام غير قانونى ربانى و اراکين دولتى اش، غصب شده اند.  
ساحه اول در جنوب شهر کابل ،موازى اراضى ايکه محاط است ازطرف شرق به تپه تاج بيک، ازطرف جنوب به کوه کُرغ، ازطرف شمال به افشار دارالامان وازطرف غرب به آخردشت برچى. اين ساحه ، مربوط به حاجى نبى برادر کريم خليلى معاون رييس جمهور است که قبلاً قطعه سکارد وغند توپچى درآن جابجا بود. وهرنمره آن، از ده الى بيست هزار دالر امريکايى به فروش ميرسد. ساحه دوم،جنوب غرب شهر کابل ، ساحه بالاتراز دشت برچى، قريب ارغندى( اخلاص مينه ) که مربوطبه حاجى شيرعلم ابراهيمى ، والى قبلى غزنى ويکى ازقوماندانان ارشد سياف است.
دراين منطقه پوسته هاى قبلى فرقه ١٠ وغند ٢٤ وغند تانک فرقه ١٠ مسقربود . اين زمين ازطرف جنوب به چهلتن، ازطرف شرق به خواجه جم، ازطرف شمال به بند قرغه وازطرف غرب به زيارت خواجه مسافر . وهمچنان دراين محل شهرکى ديگري نيزبنام شهرک ملاعزت اعمارگرديده وهرنمره سه بسوه يى اين دوپروژه به هشت هزاردالربفروش رسيده است. ملا عزت يکى ازسران جمعيت رباني وقوماندان قبلي فرقه بود .
ساحه سوم در شمال شهر کابل ،عقب لواى بابه جان( فرقه ٥٥ ) مربوط وزارت دفاع که از طرف شخصى بنام دگرجنرال عبدالرحمن ، مولاناى سيد خيلى قوماندان شوراي نظارتوزيع شده وهرنمره آن، از ١٥ الى ٢٥ هزار دالربفروش رسيده است.  ساحه چهارم ساحه گُل باغ و فاميلى هاى ريشخور درجنوب کابل که تاسيسات ديسانت هجومى وفرقه ١٧ ريشخور وزارت دفاع درآن مستقر بود .  اين ساحه که ازطرف غرب محاط است به کوه کُرغ، ازطرف جنوب به چهل دختران چهارآسياب ، ازطرف شمال به قلعه فتح چهاردهى و ازطرف شرق به خير آباد چهار آسياب،هرنمره آن، مبلغ نُه هزار دالر بفروش رسيده است وسيله افراد بانفوذ تنظيمهاي موجوده اشغال گرديده. همچنان تاسيسات تپه نادرخان و١٦جريب زمين لواى راکت قرغه هم ،مورد چپاول وتاراج قرارگرفته است .



ماهمه شاهد ، افتضاح شيرپور که محل تاريخى وقلعه نظامى بود به امرفهيم توسط بصيرسالنگي قوماندان شوراي نظارومسوول پوليس شهرکابل وملا تاج محمد والي اسبق کابل،بوديم ، اين زمينها به اراکين دولتى توزيع گرديد که خود باز نمودن راهى بود براى غصب املاک دولتي وزمينهاي شخصي. درهمان زمان ملا تاج محمد والي کابل که خود نمراتي درشيرپور گرفته بود به مطبوعات باغروروتکبرميگفت، «که نمره هاى شيرپوربخاطرى به اراکين دولتى وبرادران تنظيمي داده شد که مردم غريب چشم انداز وزيراکبر خان رابا اعمار خانه هاى محقر خراب ميسازند وآنها توان ساختن قصرمفشن وزيراکبرخان را ندارند .»
بلي دوست خواننده ! منطقه تاريخی شيرپوردرمرکزشهرکابل ويران شد، خانه های آن با بولدوزرهمواروميان اعضای کابينه وافراد بانفوذ ازجمله فرماندهان جهادی تقسيم گرديد ( نويسنده بااستناد درين مورد قبلآ نوشته است) .
درشيرپورنزديک به ۳۵۰ خانه آباد شده که ازنظر مخارج ونوع معماری، درشهر کابل کم‌نظيراست، ولی آنگونه که ديده می شود شمار زيادی ازاين خانه ها برای موسسات غيردولتی و شرکت ها به کرايه ماهانه تا ده هزاردالر داده شده است. تقسيم زمينهای اين منطقه ازسوی حقوق بشر و شماری ديگر ازسازمان های غير دولتی ( خلاف ورزی و زورگويی ) در برابرمردم خوانده شده بود. علومى وکيل درولسى جرگه درينمورد ميگفت : من به کُلى گفته نواز شريف صدراعظم سابق پاکستان که گفته بود- من اردوى دوصد ساله افغانستان را ازبين بُردم راتاييد مينمايم. نواز شريف توسط عمال خود توانست ،اردوى ما را هم ازلحاظ تاسيسات وهم ازلحاظ کدرى از بين ببرد. قشله هاى عسکرى مانندشيرپور، ريشخوروغيره برعلاوه ازتاسيسات وزارت دفاع ، حيثيت نظامى وحيثيت تاريخى دارند که بايد حفظ ميشدند.هزاران بسوه ازاين املاک وزارت دفاع غصب شده، يک بسوه آن ،به صاحب منصبان مستحق داده نشده است. اين زمين ها به احکام غير قانونى غصب شده و وزارت دفاع وقت ( جنرال فهيم )، دراين کارد خيل بود.
درين چپاولگري وابستگان مقامات دولتي ، اعضای پارلمان و افراد صاحب نفوذ و قدرتمند، دست دارند. ومتاسفانه باگذشت اين مدت هنوزنيزغصب زمین هم‌چنان ادامه دارد. مدتی پیش درپارلمان نیز گفته شد که بیش از یک‌میلیون‌ودوصد هزارجریب زمین، غصب شده است. اما اعضای پارلمان شاید به‌دلیل هراسی که از قدرت مافیای زمین‌خوار داشتند، نتوانستند، نام‌های متهمان اصلی غصب زمین را افشا کنند.  کرزی که خود نیزشريک همه مصايب وبدبختي مردم است تا حال مانند کارهاي ديگرش که همه به معامله ومصلحت گذشت با زمین‌خواری نيزبرخورد نکرده است. کرزی به‌عنوان شخص اول ، مسوولیت داشت تا ازملکیت‌های عامه و خصوصی دفاع کند.
اما اکنون که زمامداري اش به پايان رسيد، به مسوولیت قانونی خود عمل نکرد وبا اين کارش در پیشگاه قانون، مردم و تاریخ، مسوول است وبايد جواب بدهد. غصب زمین که کار خارجی‌ها نیست. خارجی‌ها این پدیده را به افغانستان نیاورده‌اند. «قراردادهای» غصب زمین را هیچ مرجع خارجی با بستگان مقام‌های حکومتی و سیاست‌مداران مطرح کشور، نبسته است که کرزي به بهانه آنان مردم رافريب بدهد واگرکرزی زمینه محاکمه یکی از زمین‌خواران بزرگ را فراهم می‌کرد، قدرت مافیای زمین، تا این حد گسترده نمی‌شد.
گزارشها وافشاء گري هاي رسانه هانشان می‌دهد ازسال ۱۳۸۱ تاکنون، حدود ۲ میلیون جریب زمین دولتی، توسط افراد مختلف وارگان‌های دولتی غصب شده است. که بیشترین زمین‌های غصب‌شده، در ولایت‌های کابل، بلخ، ننگرهار، قندهاروهرات بوده است. غاصبان زمین، روی زمین‌های غصب‌شده خانه‌های رهایشی، شهرک‎‌ها، تانک تیل‌ها، مارکیت‌ها وزمین‌های زراعتی ساخته‌اند. دریک گزارش مشاوریت ساختمانی وتخنیکی ریاست جمهوری آمده است: «بیش‌از ۴٫۵ میلیون جریب زمین دولتی در مناطق زراعتی، دهاتی و شهری غصب شده است.» که ۲۰درصد زمین‌ها در ساحات پلانی شهرهای کشور، غصب شده است که این زمین‌ها تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی منفی را برای دولت به‌وجود آورده است. در نتیجه‌ی غصب زمین‌های دولتی، بزرگ‌ترین پروژه‌های مالی دولت با مشکلات غیرقابل‌حل روبه‌رو شده است. درگزارش دادگاه‌ها، سارنوالی، شهرداری‌ها، ریاست قضایای دولت، اعضای شورای ملی، اعضای شورای ولایتی، مسوولان وزارت‌های انکشاف شهری، وزارت‌ دفاع، داخله و ریاست امنیت ملی ازجمله‌ی تشویق کنندگان وهمکار غاصبان زمین  گفته شده‌اند. فرماندهان مسلح، زورمندان، اعضای کابینه، ماموران، منصب‌داران، پولداران، برخی ازنمایندگی‌‌های تجارتی و راهنما‌های معاملات ملکیت‌های عامه را غصب کرده‌اند.
چپاول زمین توسط باندهای مافیایی به یکی از مشکلات جدی درجامعه ما مبدل گشته است. تفنگداران و جنگسالاران با حیله ونیرنگ های مختلف زمین های مردم و یا هم زمین های دولتی را به قبضه شان درآورده اند. اینان بالای زمین های غصب شده شهرک میسازند ویا آنرا نمره نموده به قیمت هنگفت بالای مردم به فروش میرسانند. غصب زمین در سراسر افغانستان بارها باعث درگیری های خشونت بار نیز گردیده است.
اکثر قوماندانان وسران به اصطلاح جهادی درراس مافیای زمین درکشورقراردارند واینان این زمین ها را ثمره جهاد خوانده برای خود حلال میدانند. زمانی یوسف پشتون وزیرشهرسازی گفته بودکه در سراسر کشور بیش ازچهار میلیون جریب زمین غصب شده و ازقسیم فهیم منحیث رئیس مافیای زمین نام برد.
عبدالرب رسول سیاف و قوماندانهایش بیشترین زمین دزدی را درکابل و اطراف آن راه انداخته اند. گفته می‌شود که سیاف وزيردستان ونزدیکانش چون قوماندان ممتاز، حاجى شيرعلم، آمرعبدالستار، اکیی، قوماندان داکترعبدالله و غیره هرکدام هزاران جریب زمین غصب شده در اختیار دارند.
از چندین سال بدینسو اعتراضات مردم «شش گذر» ولسوالی پغمان علیه سیاف بلند است که می‌گویند باند سیاف حدود ده هزار جریب زمین را که ملکیت آنان می‌باشد به قبضه‌اش درآورده است. تظاهرات مردم پغمان علیه سیاف تا حال چندین بار به خونریزی و کشته شدن مردم بیچاره منجر گردیده است. بخشی ازاین زمین های دعوایی درساحه چانغر در کنارشاهراه کابل ـ کندهارموقعيت دارند. قابل یادآوریست که سیاف و حواریونش قبلا هزاران جریب زمین دشت چمتله را به زور تصاحب شده به قیمت هنگفت بالای مردم به فروش رسانیدند.
قضیه دیگر زمین دزدی درولسوالی کلکان کابل هم‌اکنون جنجالهای شدیدی را دامن زده است که خطر درگیری های مسلحانه را به دنبال خواهد داشت. درین قضیه نیزسیاف و طرفدارانش دست دارد. حاجی داوود کلکانی عضو پارلمان که از طرفداران سیاف بوده درهمدستی با قوماندان ممتاز (برادرزاده سیاف) حدود یکهزار جریب زمین ساحه آقاسرای و شیخوی این ولسوالی را تصاحب نموده اند. اینان کانتینری با اوباشان مسلح را دراین ساحه جابجا نموده و به زور تفنگ این زمین را درچنگ شان نگهداشته اند. حتی اینها بین خود دراثراختلافاتی درگیر شده اند.
داوود کلکانی وامان الله گذردرولسوالی شکردره کابل نیز درراس مافیای زمین وبه غصب زمین های مردم مظلوم پرداخته اند که تظاهرات وسیع ساکنان این ولسوالی را در بر داشت.  فهیم و برادرانش، اسماعیل خان، عطامحمد، خانواده کرزی و دیگران هم از جمله دزدان درجه اول زمین اند که ازاین درک میلیونها دالر به جیب زده اند.
در همین حال، درنقاط مرکزی شهرکابل نیز، صدها هزارها جریب زمین دولتی غصب شده است. دامنه‌ی کوه‌های شهدای صالحین درناحیه‌ی اول شهرداری کابل و دامنه‌ی کوه‌های آسمایی، عقب ذخایر مواد نفتی کارته آریانا، دامنه کوه‌های قول‌آبچگان و ده‌افغانان در ناحیه‌ی دوم و زمین‌های عقب وزارت زراعت، دهمزنگ، عقب سیلو، جمال‌مینه و کوه آسمایی درمربوطات ناحیه‌ی سوم، چمن وزیرآباد و دامنه‌ی کلوله‌پشته درناحیه‎‌ی چهارم .  با این حال، زورمندان تنظيمي به ‌مساحت هزارها مترمربع زمین را در ساحه‌های تپه‌ی بی‌بی مهرو، دامنه‌ی کوه مشرف، کوتل خیرخانه، زمین توسعه‌ی دستگاه برق حرارتی، پروژه‌های حصه‌های اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم خیرخانه و پروژه‌ی ۲۱۲فامیلی، خانه‌های خودسر ساخته‌اند. ۷۵۰ نمره زمین در منطقه‌ی پروژه‌ی خیرخانه مینه که از جمله‌ی پروژه‌های شهری می‌باشد، توسط افراد مختلف غصب شده است.
باروي کارآمدن حكومت كرزي گزارش ها حاكي از ان بوده است كه با گذشت هر روز زمين هاي بيشتري دولتي مورد غصب قرار گرفته است. د ست يافتن شماري ازافراد تنظيمي ومقامات دولتي به سرمايه هاي بزرگ وكلان درين سالهاي گذشته، وجود اين افراد استفاده جووفرصت طلب درنهاد هاي دولتي وناكارايي و بي توجهي حكومت همه وهمه موارد اند كه باعث افزايش غصب زمين هاي دولتي دركشور شده اند. با اين حال هنوزهم روزانه زمين هاي زيادي دولتي وشخصي مورد غصب قرار مي گيرد و گفته مي شود كه رقم زمين هاي غصب شده دركشور به ميليونها هكتار زمين مي رسد. تنهابیش ازبيست چهارهزارجریب زمین دربغلان ازسوی سلاحداران تنظيمي ومقامات دولتي غصب شده است . این زمین ها شامل علفچرها، للمی‌زارها، کشتزارهای آبی وساحات سبزشهری می باشند.
شهرپلخمری، ولسوالی بغلان مرکزی، دشت خواجه الوان، دشت کرکرودشت کیله‌گی مناطقی اند که بیشترین زمین ها دراین ساحات غصب شده است. اداره اراضی می گوید، بیش ازچهارملیون جریب زمین در مناطق مختلف کشور غصب شده است. که بخشی زیاد ازين زمین ها توسط زومندان سلاحدار که از حمایت قوی مقام های حکومت برخوردار اند، غصب شده است. یک تعداد از سناتوران می گویند که نیاز است در برابر غاصبین زمین در کشور مبارزه جدی صورت گیرد. این سناتوران بدین باور اند که در حال حاضر ارگان های عدلی و قضایی با دادن اسناد برای غاصبین زمین با آنها همکاری می کنند. برای غاصبین زمین و ارگان های قضایی وعدلی اسناد تهیه می کند . در طول تاریخ به اندازی که در اداره کرزي زمین غصب شده است دردوره زمامداران قبلي غصب نه شده بود. مسوولان در وزارت عدلیه نیزاعلام کرده بودند که شماری ازافراد زورمند برعلاوه غضب زمین های دولتی بر نقشه های رسمی موجود در ادارات دسترسی پیدا کرده و با تغییراسناد، زمین های غضب شده را بنام خود کرده اند.در افغانستان برعلاوه فساد اداری و کشت مواد مخدر بزرگ ترین مشکل دیگرغصب زمین های دولتی  از سوی مافیای زمین تا هنوز ادامه داشته و کدام راه موثر برای جلوگیری آن اقدام نگرديده است .
حاجی نبی ویا فهیم وبرادرکرزی زمینهای دولتی را غصب کرده وشهرک آباد نموده است خود کرزی دربیانیه های خود ميگويد- که بلند منزل را در داخل اعمار کنید وسرمایه تان راخارج ازافغانستان نکشید. بنآ تا که اينان دراریکه قدرت هستند ازهرنوع بازپرس معاف هستند وهیاهوی را که رسانه ها برپا کرده انداین صرف یک سرگرمی است .
هندیا دخترغازی امان الله خان ادعامی کند که اوازسوی یک گروه مافیایی غاصبین زمین درکشورتهدید به مرگ شده است. وی ازسوی افراد مسلح رییس حزب مشارکت ملی تهدید به مرگ شد، که به گفتهء خودش برای بازدید زمین مادری اش به منطقهء کاریزمیر شهرکابل رفته بود که زمین های مادری وی ازسوی نجیب الله کابلی رییس حزب مشارکت ملی غصب شده است. وي می گوید، که هفتصد جریب زمین در گلباغ، تنگی سیدان و ریشخورو حدوددوهزارجریب زمین در منطقه کاریزمیرشهر کابل دارند. پیش ازاین رییس مبارزه با فساد اداری، محمد اسماعیل وزیرانرژی وآب را متهم به غصب زمین عبدالمجید زابلی به ارزش ده ها میلیون دالردرولایت هرات کرده بود.
ملکيت هاي دولتي وشخصي چگونه ووسيله چه کساني چپاول گرديد؟؟؟
شيرپورچگونه ووسيله کيها تاراج گرد يد
« قابل توجه آقاي داکتراشرف غني احمدزي ريس جمهورکشور»
بخش دوم



مردم با صدها مشکل روزگارمی گذرانند، نگران این هستند که با تداوم نا امنی ها، مانند حادثه پغمان ،تفنگ کشي درخيمه لويه جرگه درسالروزکشته شدن احمد شاه مسعود وزورگويي وقدرت طلبي بعدازانتخابات ، خدای ناخواسته جان وناموس شان بی رحمانه درمقابل هوسهای قدرت طلبانه جنگ سالاران به خطرافتد. هنوزقاچاق مواد مخدر، معاد ن ، انبارهاي اسلحه ، چوروچپا ول سرمايه ها ي دولتي وشخصي ، رشوت ورشوت ستاني ، قتل وجنايت هاي تکا ن دهنده ، دزدي واختلا س ، خويش خوري وقوم پرستي ، غصب زمينهاي دولتي واملاک شخصي... درکشوربيداد مي کند وهنوزسران گروپهاي اوباش وچپاولگرباتفنگ وماشينداردرشهرکابل برمردم ظلم رواميدارند. کجاست دولت ، قانون ، نيروهاي مسلح ونيروهاي شراندازآيساف؟؟؟ . تاملت راازين بدبختي وتباهي نجات بدهند.
منطقه تاریخی شیرپور درمرکز شهرکابل ویران شد، خانه های آن با بولدوزر هموار شد و میان اعضای کابینه وافراد بانفوذ از جمله فرماندهان جهادی، به شکل مخفیانه تقسیم شد. افرادی که این زمین ها را تصاحب کرده بودند استدلال می کردند که آنها در شهر کابل سرپناه دیگری ندارند و حق دارند خانه ای در این کشور داشته باشند. اما اکنون خانه های بیشتر این افراد در منطقه شیرپور، به فروش و یا کرایه گذاشته شده است. دراین منطقه، نزدیک به ۳۵۰ خانه آباد شده که از نظر مخارج و نوع معماری، در شهر کابل کم نظیر است، ولی آنگونه که دیده می شود شماری زیادی از این خانه ها برای موسسات غیردولتی و شرکت ها به کرایه ماهانه تا ده هزار دالر داده شده است.
به‌ اساس‌ حكم‌ ملا مارشال‌ فهیم‌ ساحه‌ متذ كره‌ از وجود نظامی‌ها پاك‌ و امر تخریب‌ آن‌ داده‌ شد. در جوار این‌پوسته‌ها تقریباً ٣٠٠خانه‌ای‌ غیرنظامی‌ از ده‌ها سال‌ بد ین‌ سو موقعیت‌ داشتند كه‌ در دوران‌ جنگ‌ طالبان‌ در شمالی‌و سرازیر شد ن‌ مهاجرین‌ از آن‌ مناطق‌، به‌ آن‌هاافزوده‌ شد.
اخیراً سه صدوپنجاه نمره‌ زمین‌ چهار بسوه ‌یی‌ كه‌ مساحت‌ مجموعی‌ آن‌ به‌۱٢٠٠٠٠ متر مربع‌ (٦٠جریب‌) می‌رسید برای‌ اراكین‌ بلند رتبه‌ دولتی‌ شامل‌ وزرا، قومندانان‌، جنرال‌ها، معاونان‌ وزرا، والیان‌، روسای‌ دوایر امنیت‌، تجار وابسته‌ به‌ فهیم‌، قانونی‌ و بسم‌اله‌ لوی‌درستیزقبلی وزیردفاع فعلی و همچنان‌ خانواده‌های‌ فهیم‌، قانونی‌، عطا، جنرال‌ داوود و د یگرا ن‌ توزیع‌ گردید واكثریت‌ خانه‌های‌ مهاجرین‌ زیر نقشه‌ آمد. به‌ تاریخ‌۱٣ سنبله‌۱٣٨٢ قوماندانی‌ امنیه‌ كابل‌ تحت‌ قوما نده‌ی‌ عبدالبصیر سالنگی‌ كه‌ درآن‌ ساحه‌ زمین‌ گرفته‌ بود، به‌ منطقه‌هجوم‌ برده‌ و به‌ تعداد ٣٠ منزل‌ را توسط‌ بلدوزر به‌ زور ویران‌ كردند. آنان‌ برای‌ مردم‌ فرصت‌ جمعآوری‌ اموال‌شان‌ را هم‌ ندادند و چندین‌ كودك‌ درین‌ جریان‌ زخمی‌ شد. ساكنان‌ منطقه‌ مقاومت‌ كرده‌ و در اعتراضی‌ كه‌ داشتند عمال‌ دولت‌ و شخص‌ سالنگی‌ را افشا كردند و او را با پرتاب‌ خشت‌ و كلوخ‌ ازآن‌ جا دور ساختند. خانمی‌ كه‌ نام‌خود را فاش‌ نكرد در صبحتی‌ كه‌ بین‌ مردم‌ داشت‌ گفت‌- او مردم‌ این‌ خاین‌ جهادی‌ كه‌ قوما ندان‌ امنیه‌ كابل‌ است‌ از خون‌ ما و شما صاحب‌۵، ٦ خانه‌ شده‌. اینان‌ به‌ اسلام‌ خیانت‌ كرده‌ اند و دروغ‌ می‌گویند و دزدی‌ می‌كنند. حالا آمده‌اند كه‌ ما را از خانه‌های‌ گِلی‌ كه‌ سی‌ سال‌ است‌ در آن‌ها زند گی‌ می‌كنیم‌ بیرون‌ كشند تا برای‌ خود قصرها آباد كنند.
ما باید به‌ روی‌ این‌ … سنگ‌ پرتاب‌ كنیم‌. محمد حنیف‌ یكی‌ از اهالی‌ آنجا گفت‌- ما از سمت‌ شمالی‌ كه‌ خانه‌های‌ ما توسط‌ طالبان‌ سوزانده‌ شد درین‌ جا مهاجر شد یم‌ و سرپناه‌ گِلی‌ برای‌ خود اعمار كردیم‌. بدبختانه‌ كه‌ این‌ زورمندان‌ساحه‌ را بین‌ خود تقسیم‌ كرده‌ و ما را اخراج‌ می‌نمایند. من‌ چند تن‌ آنان‌ را می‌شناسم‌ كه‌ چند ین‌ خانه‌ دارند و این‌جا را هم‌ تصاحب‌ كردند. فردای‌ آن‌ روز پولیس‌ كار تخریب‌ خانه‌های‌ مردم‌ را از سر گرفت‌. مردم‌ محل‌ مكرراً مقاومت‌ كردند. شخصی‌ كه‌ صاحب ‌منصب‌ بود با فامیل‌ خود از خانه‌ خارج‌ نشد و می‌گفت‌- بگذارید این‌ جهادی‌ها و تیكه‌داران‌ ملك‌ كه‌ وطن‌ را خراب‌ كرده‌ اند خانه‌ مرا هم‌ خراب‌ كنند و فامیلم‌ زیر خاك‌ شود.
محمد محسن‌ یكی‌ از باشند گان‌ ضمن‌ خطاب‌ به‌ مردم‌ گفت‌- ما مردم‌ بیچاره‌ در هیچ‌ جای‌ شهر كابل‌ خانه‌ نداریم‌. ما مهاجر هستیم‌ و نان‌ خوردن‌ خود را نداریم‌. بصیرسالنگی‌ ما را به‌ زور از خانه‌های‌ ما بیرون‌ می‌كند، دولت‌ هم‌عرض‌ ما را قبول‌ نكرد. كرزی‌ ما را به‌ حضور نپذ یرفت‌ و از پشت‌ دروازه‌ رد شد یم‌، مقابل‌ دفتر یونما اعتصاب‌كردیم‌. » بعد از آن‌ كه‌ بوی‌ موضوع‌ از طریق‌ راد یوهای‌ جهانی‌ بلند شد، یونس‌قانونی‌ و انورالحق‌احدی‌ كنفرانس‌مطبوعاتی‌ را ترتیب‌ دادند. آنان‌ گفتند كه‌ كدام‌ نقض‌ حقوق‌ بشر را در این‌ رابطه‌ نمی‌بینند و این‌ جنایت‌ را قانونی‌وانمود كردند. دولت‌ تا روشن‌ شد ن‌ قضیه‌، اعمار منازل‌ جدید را ممنوع‌ اعلام‌ كرد و كمسیونی‌ را در رابطه‌ توظیف‌نمود كه‌ كمسیون‌ در كارش‌ ناكام‌ بود. از حبیب‌اله‌اصغری‌ معاون‌ شاروالی‌ كابل‌ در این‌ رابطه‌ پرسیده‌ شد كه‌بیشرمانه‌ گفت‌- شاروالی‌ از قضیه‌ آگاهی‌ ندارد. در حالیكه‌ محمدانورجگدلک قبلآ شاروال‌ كابل‌ وفعلآ والی کندز، زیر نام‌ رییس‌ المپیك‌ وامیرالد ین‌ سالك‌ معاون‌ شاروالی‌ و شخص‌ اصغری‌ درآن‌ ساحه‌ زمین‌ گرفته‌ اند. برای‌ باقی‌ساكنان‌ آن‌ جا سه‌ ماه‌ وقت‌ داده‌ شد‌ كه‌ ساحه‌ را تخلیه‌ كنند. روزنامه‌ آرمان‌ ملی‌ اقدام‌ و حركت‌ حق‌خواهانه‌ مردم‌را نامعقول‌ گفت‌ وعمل‌ افشاگرانه‌ حقوق‌ بشر را نكوهش‌ كرد زیرا میرحیدر مطهرازپنجشیرمدیرمسئول‌ روزنامه‌آرمان ملی خود‌ یك‌ نمره‌ زمین‌ در آن‌ جا تصا حب‌ شده‌ است‌. رییس‌ ناحیه‌ دوم‌ گفت‌- توزیع‌ زمین‌های‌ شیرپور كه‌به‌ اساس‌ وابستگی‌های‌ گروهی‌ و شخصی‌ صورت‌ گرفته‌ غیرعادلانه‌ است‌ چرا كه‌ در شاروالی‌ بیش‌ از ده‌هزار تقاضانامه‌ برای‌ گرفتن‌ زمین‌ وجود دارد كه‌ از چند ین‌ سال‌ به‌ این‌ طرف‌ روی‌ هم‌ انبار شده‌ و كسی‌ به‌ داد شان‌نمی‌رسد. در سندی‌ كه‌ از شاروالی‌ كابل‌ به‌ د ست‌ آمده‌ در مورد توزیع‌ زمین‌ها چنین‌ تذ كر رفته‌ است‌… زمین‌های‌توزیع‌ شده‌ به‌ مساحت‌ چهاربسوه‌ برای‌ فی‌ نفر تحت‌ این‌ شرایط‌ كه‌ تعمیر دو منزله‌، پخته‌كاری‌ و دارای‌ چاه‌ سپتیك‌باشد، اعمار گردد.
ساحه‌ای‌ كه‌ مربوط‌ وزیراكبرخان‌ است‌، قیمت‌ آن‌ بلند  می‌باشد.
لیست‌ تعدادی‌ از كسانی‌ كه‌ این‌ زمین‌ها برای‌ شان‌ داده‌ شده‌:
ـ ٢٠ جنرال‌ جهادی‌ و غیرجهادی‌ بلندرتبه‌.
ـ ۴٨ قوماند ا نان‌ مسلح‌ بر حال‌ جهادی‌.
ـ ٨ معاون‌ وزیر
ـ ۵ معاون‌ والی‌
ـ ٢٢ تاجروابسته‌ به‌ فهیم‌، قـانونی‌، عتیق‌اله‌بریالی‌ قبلآ معاون وزیر د فاع پسرخاله قانونی و بسم‌اله‌ فعلآ وزیر دفاع.
ـ جنرال‌ عارف‌ قبلآ رییس‌ عمومی‌ امنیت‌ ملی وفعلآ وکیل درشورای ملی ازپنجشیرو پنج‌ تن‌ از اقاربش‌.
ـ روسای‌ امنیت‌ دولتی‌ و داخله‌.
ـ امیرالد ین‌ سالك‌ معاون‌ شاروالی‌
ـ انجنیرعبدالطیف‌ رییس‌ اسكان‌
ـ ملا تاج‌ محمد والی‌ قبلی كابل‌ وفعلآ وکیل شورای ملی.
ـ احمد مسعود پسر احمد شاه‌ مسعود.
 ـ مفتاح‌الد ین‌ كارمند عالی‌ رتبه‌ امنیت‌ دولتی‌.
ـ انجنیرمحمداسحق‌ رییس‌ قبلی رادیو و تلویزیون‌.
ـ بابه‌جلندر قوماندان‌ شورای‌ نظارازپنجشیر.
ـ نوریه‌زینب‌انوری‌ رییسه‌ كودكستان‌ها، خانم‌ انوری‌ قبلآ وزیر زراعت‌ وفعلآ والی هرات.
 ـ بسم‌اله‌ وزیردفاع برای‌ پسرانش‌ عنایت‌الله‌ و هدایت‌الله ازپنجشیر‌. و…
افرادی‌ كه‌ در شیرپور زمین‌ گرفته‌ اند و خانه‌های‌ قبلی‌ شان‌ افشا شده‌ است.
ـ قانونی‌ وزیر قبلی داخله ومعارف‌ وفعلآ ریس ولسی جرگه كه‌ در حصه‌ اول‌ خیرخانه‌، وزیراكبرخان‌، هند، لندن‌ودوبی وجاها ی دیگرقصر.
- برادران احمد شاه مسعود مالک چندین قصروبلدینگ درداخل وخارج.
- ميرحيدرمطهرازپنجشيرمديرروزنامه آرمان درکابل ...
- حاجی محمد محقق که چندین خانه درکابل وولایات کشوردارند.
ـ فهیم‌ ده هاخانه‌ ی‌ مجلل‌ در پروان‌ دوم‌، كارته‌پروان‌ و وزیراكبرخان‌ و چندین‌ منزل‌ دیگر در تایمنی‌، خیرخانه‌ و پل‌باغ‌عمومی‌، دوبی و…دارد.
- عبدالله (مشوربه دبل عبدالله) منازلی درپنجشیر، کابل و…
ـ دامادهای‌ فهیم‌ هر كدام‌ در كارته‌ پروان‌، مقابل‌ لیسه‌ نادریه‌ وخطرخانه – خانه‌ دارند.
ـ عبدالحسین‌، حاجی‌ مقیم‌، عبدل‌امین‌ و عبدالقدیم‌ برادران‌ فهیم‌ زمین‌های‌ شیرپور توزیع‌ گردید كه‌ هر كدام‌ برعلاوه‌در پروان‌ دوم‌، پروان‌ سوم‌ مقابل‌ باغ‌ بالا و كارته‌ پروان‌ خانه‌ها داشته‌ و مصروف‌ تجارت‌ سنگهای قیمتی پنجشیرو تیكه‌داری‌ تعمیرات‌ آیساف‌ در ساحات‌ پلچرخی‌ و دارالامان‌ می‌باشند.
ـ حاجی‌ محمدعثمان‌ كاكای‌ فهیم‌ در شیرپور زمین‌ غصب‌ نمود كـه‌ قبـلاً هم‌ مـالك‌ دو خــانه‌ در بهارستان‌ كارته‌پروان‌و پروان‌ سوم‌ بود.
ـ عتیق‌الله‌، نجیب‌الله‌، حاجی‌فرید پسران‌ كاكای‌ فهیم‌ و ثریا دختر كاكایش‌ كه‌ همه‌ دارای‌ دو سه‌ حویلی‌ در شهر كابل‌بودند، زمین‌های‌ شیرپور داده‌ شده‌.
ـ قره ‌بیگ‌ قبلآ رییس‌ سره‌ میاشت‌ ازپنجشیركه‌ دارای‌ سه‌ خانه‌ می‌باشد.
ـ نظری‌ رییس‌ اداری‌ وزارت‌ حج‌ و اوقاف‌ دو خانه‌ دارد.
- تورن اسماعیل وزیرآب وبرق، درکابل، هرات، دوبی، مشهد و…
ـ عطا والی بلخ چندین درجن قصروبلدنگ درمزار، کابل، دوشنبه، تاشکند ودوبی و,,. دارد.
ـ عبدالبصیرسالنگی‌ سابق‌ قوماندان‌ امنیه‌ كابل‌ وفعلا والی پروان كه‌ سه‌ خانه‌ و ٣٠ باب‌ د كان‌ قبلاً در شهر كابل‌داشت‌.
- غضب قسمت ازپارک وزیراکبرخان وسیله جبار ثابت لوی ثارنوال ودیگران.
ـ جنرال‌ ظاهراغبر (مشهوربه ظابط ظاهر)ازپنجشیروبرادرانش طاهروصدیق شباب فعلآ درجرمنی در ساحه‌ گولای سینمای خیرخانه‌ قصر شاهی درپرژه جدیدوجای دیگرخانه ها دارند وشیرپوررا نیزچورپورکرده اند.
ـ محمد شریف‌ شریفی‌ برادر قانونی‌ كه‌ در خیرخانه‌ وخارج کشور…خانه‌ دارد.
- عتیق الله بریالی ازپنجشیرقبلآ معاون وزارت دفاع چندین خانه رهایشی دارد.
- جنرال داود قبلآ معین مبارزه باموادمخدروزارت داخله ازپنجشیرچندین خانه درکابل وولایات کشوردارد.
- ثارنوال کرام الدین قبلآ ثارنوال شورای نظار، ریس اداره سوم امنیت ملی، ریس دفترمارشال فهیم دروزارت دفاع، ریس فدراسیون فتبال ووالی پنجشیرخانه های متعددی خریداری وغضب نموده است.
ـ جنرال‌ محمدعارف‌ رییس‌ امنیت‌ دولتی‌ ازپنجشیركه‌ سه‌ خانه‌ را در كارته‌ پروان‌ تصاحب‌ كرده‌ و سرك‌ عمومی‌ را مسدود ساخته‌ است‌.
ـ عبدالمحمود قبلآ لوی‌ ثارنوال‌ ازپنجشیرچندین خانه درشهرکابل دارد.
ـ حاجی‌ شیرعلم‌ قوماندان‌ سیاف‌ كه‌ در تایمنی‌، کمپنی وپغمان خانه‌ دارد.
ـ قوماندان‌ ملاعزت‌ كه‌ در كارته‌ پروان‌، خوشحالخان وپغمان خانه‌ دارد.
در پی کنفرانس خبری کمیسیون مستقل حقوق بشر و گزارشگر ویژه ملل متحد در مورد تخریب منازل مسکونی اهالی شیرپورواتهام تعدادی از مقامات دولتی به غصب املاک رهایشی و نقض حقوق بشر در مقر آن کمیسیون برگزارشد، عکس العمل های مختلفی ازسوی مقامات و اشخاص ذیربط صورت گرفت. سخنگوی کمیسیون مستقل حقوق بشر در مورد گزارش این کمیسیون توضیح داده گفت؛ که بین دو گزارش، یکی لیست افرادی که مستحق نمره شده اند و دیگری تخریب خانه های مردم در شیرپور خلط صورت گرفته است. در گزارش کمیسیون فقط تخریب اجباری خانه های مسکونی مردم و شیوه برخورد با آنها، نقض حقوق بشر تلقی شده است.
 به دنبال این مشاجرات، سخنگوی دولت اعلام کرد؛ کرزی دستور داده است که کمیسیون مستقلی به منظور پیگیری قضیه اهالی شیرپور و خلاف کاریهایی که در قسمت توزیع زمین صورت گرفته، تشکیل گردد. اما این کمیسیون مانند کمیسیون های دیگرهزگزتشکیل نگردید وهمه سخنان کرزی چون بادهوا به فضامیپیچد. براهیمی نماینده خاص قبلی ملل متحد درامورافغانستان از گزارش گزارشگر ویژه ملل متحد دفاع کرد و گفت- با این گزارش اصولاً موافق است و تخریب خانه ها را بالای مردم نقض حقوق بشر تلقی می کند. وی تأکید کرد که تخریب خانه ها اشتباه بوده، حتی اگر آنها دستور رسمی را اجرا می کردند. . . شاروالى، تحلیلگران و کمیسیون بررسى غصب ملکیت هاى وزارت دفاع، مقصر اصلى در غصب این املاک را، احکام غیر قانونى اراکین بلند رتبه زمان ربانى، به شمول خودش، میدانند.
ساحات آتى که مشتمل بر صدها جریب زمین مربوط تاسیسات وزارت دفاع سابق بوده، در چهار طرف شهر کابل توسطه وابسته گان مقامات ارشد تنظیمى و دولتى، بر اساس احکام غیر قانونى کرزی وربانى و اراکین دولتى اش، غصب شده اند. ساحه اول در جنوب شهرکابل، موازى اراضى ایکه محاط است از طرف شرق به تپۀ تاج بیک، ازطرف جنوب به کوه کُرغ، از طرف شمال به افشار دارالامان و ازطرف غرب به آخر دشت برچى. این ساحه، توسط شخصى بنام حاجى نبى که به گفتۀ مردم محل، برادر کریم خلیلى معاون رییس جمهور است، غصب شده که قبلاً قطعه سکاد و غند توپچى در آن جابجا بوده. اين شهرک مانند حیات آباد پشاور به چهار فیزتقسیم شده بوددر بین آن یک پارک، در وسط سرک عمومى، دوطرفه طورى نقشه کشى شده که از شرق به غرب امتداد یافته و هر نمرۀ آن، از ده الى بیست هزار دالر امریکایى به فروش میرسد.
ساحه دوم، جنوب غرب شهر کابل، ساحه بالاتر از دشت برچى، نزدیک ارغندى( اخلاص مینه )که مربوط به حاجى شیر علم ابراهیمى (قوماندان شیرعلم )، قبلآ والى غزنى و یکى از قوماندانان ارشد سیاف میباشد. دراین ساحه هم پوسته هاى قبلى فرقه ١٠، مستقر بوده است. ساحه غرب شهر کابل ساحه غند ٢٤ و غند تانک فرقه ١٠ که محاط است، از طرف جنوب به چهلتن، از طرف شرق به خواجه جم، از طرف شمال به بند قرغه و از طرف غرب به زیارت خواجه مسافر. در این محل شهرکى تحت پروژه ی بنام شهرک ملاعزت ( قوماندان ملاعزت ) اعمارگردیده است.
ازهر نمرۀ سه بسوه یى آن که مبلغ هشت هزار دالر بفروش رسیده، تا کنون هشتصد نمره آن توزیع شده است. ملا عزت یکى از ارکین برجسته جمعیت اسلامى و قوماندان اسبق فرقه ده بوده است. ساحه سوم درشمال شهرکابل، عقب قطعه بابه جان( فرقه ٥٥ ) مربوط وزارت دفاع که از طرف شخصى بنام دگرجنرال عبدالرحمن، مولاناى سید خیلى توزیع شده و هر نمرۀ آن، از ١٥ الى ٢٥ هزار دالر بفروش رسیده است. ساحه چهارم ساحه گُلباغ و فامیلى هاى ریشخور در جنوب کابل که تاسیسات دیسانت هجومى و فرقه ١٧ ریشخور وزارت دفاع در آن مستقر بود. این ساحه که ازطرف غرب محاط است به کوه کُرغ، از طرف جنوب به چهل دختران چهار آسیاب، ازطرف شمال به قلعه فتح چهاردهى و از طرف شرق به خیر آباد چهار آسیاب، هر نمرۀ آن، مبلغ نُه هزار دالر بفروش رسیده است. همچنان تاسیسات تپۀ نادرخان و١٦جریب زمین لواى راکت قرغه هم، مورد چپاول قرار گرفته است.
گوشه ي ازچپاولگري عطامحمد نوربه گفته همقطارانش مرد نمونه ووالي پيشگام

 
قوماندان عطا که درغارت دارایی های دولتی وملکیت های مردم طی اين سالها دراداره ملوک الطوایفی اش دربلخ، گوی سبقت را درغارت؛ ازسایراسلافش ربوده است، بیدادگرانه همچنان پا برگرده ی مردم گذاشته و رژیم مصلحت گرايي کرزي نیزبطورمسخره ی این ابتذال سیاسی را به نظاره نشسته است.
عطا طبق آمارهایی، روزانه صد ها هزار دالر امریکایی ازفروش زمینهای دولتی، قاچاق هروئین، مافیای انجوئیسم و شرکتهای تجارتی اش درآمد دارد.
اشخاصي که درشبکه ی مافیایی بلخ مصروف کاراند، با استفاده ازپست های دولتی، بطور مستقیم به فعالیتهای غیرقانونی وجنایت علیه بشریت پرداخته ودرنتیجه درصدی بالایی ازدرآمد هایشان را به حسابهای بانکی قوماندان عطا دربانکهای امارات متحده ، ايران وآسیای میانه سرازیر میکنند.
با آنکه والیان به اساس امتیازات دولتی، اندکی بیشتراز (یک صد هزار افغانی) معاش دارند، اما براساس فرمان کرزی والیان برای مهمانی و دسترخوان پولی شان نیزنزدیک به (چهل هزار افغانی) دیگر نیز بدست می آورند.
اما این همان پول است که به شکل قانونی ازمجرای دولت یا ازجانب مستوفیت برای شان پرداخته می شود، اما در افغانستان تعدادی ازوالیان درآمد ماهانه ی نسبت به معاش دولتی که دریافت می کنند حیرت آور و سوال برانگیز است. اگرموترهای تعدادی ازوالیان را درنظر بگیریم ارزش هرکدام این موترها بیشترازمعاشی است که یک والی می تواند حتی درطول عمر خود بدست آورد. مثلاً توریالی ویسا والی کندهارپنج موتر زرهی (ضد گلوله) مادل دوهزارده،  والی هلمند چهارموتر زرهی مادل  دوهزارده و حال دو موتر زرهی دوهزاريازده یی دیگر نیز خریداری نموده است، والی فراه سه موتر زرهی، والی هرات پنج موتر زرهی،  والی زابل دو دوموتر زرهی،  والی غزنی دو موتر زرهی، والی بلخ پنج موتر زرهی مادل  دوهزارده و یک موتر زرهی مادل دوهزاريازده نوع کروزین دارد.
والیانی دیگری نیز هستند که یک موترش ازصدهزار دالر امریکایی گرفته تا يکصدوچهل هزار دالر امریکایی ارزش دارد. با آنکه ظاهراً می گویند که این وسایط دولتی اند اما زمانی که از وظیفه سبک دوش می شوند، دیده شده است که این وسایط را با خود به خانه می برند.
اما، ما جایدادهای عطامحمد نور والی بلخ را مورد بررسی قرار می دهیم که تنها در ولایت بلخ نزدیک به یک میلیارد  دالر( هزارمیلیون دالر) می رسد. این دارایی است که نه ازپدرش برای  میراث مانده و نه هم از مجرای تجارت بدست آورده است بلکه درده سال گذشته با استفاده از پست دولتی بدست آورده است.
پدر عطا محمد نور درشهر مزارشریف یک دوکاندارساده بود که تمام مفاد سالانه وي به بیش ازهزار دالر امریکایی نمی رسید، اما امروز پسرش (عطامحمد نور) منحیث یک سرمایه دارجهانی یاد می شود. در سال های گذشته والیان و وزیران دولت افغانستان میلیون ها دالر امریکایی را حیف میل نموده اند که مانند والی بلخ تا هنوز نه از سوی دولت و نه هم از جانب رییس جمهور مورد پیگرد قرار گرفته اند.
حتی برادران رئیس جمهوری هریک محمود کرزی واحمد ولی کرزی و...، تا چند سال قبل درهوتل های امریکا مزدوری می کردند، اما در دوره ی حکومت برادرش (حامد کرزی) میلیونرشدند که این خودش یک مثال آشکار از غرق بودن حکومت قبلي در گودال فساد است.
جنگ سالارعطا محمد نورکه لقب مرد معارف و مرد صلح را درولایت بلخ خودش به خود داد بخاطرخدماتی بود که خون مردم را ریختاند ومکتب ،شفاخانه ، پل وپلچک را به آتش کشید . عطا محمد نورزمانی که میخواهد ازیک محل به محل دیگری نقل نماید یعنی ازیک خانه به خانه دیگربرودوی را بیش ازپنجاه موترتعقیب سکورت مینماید که همۀ مال ملت اند. وي درشهرمزارشریف مالک بیش ازده ها بلند منزل است که بعضی ازآنها رابه نام خودويا زن ، فرزندان واقارب خويش خریداری نموده است. عطامحمد والي بلخ اضافه از ۵۰۰ قباله شرعي در ارتباط جايداد ها يابه نام خود يابه نام خانم ودوپسران و دخترش دراملاك ثبت ميباشد.

 

چندي قبل جنگ سالارمعروف عطامحمد نور، متهم نقض حقوق بشروکسی که درچوروچپاول ميليون ها دالرازدارایی های خصوصی ودولتی درشمال افغانستان دست دارد، به خبرنگارشبکه الجزیره گفته است که طالب به مراتب بهترازجنایات دوستم است. عطا محمد نوراين را در پاسخ به شایعاتی مبنی برقرارگرفتن جنرال دوستم بجای او، درولایت شمال اظهار داشته است.اين جنگ سالار، درانتخابات ریاست جمهوری ازجنگ سالارديگردبل عبدالله حمایت کرده بود. بخش قابل توجهی ازتقلب انتخاباتی در ولایت بلخ به نفع دبل عبدالله، با اعمال نفوذ وفشارعطا محمد نورصورت گرفته است. 

فشرده ازجايدادهاي عطامحمد نور: - پروژه خالدبن وليدكه ازطرف والي توزيع گرديده تقريباً ۶۰۰۰ هزار نمره است كه قيمت في نمره آن مبلغ ۸۰۰۰هزار الي ۲۰۰۰۰ هزاردالربه فروش رسيده ودر پروژه متذكره به تعداد ۲۰۰ نمره درقسمت فوق العاده براي خود غضب نموده است. ماركيت عصري به نام باختر كه درآن به تعداد ۲۰۰ باب دوكان.ماركيت بادام درپهلوي سينا استديوم كه اكنون ملكيت شان ميباشد.ماركيت به نام عجب خان كه اكنون كارتعميرات وساختمان آن تکميل گرديده . سنتر بزنس نور كه هشت طبقه بوده وبا تعداد ۱۰۰ باب دوكان .ماركيت ادويه فروشي مقابل شفاخانه مزار.كلنيك لايزرنور.شركت تيل نوردروازه بلخ.
 منزل رهايشي چندين طبقه به نام مترانور(دخترش) ۴۰۰ باب اپارتمان دارد.منزل ده طبقه يي مقابل شاروالي مزار.شركت ترانسپورتي مترا نور كه بيش از ۳۰۰ نوع موتردرآن فعاليت دارد.ماركيت جديد كه بجاي سينماي سابقه مزار اعمارگرديده ، حدودآ ۱۰۰۰ هزار دوكان دارد. پمپ استيشن هاي خالد نور كه درنقاط مختلف شهرمزار موقعيت دارد. خانه شخصي اش درچهار طبقه درمنطقه چوغدك كه بامصرف دومليون دالر. يك باب سراي حدودي سه جريب زمين ايستگاه موترهاي ولسوالي شولگر.ساختمان بلند منزل عقب تعميرولايت.صالون های عروسی آریانا درشهر مزارشریف. تعميربلند منزل عقب ليسه سلطان راضيه بنام خانمش وفعلآ کلينک شخصي است .موسسه آموزش تحصلات عالي به نام آريا درشراکت با احمدضيا.دوباب شفاخانه به نام مولانا جلال الدين و الفلاح.مقابل پوهنتون بلخ ماركيت بلند منزل به نام سينا که دارايي ۴۰۰ باب دوكان ،درشهرك حيرتان ذخيره هاي تيل وجايداد متعدد باشركت وارداتي انترنيشنل ، ومالکيت وي و كمال نبي زاده ، دستگاه تلويزيون شخصي به نام آرزو...  عطامحمد که خود را نورمی نامد، با پیشینه تاریک اندیشی و تاریک فکری که در عملنامه سیاه او از روز گار مکتب سوزی وزن ستیزی درج گردیده است بربلخ فرمان می راند. این مرد سیاه کار وسیاه دل و یاران دیگر تنظیمی اوبیشرمانه دارایی های دولت ومردم مظلوم راغارت میکنند . شمار قصر ها وبلند منزل های این فرومایه گان قرن بیست ویکم از حساب بیرون است، بگونه نمونه از چند مارکیت وقصربلند منزل سرباند دزدان دربلخ یاد آور میشویم تا خواننده گان به غفارپهلوان و رسول پهلوان که اسلاف این وطنفروشان درچپاول و ثروت اندوزی بودند روی سفیدی تاریخی دهند. اگر ازروضه مزار شریف که دروسط شهرقراردارد بطرف غرب حرکت کنید درکمتر از یک کیلومتر تماشا خواهید کرد که چگونه سینمای سابق مزارننداری به مارکیت والی بلخ تبدیل گردیده است و درمقابل آن مارکیت دیگر او خالد نور قد برافراشته وکمی پیشتر قصرمهمانان وي ساخته شده و درمقابل قصر،اتحادیه باربری و ترانسپورتی خالد و طارق با صد ها موتر قرار دارد ومتصل آن پطرولیم طارق نور به خیابان غربی انوارچراغهای گوناگون بخشیده است و کمی پیشتر به شفاخانه الفلاح می رسید که با جه خود میرویس ریس شفاخانه بلخ تازه سرمایه گذاری نموده اند.درنخستین گام زیر زمینی دروازه شادیان والی چند قصر وخانه و مهمانخانه راميبنيد  تا کوه های شادیان که پروژه خالد بن ولید با هزاران نمره رهایشی باغضب زمین های دولتی ادامه می یابد همه را والی به نفع شخصی غضب نموده اند. وبه همین ترتیب سرای سابق عجب خان وکارته آریانا چندین قصروتعمیر همه مالکيت والي بلخ است ، در سمت شمال مارکیت ترکاری سابق حق مسلم این مجاهد ومقاومت گر بي مانند است و دها جایداد غیرمنقول دیگر که درین مختصر ذکرآن نمی گنجد.  این به اصطلاح مجاهدین که هرلحظه واژه جهاد را به رخ مردم می کشند وپای آمریکایی و یاران غربی را میبوسند بی شرمانه صد ها هزارجریب زمین دولتی را غضب نموده اند که شهرک های خالد بن ولید وهمدرد نمونه های ناچیز آن محسوب میگردد. باند مافیایی والی چون پادشاه کل اختیار بلخ هرکسی را که مانع اغراض خود فکر کنند بی هراس گردن می زنند وپروا ازمحاکمه ومحاسبه نيزاست.

بیشترین ساحات مرکزشهر را عطا خریداری نموده؛ مالک شفاخانه ها الفلاح ومولانا، شهرک های رهایشی مانند پروژه خالد بن ولید، مراکزتجارتی نور، تانک تیل طارق نور، مهمانسرای مزار، اپارتمان زرگری ها، رحمان مارکیت، بازار باختر، انستیتوت علوم صحی مولانا واپارتمان شبکه مخابراتی MTN واقع درشهرنوکابل میباشد وقرارمعلوم حدود ۲۵۰ قباله رسمی ثبت شده درمحاکم بنام خود ووابستگان نزدیکش دارد. درسایر بلند منزلها، تجارت خانه ها، مارکیت های لباس فروشی، انجو ها، شهرک ها، شفاخانه ها و کلینیک های شخصی با فیصدی معین یا شریک است و یا از آنان حق میستاند. گندگی باج خواهیش به جایی رسیده که درماه حوت سال (۱۳۸۸) نزدیک به نوروزسال نوکسی درتاشکند ازکمال نبی زاده رییس شرکت نبی زاده وتلویزیون «آرزو» که دوست نهایت صمیمی کاروبارعطا است میپرسد، چرا با وجود «امنیت» درمزارسرمایه گذاری نمیکنید؟ درجواب میگوید «نمیخواهم برای زنم شریک بگیرم»! مختصرترین جواب ازیک بورژوا کمپرادورچی معنی دارد غیرازینکه درتمامی امور با استاد شریک است.
اخیرا خریداری کشتی باربری، سرمایه گذاری و انتقال پول به خارج کشورمخصوصا به بانک های امارات و اروپا او را به یکی ازغول های سرمایه درافغانستان بدل کرده است.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۳۱ساعت ۱۲:۴۷ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

امريکا ته د سفر په اړه د اشرف غني او عبدالله تر منځ ژور اختلافات پيدا شوي:

تېره اونۍ د امريکا ولسمشر بارک اوباما د ګډ حکومت مشران امريکا ته ور وغوښتل.

سپينې ماڼۍ څخه خپره شوې خبرپاڼه وايي چې ولسمشر اوباما به د ګډحکومت مشر اشرف غني، اجراییه رییس عبدالله او د حکومت نور مشران د مارچ په ۲۴مه خپل حضور ته ومني.

اوباما او د ګډحکومت مشران به په امنیت، اقتصادي پرمختګ او د سولې په اړه خبرې اترې وکړي.

 امريکا ته د ګډ حکوت د مشرانو د سفر په اړه د اشرف غني او عبدالله تر منځ اختلافات را پيدا شوي دي.

د امريکا له لوري په دغه بلنه کې د ولسمشرۍ اووه تنه او د اجرایيه رياست پنځه تنه غوښتل شوي او د امريکا ولسمشر بارک اوباما سره به يوازې د ګډ حکومت اول مشر اشرف غني ليده کاته کوي.

اجرايیه رييس عبدالله د ياد خبر په غبرګون کې ويلي، که اوباما سره د ليدو پروګرام کې د ده نوم نه وي، نو دی به امریکا ته له سفره انکار وکړي.

امريکا د ګډ حکومت له مشرانو غوښتي، چې واشنګټن ته د سفر لپاره بايد د خپل پلاوي شمېر کم کړي.

د ارګ د پټو سرچينو له قوله: دواړو مشرانو اختلافات امريکا ته د سفر او هلته د تشريفاتي هيأت او د پلاوي د ګډونوالو د شمېر په اړه دی.

د دواړو مشرانو له سفر وړاندې د ګډ حکومت مشر اشرف غني د ماليې وزير او امريکا کې د افغانستان پخوانی سفير اکليل حکيمي واشنګټن ته لېږلی، تر څو د افغان پلاوي د سفر لپاره ترتيبات ونيسي او په عين حال کې اجرایيه ريس دغه دنده سيد طيب جواد ته سپارلې، چې په لنډ وخت کې به امريکا ته روان شي.
د ارګ سرچينې وايي، چې د بارک اوباما د پلان له مخې بايد اشرف غني او د ګډ حکومت يو بل چارواکی به امريکايي ولسمشر سره ليده کاته کوي، مګر اجرایيه رييس ډاکټر عبدالله وايي، چې که د اوباما د ليدو په پلان کې د ده نوم نه وي، نو دی به امريکا ته سفر ونه کړي.

د پخواني ولسمشر حامد کرزي د واکمنۍ پر مهال به نوموړي امريکايي الوتکه کې امريکا ته سفر کاوه او ډېری وخت به يې «ايرفورس۲» واشنګټن ته د سفر لپاره کاروله او دا ځکه چې د افغانستان الوتکې امريکا ته د سفر پر مهال اقيانوس له بحره نه شي تېرېدای.

داسې ويل کيږي، چې د ګډ حکومت د مشرانو د سفر لپاره د افغانستان بهرنيو چارو وزارت له امريکا يوه الوتکه په کرايه غوښتې، مګر د معلوماتو له مخې دغه الوتکه د ټاکل شوي افغان پلاوي د وړلو توان نه لري او له همدې امله امريکا د ګډ حکومت له مشرانو غوښتي، چې د خپل پلاوي شمېر کم کړي، تر څو دغه کرايه شوې امريکايي الوتکه کې ځای شي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ساعت ۲۱:۵۴ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

این اسناد  نشان دهنده 3.5 میلیون دالر اختلاس در وزارت مالیه توسط عمر زاخیلوال و همکاران گمرکی ایشان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۱/۱۰/۲۰ساعت ۰:۳۸ قبل از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 



• آقای وحید الله شهرانی تابیعت کشور انگلستان را دارا بوده و هرگز نخواسته و نمی خواهد که تابیعت دوم
خویش را از دست دهد.

• تحصیلات را که آقای شهرانی فراگرفته، نسبت فقدان تجربه کاری نتوانسته از آن به نفع کشور استفاده نماید، بلکه برعکس در زمان تصدی معینت مالی وزارت مالیه بمنظور منفعت جوئی خود و اطرافیان اش دولت را میلیونها افغانی متضرر ساخته است. که عدم تجربه کاری موصوف وزارت تجارت را به قهقرا خواهند کشانید، چنانچه هموطنان ما از عدم تجربه وزیر اسبق ترانسپورت آقای قاسمی معلومات کافی دارند که شرکت آریانا را میلیونها دالر متضرر ساخت.

• در حالیکه موصوف اخیر تذکره تابیعت نمودن سن موصوف نیز کمتر از 35 سال میباشد، که عضویت وی در کابینه خلاف قانون اساسی کشور است.

• همچنان آقای شهرانی همین اکنون در ارگانهای حراست از قانون به اتهام اختلاس و وارد درین خساره به دولت تحت تعقیب عدلی قرار دارد والی روشن شدن دوسیه نسبی اش حق ندارد بحیث وزیر ایفای وظیفه نماید. زیرا حکم محکمه میتئاند وی را به حرمان از حقوق مدنی اش محکوم نماید.
• موضوع دیگر اینکه قانون اجتماعی و حق شهروندی اینرا حکم نمیکند که با اتلاف حق هزاران متخصص دونفر از یک فامیل عضویت کابینه را حاصل نمایند.


برای اینکه وکلای محترم ملت و مردم افغانستان را در روشنی یک حقیقت تلخ در رابطه به اتهام وارده علیه آقای وحیدالله شهرانی متوجه ساخته باشیم به استناد اسناد مدلل،مستند و موثق، عدم تجربه کاری منفعت جویی، اختلاس و خساره رساندن به دولت را در زمان تصدی پست معینت مالی وزارت مالیه تذکر میدهیم. قرار نظارتی کمیته موظف تحقیق و برسی لوی څارنوالی که توام نامه شماره 929/512 مورخ 01/05/1386 اصدار یافته است در ضمن تشریح رویداد قضیه که از سوی مسئولین و ادارات مختلف استفسار به عمل آمده است نتیجه یک برسی مسلکی و همه جانبه موظفین حراست از قانون را برملا میسازد که نتیجه گیری و نظریه خویشرا چنین نگاشته اند.

وزارت محترم انکشاف شهری به منظور تسخین مرکز گرمی مکروریانها به اساس مصوبه شماره 23 مورخ 17/07/1385 شورای محترم وزیران به وزارت مالیه هدایت میدهد تا مبلغ یک میلیون دالر را به منظور خریداری تیل مورد ضرورت به دسترس وزارت انکشاف شهری قرار دهد تا از طریق وزارت محترم اقتصاد
معادل مبلغ یک میلیون دالرخریداری گردد. که موضوع را تحت داوطلبی قرار میدهند، در مجلس داوطلبی نماینده گان ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع، وزارت های محترم مالیه، اقتصاد و انکشاف شهری اشتراک داشتند که قیمت تیل نوع پیچنوی از قرار فی تن چنین ارائه شده است:


ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع فی تن مبلغ 535 دالر امریکائی

شرکت عبدالله ندا فی تن مبلغ 635 دالر امریکائی

شرکت حمید مسلم فی تن مبلغ 630 دالر امریکائی

شرکت زاهد ولید فی تن مبلغ 855 دالر امریکائی

شرکت غضنفر فی تن مبلغ 800 دالر امریکائی

که نازلترین قیمت از ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع بوده ولی هیئت مجلس داوطلبی و ارزیابی بدون در نظر داشت سوابق و اعتبار تصدی دولتی که به تمام وزارت خانه ها، ادارت دولتی و حتی تاجران مسئولیت عرضه خدمات مواد نفتی رابدوش دارد. در حالیکه وزارت اقتصاد ذریعه مکتوب رسمی تقاضا نموده تا قرار داد با ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع عقد گردد، که کاپی آن به وزارت مالیه نیز اخبار گردیده بود ولی محترم وحید الله شهرانی به جواب مکتوب وزارت اقتصاد رسمآ هدایت داده است که قرار داد با شرکت حمید مسلم عقد گردد. که چنین اجراات هیئت داوطلبی و ارزیابی و هدایت محترم شهرانی معین مالی وزارت مالیه از یکطرف ریاست تصدی مواد نفتی را از مفاد باز مانده و از جانب دیگر در فی تن تیل پیچوی مبلغ 95 دالر و در مجموع 1583 تن به مبلغ 385، 150 دالرامریکائی وزارت انکشاف شهری را متضرر و خساره مند ساخته اند. که اسامیان هریک:

بهاوالدین بهبودی، وفی الله عبادی نماینده وزارت اقتصاد، حمیدالله زاهد نماینده وزارت مالیه، محمد ابراهیم رئیس انسجام، اسدالله بارکزی معاون اداری تدویر و مراقبت مکروریانها و وحید الله شهرانی معین وزارت مالیه طبق ماده 270 و 273 قانون جزا هر کدام قابل تحقیق و تعقیب عدلی پنداشته میشوند.

بنا اوراق قضیه با یک نقل قرار بعد از تائید مقامات ذیصلاح بریاست محترم تحقیق جرایم ارسال گردد. ریاست تحقیق جرایم لوي څارنوالی ذریعه مکتوب شماره 827/592 مورخ 14/07/1387 موضوع را بعد از انجام تحقیقات و برسی همه جانبه چهار ورق اتهام نامه ترتیب نموده وبعد از تائید غرض تعقیب عدلی به مراجع عدلی و قضائی ارسال نموده است. قابل تذکر است که که تورید تیل پیچنوی بجز از تصدی مواد نفتی و گاز مایع که بعد از تثبیت مورد مشخص استعمال آن جواز داشته اشخاص حقیقی و حکمی نمیتوانند به تورید آن مبادرت ورزند، اما آقای وحیدالله شهرانی با مداخله مستقیم خلاف قانون تدارکات عمل نموده و زمینه را برای شرکت حمید مسلم که از جمله اقارب وی بوده بمنظور منفعت جوئی شخصی، دولتی را متضرر ساخته که جدا مورد مواخذه قانونی و تعقیب عدلی میباشد. از دیدگاه مردم چنین افراد بی تجربه کارائی لازم ندارند نباید به پست پر مسولیت وزات گماشته شوند.

















+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۱/۱۰/۱۹ساعت ۲۱:۳۶ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

 

ايجاد تلويزيون هاي خصوصي ورشد رسانه ها درافغانستان كه ازتحولات جديدو يكي ازدستاورد هاي دولت حاكم خوانده مي شود؛ خارج ازدو مبني نمي باشد، برخي آن ها تحت عنوان رسانه؛ اطلاعات استخباراتي كشورهاي ذيدخل درافغانستان را تهيه مي كند وبرخي آن ها دستگاه مديحه سراي جنايت كاران جنگي وحلقات مافياي اند.پس ازسقوط طالبان رهبران جهادي وقومندان محلي درايجاد تلويزيون هاي خصوصي ازسايرن سبقت جستند. دراين رقابت بدون شك ژنرال عبدالرشید  دوستم قبل ازهمه دست به ابتكارعمل زد، تلويزيون آئينه را با سرمايه هاي كشورهاي هم نژاد خود تركيه ايجاد نمود ؛ مارشال فهيم تلويزيون نورين را ايجاد نمود وبه همين ترتيب محسني تلويزيون تمدن،رباني تلويزيون نورو محقق تلويزيون فردا را ايجاد نمودند. دراين رقابت كه قومندان عطا والي بلخ ازديگران عقب مانده بود سرانجام تلويزيون آرزو را درشهرمزارشريف؛ جایی كه درآن هرروز به چپاول وغارت دست مي زند؛ايجاد نمود. براي اينكه مبادا دولت فردا منبع تمويل آن را مورد بازپرس قانوني قرارندهد.ازميان حلقه مافياي خود فردبااعتماد اش كمال نبي زاده را كه درسرقت آثارتاريخي بلخ وفروش اين آثارگران بها كه نمادازهويت وتاريخ مردم بلخ مي باشد و با قومندان عطادراين جنايت شريك بود؛و ازاين طريق سرمايه هاي هنگفت رابدست آورده است بصورت سمبوليك به عنوان رئيس وصاحب امتيازاين شبكه خصوصي برگزيد.

 

كمال نبي زاده ازجمله كساني است كه براي پيداكردن پول دردوران روس ها حتي دختران افغان را دربرابرپرداخت پول براي روس ها دركمپ هاي نظامي شان مي بردوبعيد نيست كه اين پول هاي دردست داشته نبي زاده ازقيمت همان اعانه پول تن فروشي دختران باشد.

تلويزيون آرزو كه حدود دوسال ازايجاد آن مي گذرد يك تلويزيون تفريحي است و برنامه هاي اجتماعي وسياسي ندارد.بگفته اسماعيل تيمور سرپرست تلويزيون آرزو؛ اين تلويزيون مي خواهد با پخش برنامه هاي تفريحي روان مردم را شاد وهرمون ها ي جنسي مردم را تحريك نمائيد.اسماعيل تيمور هميشه افسوس مي كند كه چرا درافغانستان آزادي وجود دارد تا آن ها به پخش فلم هاي سكس بپردازند ومردم را بيشتر خورسند سازند.بايد بگويم كه اسماعيل تيمور؛را براي اين انتخاب كرده اند كه وي تن به هرپستي ميدهيد؛ودربرابرپول از موزه پاکی شروع تا هركارپست ديگرمي تواند انجام دهد.وبه هيچ چيزي اعتقاد نداردجزپول!نه رسالت يك روزنامه گاررا مي داند ونه سواد كافي دارد تا ارزش حيثت يك روزنامه نگار واقعي را بداند. باتاسف كه سرنوشت جهت دهي افكار مردم دردست اين گونه اشخاص قراردارد. بحرحال! سرويس هاي خبري اين تلويزيون كاپي شده ازراديو آزادي شمال است كه آن هم براي 5 دقيقه هرسرويس خبري آن طول مي كشد كه اخبار دسته دوم وغيرمعياري مي باشد. مهمترين خلاء هاي اين تلويزيون؛ بي برنامه گي،بيسوادي دست اندركاران اين شبكه،كاپي كردن بدون درك،زيرپاگذاشتن مسوليت روزنامه نگاري،نداشتن خط مشي مشخص فكري،ضعف مديريت،بي سوادي شخص رئيس شبكه،نبود اعتقاد به آزادي بيان، وجود روابط چاپلوس مآبانه بين كارمندان ورئيس اين شبكه ،وجود رابطه مزدورمنشانه بين رئيس شبكه وقومندان عطا والي بلخ وده ها مشكل ديگر مواجه است. اين تلويزيون بجاي اينكه درراستاي آزادي بيان ودادن اطلاعات به مردم جهت روشن شدن افكارعمومي كه مهمترين مسوليت هررسانه را تشكيل ميدهيد؛بپردازد.بيشتر به پخش فلم هاي هندي وبه معرفي سينماگران هندي مي پردازد ودركنار آن قومندان عطا را كه به بچه فلم درولايت بلخ معروف است به معرفي مي گيرد.

دركل مي توان گفت اين تلويزيون يك دستگاه پروپاگند به تمام معني قومندان عطا است؛كسي كه ديروز همسویی با مکتب سوزی، همراهی با کشتار معلمین، تأیید سربریدن انسانها، قتل وعام صدهاانسان بي گناه ،غارت داراي هاي عامه وسرقت آثارتاريخي وفروش آن ازديگران سبقت جسته بودو امروزدرغصب ملكيت هاي دولتي ومردم،به بند كشيدن روشنفكران،اختلاس،حيف وميل داراي هاي عامه ،فروش آثارتاريخي ،قاچاق مواد مخدر،زيرپا نمودن قانون ،وسرانجام استثماروحشيانه مردم،و درنتيجه تسلط ديكتاتوري برمردم حكم ميراند وهيچ كسي دراين جامعه وجود نداردكه جنايت اين غداروهمراهان جنايت كار آن را افشا نمايد. چون همه رسانه ها دربلخ درچنگال مافياي قومندان عطا قراردارد.

برخي دست اندركاران رسانه ها باگرفتن خيرات ازسوي قومندان عطا مانند دادن خانه رهايشي درشهرك رهايشي خالدابن وليد وبرخي آن ها بدليل ترس ازهيولاي امنيت ملي بلخ لب هاي شان رابا قفل بسته اند. وبسياري خبرنگاران متاسفانه ازضعف سواد درولايت بلخ به شدت رنج مي برند.وگرنه ازغصب زمين هاي دولتي شروع تا قاچاق مواد مخدرتوسط مافياي عطا ، چورچپاول داراي هاي عامه، انحصاربازارفروش اقلام مختلف ومهم توسط شركت هاي شخص والي،قتل سران قوم پشتون ازجمله معلم بازمحمد،قومندان اميرگل،قاضي اميرجان ،نورالله خان،علم خان ،غلام سرور،قادرتوانا،عبدالقيوم،ميرويس،استادغني ازگذرمارمول،شاه مراد ازولسوالي شولگره،قاضي جاويدومعلم هاشم كه تحت نام طالب وسارق بقتل رسانيده وبه همين ترتيب قتل سران هزاره ازجمله اشرف رمضان، وسايراشخاص مانند داكترنصرالدين همدرد معروف به داكترنصرو ،وده ها مورد ديگرهمه سوژه خبري اند كه بايد مطبوعات روي آن مكث نمايند.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۳/۰۳ساعت ۲۳:۳۵ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

(گزارش از -  بالامرغاب‌)

بعد از سقوط‌ طالبان‌ ولسوالی‌ بالا مرغاب‌ دوباره‌ تحت‌ سلطه‌ اسماعیل‌ خان‌، ظاهر خان‌ قومندان‌ فرقه‌ هرات‌، گل‌ محمدلاغری‌ والی‌ بادغیس‌، امیرشاه‌خان‌ قومندان‌ امنیه‌ بادغیس‌ (برادر ظاهر خان‌)، قرار گرفت‌. مردم‌ مرغاب‌ که‌ پشتون‌ تبار اند از طرف‌ مسئولان‌ ولسوالی‌ مرغاب‌ بنام‌ طرفدار طالبان‌ و القاعده‌ مورد آزار و اذیت‌ قرار می‌گیرند. در طول‌ همین‌ مدت‌ از مردم‌ مرغاب‌ بنام‌هایی‌ مانند مالیات‌ زمین‌، آسیاب‌ آبی‌، عشر، ذکات‌، جیب‌ خرج‌، نسوار و سگرت‌ ماموران‌ و مجاهدین‌ حدود دوازده‌ و نیم‌ ملیارد افغانی‌ پول‌ نقد و ۴۰۰.۲ رأس‌ گوسفند جمع‌آوری‌ شده‌ است‌. دزدی‌، راه‌گیری‌ و قتل‌ یک‌ امر عادی‌ به‌ شمار می‌رود. قتل‌ گل‌پکار از قوم‌ بارکزیی‌ قریه‌ جوی‌گنج‌ در داخل‌ تعمیر ولسوالی‌ به‌ اساس‌ حمایت‌ و تحریک‌ عبدالروف‌روفی‌ ولسوال‌ وقت‌ و قتل‌ میرزاگل‌ از قریه‌ جوی‌نو اکاذی‌ در داخل‌ بازار ولسوالی‌ مرغاب‌ در ۵۰ متری‌ دفتر قومندانی‌ امنیه‌ بنا به‌ حمایت‌ عبدالرحمن‌ قومندان‌ امنیه‌ شاهد ادعاست‌. در رأس‌ همه‌ این‌ چور و چپاول‌، آزار و اذیت‌ مردم‌ عبدالروف‌روفی‌ ولسوال‌، عبدالرحمن‌نیازی‌ قومندان‌ امنیه‌ (داماد ظاهر خان‌) عبدالبصیر مدیر امنیت‌ ملی‌، عبدالکریم‌ قومندان‌ کمیساری‌، نجیب‌اله‌ دایزنگی‌ قومندان‌ کندک‌ سرحدی‌، قرار دارند. همه‌ آنان‌ از قلعه‌نو و ولسوالی‌ قادس‌ (زادگاه‌ ظاهر خان‌) هستند. آنان‌ اختلافات‌ عمیق‌ قومی‌ و زبانی‌ (پشتون‌ و تاجیک‌) را بوجود آورده‌ اند.

بتاریخ‌ ۲ و ۳ حمل‌ ۸۲ جمعه‌خان‌ بالای‌ پوسته‌ توره‌ شیخ‌ واقع‌ در مرز قریه‌ منگان‌ و ترکمنستان‌ حمله‌ کرده‌ و در نتیجه‌ دو تن‌ از محافظین‌ مربوط‌ پوسته‌ نجیب‌اله‌ دایزنگی‌ کشته‌ شدند.

پوسته‌های‌ سرحدی‌ عموماً توسط‌ افراد جهادی‌ اسماعیل‌ خان‌ اداره‌ می‌شدند که‌ با آمدن‌ جمعه‌خان‌ نفوذ و عواید شان‌ کمتر شد و همه‌ منتظر بهانه‌ای‌ بودند تا وی‌ را از سر راه‌ بردارند. مسئولان‌ این‌ پوسته‌ از قاچاق‌ مواد مخدر مبالغ‌ هنگفتی‌ بدست‌ می‌آوردند.

بتاریخ‌ ۴ و ۵ حمل‌ قوای‌ هفدهم‌ هرات‌ و قوت‌های‌ مسلح‌ ولایت‌ بادغیس‌ که‌ تعداد شان‌ بین‌ ۰۰۰.۲ تا ۰۰۰.۳ تخمین‌ می‌شد بالای‌ پوسته‌ سرحدی‌ توره‌شیخ‌ و منگان‌ حمله‌ کردند. افراد جمعه‌خان‌ بعد از یک‌ روز مقاومت‌ شش‌ نفر کشته‌، چند تن‌ زخمی‌ و تعدادی‌ اسیر بجا گذاشته‌ متباقی‌ فرار می‌کنند. قومندانی‌ این‌ حمله‌ را ظاهرخان‌ قومندان‌ فرقه‌ هرات‌، مجددی‌ آمر سیاسی‌ قول‌اردو هرات‌ و گل‌محمدلاغری‌ والی‌ بادغیس‌ به‌ عهده‌ داشتند. زمانی‌ که‌ قوت‌های‌ نظامی‌ داخل‌ ولسوالی‌ مرغاب‌ شدند در اولین‌ قریه‌ بنام‌ اکازی‌ دست‌ به‌ کشتار و قتل‌ عام‌ و چور و چپاول‌ زدند که‌ در ظرف‌ دو ساعت‌ ۷ زن‌، ۱۶ مرد را کشتند. پانزده‌ طفل‌ شامل‌ ۴ دختر و ۱۱ پسر حین‌ فرار در دریای‌ مرغاب‌ غرق‌ شدند، سه‌ موتر کاماز از اموال‌ خانه‌های‌ مردم‌ بارگیری‌ و به‌ هرات‌ غنیمت‌ برده‌ شد. ۶ اراده‌ موترسایکل‌ و ۲۱ دکان‌ شامل‌ اموال‌ چور شده‌ بودند. بعد از غارت‌ قریه‌ اکازی‌ قوای‌ فاتح‌ در قریه‌های‌ دیگر مرغاب‌ پراکنده‌ شدند و به‌ بهانه‌ خلع‌سلاح‌ به‌ لت‌ و کوب‌ و جریمه‌ و غارت‌ خانه‌های‌ مردم‌، پرداختند. اسب‌سواران‌ آنان‌ به‌ دشت‌ و صحرا به‌ سراغ‌ مالداران‌ و رمه‌داران‌ رفتند و از هر رمه‌دار ۸ تا ۱۲ گوسفند گرفتند. در طول‌ ده‌ شب‌ مهمانی‌ داشتند به‌ زور مرغ‌ها و گوسفندان‌ مردم‌ را ذبح‌ می‌کردند تا میله‌های‌ «گوشت‌ خوری‌» شان‌ را ترتیب‌ دهند. فامیل‌هایی‌ که‌ در حوالی‌ ولسوالی‌ و بازار مرغاب‌ قرار داشتند مجبور بودند خرج‌ و غذای‌ «فاتحان‌» را روزانه‌ ۱۵ افغانی‌ بپردازند. از دکان‌ها هر آنچه‌ خوش‌ افراد مسلح‌ می‌آمد بر می‌داشتند. چند روز قبل‌ از جنگ‌ مؤسسه‌ ناروی‌ ( NPO ) برای‌ بیش‌ از ۰۰۰.۲ مهاجر عودت‌کننده‌ خیمه‌، کمپل‌، بسترخواب‌، بیل‌، کلند و سامان‌ نجاری‌ توزیع‌ نموده‌ بود. افراد مسلح‌ آن‌ اموال‌ و مخصوصاً خیمه‌ها را بنام‌ این‌ که‌ مال‌ دولتی‌ است‌ جمع‌آوری‌ نموده‌ به‌ خانه‌های‌ خود در قلعه‌نو و هرات‌ انتقال‌ دادند.

ملاجمعه‌خان‌ که‌ می‌خواست‌ از طریق‌ فاریاب‌ به‌ مزار و از آنجا به‌ کابل‌ فرار نماید در ولسوالی‌ قیصار توسط‌ یکی‌ از قومندانان‌ ازبک‌ جمعیتی‌ دستگیر و به‌ ظاهرخان‌ در مرغاب‌ تسلیم‌ داده‌ شد که‌ وی‌ را به‌ هرات‌ انتقال‌ دادند. اخیراً در تلویزیون‌ هرات‌ بنام‌ طالب‌ و القاعده‌ معرفی‌ شد.

لیست‌ کشته‌ شدگان‌ که‌ توسط‌ ریش‌سفیدان‌ قریه‌ اکازی‌ ترتیب‌ داده‌ شده‌ است‌:

شماره‌    اسم‌ ولد سن‌
۱ عبدالالیاس‌‌ دوست‌محمد‌ ۷۰
۲ ‌رازمحمد دوست‌محمد ۷۷‌
۳ فتح‌محمد‌ آقامحمد ‌۶۸
۴ ‌عبدالصمد عبدالاحد ۵۶‌
۵ ‌محی‌الدین‌ غازی ‌۵۴
۶ ‌محمدنادر رحیم‌شاه‌ ‌۶۰
۷ ‌موسی‌ ‌حبیب‌اله‌ ‌۵۱
‌۸ ‌محمدرفیق‌ ‌گل‌جان‌ ‌۱۴
‌۹ ‌محمدعوض‌ ‌میراخان‌ ‌۱۲
‌۱۰ ‌محمدکریم‌ ‌مولاداد ‌۶۵
‌۱۱ ‌جلال‌الدین‌ ‌محمدنور ‌۴۷
‌۱۲ ‌عبدالرحمن‌ ‌جلال‌ ‌۶۲
‌۱۳ ‌عبدالغفور ‌ملهم‌ ‌۱۶
‌۱۴ ‌عبداله‌ ‌ختل‌ ‌۱۸
‌۱۵ ‌یاسین‌ ‌خیراله‌ ‌۷۲
‌۱۶ ‌جمعه‌خان‌ ‌زوالدین‌ ‌۵۷
‌۱۷ ‌خبرگن‌ ‌خان‌حکیم‌ ‌۲۵
‌۱۸ ‌خاله‌ ‌نظرمحمد ‌۳۲
‌۱۹ ‌اناره‌ ‌کمال‌ ‌۲۷
‌۲۰ ‌جماله‌ ‌لالاجان‌ ‌۱۴
‌۲۱ ‌نازگل‌ ‌احمد ‌۱۹
‌۲۲ ‌آهو ‌بازمحمد ‌۲۳
‌۲۳ ‌زرگره‌ ‌محمدنور ‌۲۷

کودکانی‌ که‌ در دریای‌ مرغاب‌ غرق‌ شده‌ اند:

۱ شهزاده‌ غلام‌ محمد ۵
۲ ‌شبو ‌غلام‌محمد ‌۸
۳ ‌عبدالرحیم‌ عبدالحکیم‌ ۴‌
۴ آقاگل‌‌ گل‌رحمن ‌۳
۵ ‌فرشته‌ حبیب‌اله‌ ‌۶
۶ گلاب‌شاه‌‌ بشر ۵‌
۷ ‌عبدالرحیم‌ عبدالغفار ۳‌
۸ ‌عبدالنبی حیدر ۲
۹ گل‌ببو‌ عبدالعزیز ۷‌
۱۰ ‌قطب‌الدین‌ بابو
۱۱ ‌بنیت‌گل‌ امیر ۸‌
۱۲ امیرخان‌‌ کلاخان‌ ‌۹
۱۳ ‌فیروز غلام‌دستگیر ‌۶
۱۴ ‌کلاخان‌ بابه‌خان ۳‌
۱۵ ‌فدا سید پاچا ‌۱۰
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۳/۰۳ساعت ۲۳:۲۱ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

من میخواهم که در این مختصر، درمورد شخصیت و کارکردهای آقای داکتر عبدا الله عبد الله بنویسم که درزمان حیات شهید احمدشاه مسعود از همسنگران نزدیک وتاثیر گذار در سیاست های شهید مسعود بوده است وهمچنان بعد از شهادت وی، وزیر امورخارجه افغانستان بوده است. اما قبل ازاینکه به اصل موضوع پرداخته شود، روی سخن اولم، با بانوی فرهیخته و اندیشمند فرشته حضرتی مسئول رادیو پیام زنان میباشد که چندی قبل رادیوی ایشان گفت وشنودی مفصلی را با آقای داکتر عبدالله ترتیب داده و مقدمه ی بلند بالای را نیز درتعریف ازشخصیت وی نگاشته بودند. راستش من وقتی که آن همه تعریفات وجملات زیبا وکلمات انتخاب شده را در توصیف شخصیت آقای عبدالله خواندم، ازشدت تعجب آب دردهنم خشک شد که چرا "فرشته" از "دیو" توصیف میکند. به نظرمن اگر داکتر عبدالله را دیو هم خطاب کنیم، در واقع به دیو اهانت شده است، اگر دیو یک چهره دارد و برطبق خصلت طبیعی خود رفتار میکند. اما داکتر عبد الله چندین چهره دارد و درهر چهره اش، بیلر جنایت وخیانت به مردم افغانستان وارزشهای انسانی میباشد. به همین دلیل، دور ازشان شخصیت واندیشه های ارزشمند خانم فرشته حضرتی میباشد که قلم توانمند واندیشه های زرنگارش را در توصیف یک بیلر خیانت وجنایت به کارببرد. باتوجه به نوشته های که من تاهنوز از بانو فرشته حضرتی خوانده ام، اندیشه های وی را وهمچنان برداشت وی را ازتاریخ و پدیده های سیاسی تاریخی جامعه افغانستان، زیباترین برداشت وماندگارترین اندیشه میدانم که تاهنوز کسی جرائت وشهامت بیان آن را نداشته است. اما وقتی که خانم حضرتی با داشتن چنین اندیشه ای، به تعریف ازشخصیت و اخلاق گندیده ی داکتر عبد الله قلم به کاغذ میکشد، من این کار را برای خانم حضرتی کسر شان وکسر شخصیت تلقی میکنم. امیدوارم که بانوی فرهیخته واندیشمند ما ازاین جملات من به دل چیزی نگیرد وهدف من این است که اندیشه را نباید درپای خوکان برزمین ریخت.

حالا برسراصل مطلب می آیم و شخصیت ورفتار آقای داکتر عبدالله عبدالله را که ازهمسنگران نزدیک شهید احمدشاه مسعود بوده است وبااستفاده از اعتبار مسعود برای خود نام ونشان دست وپا کرده است، مورد تجزیه وتحلیل قرار میدهم. هدف بنده ازنوشتن این مطلب، ارائه روشنی به دور از خصومت و تضاد شخصی میباشد که فقط به منظور تبین یک واقعیت صورت میگیرد. نگارنده آقای عبد الله را از دو چشم انداز متفاوت می شناسم. چشم انداز اول آشنایی شخصی خودم با وی میباشد که عمر این آشنایی ازده سال بیشتر نمیشود. چشم انداز دوم، کسانی را میشناسم که آنها با آقای عبدالله آشنایی طولانی وغیر رسمی داشته اند واز خصوصیات اخلاقی وماهیت اصلی شخصیت وی درک وتصویر دقیق دارند. براساس شناخت وبرداشتی که خودم از وی دارم، او را فاقد سواد سیاسی، فاقد اندیشه، فاقد صداقت سیاسی وفاقد تعهد به ارزشهای انسانی میدانم . من تعجب میکنم که آقای عبدالله چگونه بدون پشتوانه ی تحصیلات اکادمیک در سیاست ودیپلماسی وفقط با زبان شکسته وبسته انگلیسی درمقام وزیر خارجه دولت افغانستان برگزیده شده بود! سیاست خارجی یک کشور ازجمله پدیده های مهم وحیاتی آن کشور میباشد که برای مدیریت آن کسانی مانند آقای داکتر عبدالله، به این میماند که مستری را درجای داکتر بنشانند.

داکترعبدالله در دوران حیات شهید احمدشاه مسعود، در جمله دوستان خیلی نزدیک وی بودکه ازاعتماد کامل وحتی ازصلاحیت خیلی بالا درنزد شهید مسعود برخوردار بود. اما رفتار واخلاق نامتوازن او درهمان زمان خیلی ازعلاقه مندان شهید مسعود را آزار میداد ودرواقعیت سبب آزردگی خاطر آنها گردیده بود. اما شهید مسعود به رغم درک این واقعیت، او راهمچنان مورد عنایت قرار میداد. بعد ازشهادت شهید مسعود، زمزمه های بلند شد که آقای داکتر عبد الله در طرح شهادت وی سهیم بوده است. هرچند تاهنوز دراین خصوص، اسناد ومدارک موثق ارائه نگردیده است اما ازقرائین چنین معلوم میشود که این اتهام دور ازواقعیت نیست. یکی ازخصوصیات اخلاقی آقای داکترعبدالله زن باره گی او میباشد که او دراین راه تا سرحد افراط عمل میکند. برای کسانی که در راس مسایل مهم سیاسی ویا در دروازه های کلیدی قرار دارند، این خصوصیت زمینه وفرصتی بسیار مناسبی است برای سازمانهای استخباراتی که با استفاده از آن میتواند به اهداف خود نایل آیند.

میگویند که درسال اخیر زندگی شهید مسعود، سازمان استخبارات ارتش پاکستان آی اس آی، بااستخدام چند خانم جوان، زیبا وخوش ریخت، توانسته بود که آقای عبدالله را به دام انداخته واطلاعات مهمی را از طریق وی در مورد شرایط امنیتی شهید مسعود به دست بیاورد. هرچند که درتوطئه شهادت شهید مسعود کسانی دیگری نیز متهم اند، اما کارشناسان اطلاعاتی به این باور اند که اطلاعات بدست آمده از داکتر عبد الله درمورد شرایط امنیتی شهید مسعود، برای تدوین طرح قتل شهید مسعود بسیار کمک کرده است. باتوجه به نزدیکی داکتر عبدالله به شهید مسعود وهمچنان باتوجه به علایق مفرطی که آقای عبد الله به زن باره گی دارد، به نظر میرسد که سازمان استخبارات پاکستان ازاین فرصت استفاده ی قابل ملاحظه کرده باشد.

ازچشم انداز دوم، کسانی که با آقای عبدالله رابطه نزدیک دارند، اورا آدم بی سواد، بی کفایت، هرزه، زن باره، وبی تعهد می شناسند. مهم تر ازهمه اورا دارای رفتار دوخصلتی می شناسند که ترکیب از رفتار زنانه ومردانه میباشد. علاقه شدید او به عطریات، استفاده از لوازم آرایش زنانه، افراط درخرید لبهاسهای گرانبها، اداهای زنانه وخیلی چیزهای دیگر ازجمله پدیده های اندکه در اخلاق ورفتار آقای عبدالله مشاهده میگردد و این پدیده ها درجامعه افغانستان رفتار واخلاق زنانه تعریف میشوند. بعضی ها دلیل زن باره بودن آقای عبدالله را مشکلات دورن فامیلی او میداند که درهرصورت، این گونه اخلاق ورفتار برای یک مدیرسیاسی عیب بسیار برجسته و ضعف آشکار تلقی میگردد. برعلاوه اینها، آقای داکترعبدالله فاقد تقید وتعهد به ارزشها ونورمهای مروج درمناسبات دوستی میباشد که در این راستا به هیچ معیاری تعهد وتقید ندارد.

لذا باتوجه به این خصوصیاتی که ازاخلاق وتفکر او برشمرده شد، قرار گرفتن چنین شخصیتی در راس مدیریت سیاست خارجی یک کشور، اهانت نابخشودنی به اراده وسرنوشت مردم افغانستان میباشد. کارنامه ی آقای عبدالله به عنوان وزیر امورخارجه دولت افغانستان، چیزی بیشتر از اهانت به اراده مردم افغانستان نمیباشد. ایشان لطف کند وبگوید که درزمان تصدی آن وازرت، چه خدمتی را برای اتباع افغانستان درخارج ازکشور انجام داده است ویا چه خدمتی را برای تامین منافع سیاسی افغانستان به ثمر رسانده است؟ یکی از دست آوردهای ننگین ایشان، عقد قرارداد سه جانبه با اداره مهاجرت سازمان ملل و کشورهای اروپایی میباشد که میزبان مهاجرین افغانستان میباشند. عقد این قرارداد سبب که هزاران نفر از هموطنان ما که به قیمت نقد جان شان خود ها را به کشورهای امن رسانده بودند، دوباره به افغانستان ناامن و پرخطر برگردند. اینها هرکدام شان، برای یک خانواده نان تهیه میکردند. اما دیپلماسی آقای عبدالله سبب گردید که این خانواده ها هرگز با شکم سیر نخوابند. من چندین نفر را می شناسم که در لندن زندگی میکردند وهرماه برای خانواده های شان درکابل، 500 دالر امریکایی می فرستادند. این مبلغ برای آنها ضمانت حیات شان بود که برای خود نان ولباس تهیه میکردند وبچه های شان را به مکتب می فرستادند. اما وقتی که براساس همین قرارد داد سه جانبه، آن عزیزان از لندن به افغانستان اخراج گردیدند، آن خانواده ها با هزاران مشکل ومصیبت دچار گردیده اند. البته این موضوع را کسانی خوب درک میکنند که قربانی این قرار داد بوده اند.

اما به رغم این خصوصیات اخلاقی وکارنامه های سیاسی، هنوز هم آقای عبد الله خودش را چهره حق به جانب احساس میکند وحتی مستحق ریاست جمهوری میداند. باتوجه به آنچه را که آقای عبد الله انجام داده است، به نظرمن وی مستحق نفرین ولعنت مردم افغانستان میباشد. اما اینکه او هنوزهم خواب وخیالات مقام سیاسی و زنهای خوش صورت وخوش ریخت را می بیند، مصیبت بزرگی است که مردم افغانستان را سالها به اسارت گرفته است. حتی شنیده میشود که جبهه متحدملی رایزنی های را درمورد کاندیداتوری وی به عنوان ریس جهمور آینده افغانستان روی دست دارد. اعضای رهبری جبهه متحد ملی باید این واقعیت را درنظر بگیرند که انتخاب آقای داکتر عبدالله به عنوان نامزد ریاست جمهوری، اهانت عریان به اراده و سرنوشت مردم افغانستان میباشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۲/۲۷ساعت ۱۴:۴۵ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

 خطا كيست؟                    

 عطامحمد جنایتکار‌ - دیروز و امروز

عطا محمد فرزند نور محمد باشنده گذر عزیز آباد ولایت بلخ است. پدرش (نورمحمد) در رسته قالین فروشی شرق روضه "سخی جان" نزد یکتن از تاجران پوست قره قل و قالین بنام شاهکار کارگر بود. نور محمد بعد از ختم کار بیشترین اوقات زندگیش را در پرخانه (قمار خانه) و ساقی خانه ها میگذشتاند و اکثر اوقات نشئه میبود. عطا چون فرزند بزرگ خانواده بود با پدر در انجام کارهای روزمره همکاری میکرد و هم متعلم مکتب در لیسه عالی باختر بود. او از زندگی مزدوری پدر سخت رنج میبرد و زمانیکه اندک پولی از پدر خواستار میشد مسلما با وضع بد مالی که گریبانگیر خانواده اش بود روبرو میگشت و جواب رد میگرفت. همان بود که در ایام متعلمی با ماما میرزای بقال و بنجاره فروش مشهور به ماما میرزای توتله که از بچه بازان مشهور بود، رابطه جنسی برقرار کرد. دوکان ماما میرزای توتله در مقابل شفاخانه صحت عامه بلخ موقعیت داشته که هم اکنون مارکیت لباس فروشی شیرخان سلطانی است. این رابطه بچه بیریشی سریعا انکشاف کرد و جای ماما میرزا را متقاضیان جدید بشمول همسایه دوکانداران پدرش گرفت، گندیدگی اخلاقی اش فراگیر شده و شاهکار هم از آن مطلع گردید. درین زمان که حزب میهنفروش پرچم و خلق تازه به اقتدار رسیده بود، عطا جان متعلم صنف یازدهم و مشروط مضمون حدیث بود. شاهکار نورمحمد را فرا خواند و از او خواست تا عطا را که لکه ننگ بر او و تجارتش شده بود از شهر بیرون کند. همان بود که او را توسط فردی بنام بابه حسام الدین جمعیتی نزد ذبیح الله (قومندان جمعیت) در تنگی مارمل فرستاد.

تنگی مارمل در کنار تنگی شادیان بالای یگانه کوه مزار که در جنوب شهر به چشم میخورد موقعیت دارد و یکی از عقب مانده ترین ساحات کوهستانی ولایت بلخ بشمار میرود. در آنزمان تعداد افراد با سواد آنهم در کوه مارمل بسیار اندک بود. چون ذبیح الله با افراد بیسوادش کسی به سطح عطا نداشت، او را به صفت کاتب خود و سپس معلم سواد آموزی چند تن از افرادش برگزید. بدینترتیب عطا مانند سایر "استادان" آهسته آهسته ملقب به استاد شد اما به هیچ عنوان قوماندان "مطرح" جبهه نبود چون جانیان دیگری مثل مولوی محمد علم، علم آزادی مشهور به علم سیاه (فعلا وکیل در پارلمان) و انجینر داود سرکردگی جبهه را به عهده داشتند.

بعد از مرگ ذبیح الله، مولوی محمد علم، انجینیر داود و مولوی و علم سیاه همه کاره شدند وعطا مسوول یک گروپ کوچک بود. زمانیکه عطا به پشاور رفت و در آنجا با رهبران باند مسعود خاین و پدران پاکستانی و عربی آن دید، به عضویت شورای نظار درآمد. "انجینیر" داود از ترس اینکه او جایگزینش نشود، فورا طرح ترور عطا را ریخت اما فردی بنام قاری قدرت که فعلا سکرتر و همه کاره عطا است و در آنوقت محافظ داود بود، عطا را از نقشه داود در مسیر راه شولگره باخبر ساخت و عطا جان به سلامت برد. اختلافات داود و عطا از همان زمان شروع گردید. با پیروزی جنایتکاران هشت ثوری ها عطا از قوماندانان درجه سه بود و به استثنای مناطق جنوب مزار کسی او را اصلا نمیشناخت. بعد از گذشت اندک زمانی سگ جنگی میان جنبش و جمعیت شروع شد و رسول پهلوان جانی، قوماندان فرقه ۵۱۱ دوستم دو بار بساط عطا و دار و دسته جمعیتی اش را بدون مقاومت از مزار برچید؛ انجینیر داود و نادر آوان جمعیتی را دستگیر و عطا را تا دهنه مارمل عقب راند. رسول پهلوان نادر آوان را کشت و انجینیر داود را به حکم دوستم از زندان رها ساخت. سپس داود از مزار فرار کرد و فعلا در انگلستان با تمامی اعضای خانواده اش بسر میبرد. با مرگ رسول بار دیگر اقبال عطا طلوع کرد و دوباره از کوه مارمل به شهر مزار برگشت. طالبان با تسخیر مزار، پهلوان دوستم، محقق و "استاد" عطا را چنان در وحشت مرگ انداخت که تا کوهستانات دره صوف گریختند و تا بمباران طیارات بی ۵۲ امریکا حتی یک وجب هم "پیش روی" نداشتند.

  

سالون های عروسی آریانا در شهر مزارشریف یکی از دهها سرمایه گذاری عطا بشمار میرود. درین یکی با اسحق رهگذر و حاجی اسرار تاشقرغانی شراکت دارد.

راندن طالبان توسط امریکا به بهانه تروریزم و القاعده و حکومت کرزی، جانی تازه در کالبد مرده ائتلاف شمال داد. در ابتدای زمامداری کرزی، صلاحیت دوستم باز هم به مراتب بیشتر از محقق و عطا بود. تمامی درآمد ولایت بلخ بشمول بندر حیرتان، گمرک و فابریکه کود و برق بین همین سه تن تقسیم میشد که دوستم ۵۰ فیصد سهم در آن داشت. دوستم در آنوقت قوماندان قول و اردوی شماره هشت و عطا قوماندان قول اردوی شماره هفت بود. از آنجاییکه برادران شورای نظاری عطا مثل فهیم، قانونی و عبدالله ستون های خون و خیانت حکومت کرزی را میساختند، از وی حمایت نمودند و از جانبی دیده میشد که خود کرزی هم میخواست تدریجا دوستم را از صحنه بیرون کند و میدان بیشتر به عطا دهد. او به تدریج سرمایه اندوخت و پایه های قدرت اش را محکم ساخت و با راندن دوستم و محقق تمام درآمد ولایت را خود صاحب گردید.

در همین حال فردی بنام خالد امیری مسوول مالی مسعود در دبی (مالک شهرک رهایشی امیری در ولایت بلخ) بعد از مرگ مسعود توسط ربانی و فهیم مواخذه شد تا پولهای ذخیره شده در دبی را به آنان تسلیم کند. خالد دید که تمامی سرمایه از کف اش می رود چون باشنده اصلی ولایت بلخ و هم منطقه با عطا است و اجدادش هم از فیودالان مزار میباشد فورا با عطا تماس گرفت و خواهان کمک شد. عطا هم خواست ازین فرصت استفاده اعظمی کند. گفته میشود مبلغ ۷۰۰ ملیون دالرکه نزد خالد در دبی بود بین هردو مناصفه گردید و به خالد ضمانت حفاظت از جان و جایدادش در مزار داده شد. این سرمایه هنگفت توانست عطا را به یکه تاز بی رقیب در مزار بدل کند و به استحکام و گسترش نفوذش بیافزاید و علاوتا در تجارت قاچاق مواد مخدر با تیم کرزی وارد معامله شود.

انتقال مواد مخدر از میدان هوایی بلخ به کابل توسط فدا محمد برادرسکه اش که قوماندان سرحدی میدان هوایی بود، صورت میگرفت. حالا دیگر عطا آن چهره ریشوی پکول بر سر نیست او دریشی پوش شده، نکتایی میزند و از "آزادی"، "دموکراسی" و "حقوق زن" با پراندن کلمات انگلیسی حرف میزند، جمعی از روشنفکران خاین نظیر پرتو نادری، سمیع حامد، رهنورد زریاب، منیژه باختری، حسین فخری و غیره را در اطرافش جمع کرده به آنان صله بخشی میکند و آنان نیز در مدح او حرف میزنند که معلوم نیست پول فراوان وی توانسته وجدان این روشنفکران را ملوث کند یا اینکه اینان اصلا وجدان باخته بودند.

خود "استاد " هم درین هشت سال بوسیله "استادان" سازایی مثل زلمی یونسی، موسی خان که زمانی مسوول مالی رسول پهلوان بود، رحمت الله رسا رییس پیشین معارف و ذبیدالله آموزش دید. اما تدریجا پرچمی های تاجک مانند انور رزاقیار (برادر توریالی رزاقیار رییس اطلاعات و کلتور زمان ببرک و نجیب)، سمیع عدیل (والی بلخ در زمان نجیب و از پرچمی های شاخدار که فعلا با فامیلش در فرانسه زندگی میکند ولی بشکل منظم به مزار رفت و آمد دارد)، فیاض مهر آیین رییس دفتر ولایت عطا که در زمان ربانی معین وزارت داخله بود، به صورت چشم و گوش او درآمدند. همچنان عطا با حلقه مافیایی خود چون داکتر میرویس ربیع رییس شفاخانه صحت عامه بلخ که باجه اش میشود (خاینی که شفاخانه صحت عامه بلخ را به دستور عطا سوزاند تا از یکطرف حساب اعانه های بیشمار را یکسره پاک کند و از جانبی مردم نگونبخت ما مجبور شوند در نبود شفاخانه عامه به شفاخانه های شخصی عطا مثل شفاخانه های مولانا و الفلاح مراجعه کنند)، دگروال داکتر محمد آصف برومند رییس شفاخانه نظامی اردو، قاضی نجیب رییس شهرک بندری حیرتان و سید محمد لنگ مسوول اکثر جایدادهای عطا، نیز مشغول است.

این گردن پتی خاص روشنفکری لئیم پرتو نادری در برابر یک جنایت سالار نیست. این نمای خواری و پستی همه شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران سازشکار و شیر خادی ـ جهادی خورده از اکرم‌عثمان و خالده فروغ و واصف گرفته تا سمیع حامد و عسکر موسوی و حمیرا نگهت دستگیرزاده، سپوژمی زریاب، سیاهسنگ و... در برابر دژخیمان پلید جهادی به شمار می‌رود. در غیر این صورت، آنان باید پرتو نادری و رهنورد زریاب و منیژه‌باختری و همراهان را که بر دست خونپر عطامحمد بوسه زدند، تف باران می‌کردند.

بیشترین ساحات مرکز شهر را عطا خریداری نموده؛ مالک شفاخانه ها الفلاح و مولانا، شهرک های رهایشی مانند پروژه خالد بن ولید، مراکز تجارتی نور، تانک تیل طارق نور، مهمانسرای مزار، اپارتمان زرگری ها، رحمان مارکیت، بازار باختر، انستیتوت علوم صحی مولانا و اپارتمان شبکه مخابراتی MTN واقع در شهر نو کابل میباشد و قرار معلوم حدود ۲۵۰ قباله رسمی ثبت شده در محاکم بنام خود و وابستگان نزدیکش دارد. در سایر بلند منزلها، تجارت خانه ها، مارکیت های لباس فروشی، انجو ها، شهرک ها، شفاخانه ها و کلینیک های شخصی با فیصدی معین یا شریک است و یا از آنان "حق" میستاند. گندگی باج خواهیش به جایی رسیده که در ماه حوت سال گذشته (۱۳۸۸) نزدیک به نوروز سال نو کسی در تاشکند از کمال نبی زاده رییس شرکت نبی زاده و تلویزیون «آرزو» که دوست نهایت صمیمی کار و بار عطا است میپرسد، چرا با وجود «امنیت» در مزار سرمایه گذاری نمیکنید؟ در جواب میگوید «نمیخواهم برای زنم شریک بگیرم»! مختصر ترین جواب از یک بورژوا کمپرادور و جاسوس کار کشته KGB چی معنی دارد غیر ازینکه در تمامی امور و با همه "استاد" شریک است. اخیرا خریداری کشتی باربری، سرمایه گذاری و انتقال پول به خارج کشورمخصوصا به بانک های امارات و اروپا او را به یکی از غول های سرمایه در افغانستان بدل کرده است.

آدمکشی های عطا محمد بیشمار اند و از آن جمله است کشتن گلخان احمدی، رجب، یوسف خیر خواه مشهور به یوسف پخته، قوماندان لعل قوتر، نصرالدین مشهور به داکتر نصرو، تیر باران هشت تن از هموطنان ما در تظاهرات حمل سال ۱۳۷۶ مقابل دفترش، قوماندان مولان جمعیتی، خاکریزوال که زمانی قوماندان امنیه مزار بود.

مشهور ترین جلادان باند عطا عبارتند از:

- حاجی محمد شفیع مشهور به شفیع دیوانه آمر حوزه دوم امنیتی
- غوث الدین قوماندان مشهور به غوثک
- سید کامل آغا
- محمد اسحق رهگذر والی پیشین بلخ، فعلا وکیل در پارلمان
- علم آزادی مشهور به علم سیاه وکیل در پارلمان
- قوماندان عبدلخالق مشهور به رییس خالق فعلا وکیل در شورای ولایتی
- استاد عبدالوکیل فعلا وکیل در شواری ولایتی و مسوول توزیع زمین پروژه باختر
- خان، قوماندان امنیه ولسوالی دهدادی
- قوماندان حسن چه از قریه زمبوکان
- زلمی بابه یادگاری
- عزیزالله قوماندان از قریه بابه یادگار
- شاه ولی قوماندان از هوتکی های مزار
- قربان شاه
- رحیم شاه
- انور بای از ولسوالی دهدادی

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۰/۰۲/۱۳ساعت ۲۲:۲۴ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

بلخ یکی از ولایات مهم و تاریخی شمال افغانستان است .  امروز این سرزمین باستانی که تاریخ روشن اضافه ازپنچ هزار سال دارد در چنگال چپاولگران معلوم الحال قرارگرفته است

اين خطاگك بالاي اين دوشيطان مينازه ، يك پل پران اش خو مردارشد

                                                                                                     

  فردی بنام عطامحمد که خود را" نور" می نامد، با پیشینه تاریک اندیشی و تاریک فکری که در عملنامه سیاه او از روز گار مکتب سوزی وزن ستیزی درج گردیده است بربلخ فرمان می راند.

این مرد سیاه کار وسیاه دل و یاران دیگر تنظیمی او همه انگشت به دهن کرده اند وبیشرمانه دارایی های دولت ومردم مظلوم را غارت میکنند .

شمار قصر ها وبلند منزل های این فرومایه گان قرن بیست ویکم از حساب بیرون است، بگونه نمونه از چند مارکیت وقصربلند منزل سرباند دزدان جمعیت "اسلامی"دربلخ یاد آور میشویم تا خواننده گان به غفارپهلوان و رسول پهلوان که اسلاف این وطنفروشان درچپاول و ثروت اندوزی بودند روی سفیدی تاریخی دهند.

اگر امروز از روضه مزار شریف که در وسط شهر قراردارد بطرف غرب حرکت کنید در کمتر از یک کیلومتر تماشا خواهید کرد که چگونه سینمای سابق مزار ننداری به مارکیت والی بلخ تبدیل گردیده است و در مقابل آن مارکیت دیگر عالی جناب بنام ارجمند مبارک او" خالد نور" قد برافراشته وکمی پیشتر قصر مهمانان این جناب ساخته شده و در مقابل قصر،اتحادیه باربری و ترانسپورتی "خالد و طارق" با صد ها موتر قرار دارد و متصل آن پطرولیم "طارق نور" به خیابان غربی انوارچراغهای گوناگون بخشیده است و کمی پیشتر به شفاخانه الفلاح می رسید که با باجه مبارک شان آقای میرویس ریس شفاخانه بلخ تازه سرمایه گذاری نموده اند.

و اگر از روضه مبارک بطرف جنوب بروید در نخستین گام زیر زمینی افسانوی دروازه شادیان عالی جناب را می بینید و الی سیلو چند قصر وخانه و مهمانخانه شانرا که برای هفت پشت خود ساخته اندو تا کوه های شادیان که پروژه خالد بن ولید با هزاران نمره رهایشی باغضب زمین های دولتی ادامه می یابد همه را جناب والی به نفع شخصی غضب نموده اند.

وبه همین ترتیب بطرف شرق سرای سابق عجب خان که از تهداب قرار است به شکل پخته و اساسی در چند جریب زمین اعمارمی شود وتا کارته آریانا به چندین قصر و تعمیر دارایی یک فرد می رسد در سمت شمال مارکیت ترکاری سابق حق مسلم این" سلطان بزرگوار" گردیده و دها جایداد غیر منقول دیگر که درین مختصر ذکر آن نمی گنجد.

این به اصطلاح مجاهدین که هرلحظه واژه جهاد را به رخ مردم می کشند و پای کافران امریکایی و یاران غربی شیطان بزرگ روی زمین را میبوسند بی شرمانه صد ها هزار جریب زمین دولتی را غضب نموده اند که شهرک های خالد بن ولید و همدرد نمونه های ناچیز آن محسوب میگردد.

باند مافیایی والی چون پادشاه کل اختیار بلخ هرکسی را که مانع اغراض حیوانی خود فکر کنند بی هراس گردن می زنند وپروایی از محاکمه ومحاسبه هم ندارند .

جلادان پلید والی بنابر تقابل منافع بالای جایداد غند عسکری وزارت داخله غاصب دیگر ی که اشرف رمضان نام داشت در روز روشن و در وسط خیابان تیر بارانش کردند وچون اشرف ، داکترهمدرد وچندین فرد دیگر را نیز سر زدند.

باری لوی سارنوال جهت بررسی غضب جایداد های دولتی به مزارشریف سفر کرده بود که ناکام با ناله و فریاد برگشت و زور اش نرسید و تا امروز سکوت کرد.

در چنین اوضاع و احوال که اضافه از هفتاد در صد مردم بلخ در زیر خط فقرزنده گی میکنند و این معامله گران خون و خاک با نازونعمت در بلند ترین قصر های افسانوی بسر میبرند .حدس بزنید که وجدان در برادران شیطان چگونه است.و وای به حال مردم بیچاره که در زیر ساطور این شیاطین بد سرشت خورد و خمیر شده اند و داد رسی هم ندارند تا درد شانرا فریاد کند.

درین اواخراین دون فطرتان پلید تاریخ معاصر دو مارکیت بزرگ لباس و وسایل آرایش فروشی را ابتدا غارت و بعد به آتش کشیدند که هزاران دالر مردم بیچاره طعمه حریق شد وحال برای مردم اجازه اعمار مجدد را هم نمی دهند بخاطری که مارکیت های متذکره ملکیت اسلاف این دزدان یعنی از چپاول گران جوزجانی است و با این کار نامردانه مردم مجبور ساخته شدند تا به مارکیت زیر زمینی درواره شادیان والی نقل مکان نمایند. آنچه در بالا بدان اشاره شد شمه ی از بیان ماهیت و سرشت مافیای ثروت و قدرت که امروز در افغانستان حکومت میکنند است.تا خواننده گان بدانند که در گوشه و کنار این وطن چه میگذرد.

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۰/۰۲/۰۹ساعت ۲۳:۲۴ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

وزارت مالیه: 98٪ برنامه‏ی اصلاحات اداری در وزارت مالیه تطبیق شده است.

اصلاحات اداری: کمیسیون اصلاحات داری تنها 2٪ در تعیینات این وزارت نقش دارد.

با وجود آن که مبارزه با فساد اداری در دولت کنونی از حمایت قانونی و حقوقی برخوردار گردیده و کمیسیونی تحت این نام به منظور جلو گیری از فساد گسترده مالی و سیاسی با حمایت‏های بین‏المللی از چند سال آغاز به کار کرده است، اما هنوز فساد به عنوان یک پدیده‏ی منفی و همانند روغن، چرخ‏های ماشین حکومت را به حرکت می آورد، طوری که اگر لحظه‏ی این روغن قطع گردد این ماشین از حرکت باز خواهد ماند. این نهادها به همکاری جامعه‏ای جهانی تأسیس گردیدند  و با شعارهای شایسته سالاری و تخصص و عدم تبعیض در تلاش هستند که همه‏ی ادارات دولتی را اصلاح کنند. اما با در نظرداشت شواهد نه تنها مبارزه با فساد اداری میزان فساد و عوامل تقویه کننده‏ی آن را کاهش نداده بل که هنوز محدودیت‏های در کار این کمیسیون وجود دارد، به عنوان نمونه وزارت مالیه که به گفته‏ی مسوولان این وزارت 98 ٪ برنامه اصلاحات اداری در آن تطبیق شده است به شکل تمام عیار همه کارکنان بلند رتبه‏ و مأموران ارشد این وزارت از یک قوم و از یک ولایت تعیین گردیده اند.

در گفت وگوی که با سخنگوی وزارت مالیه و رییس کمیسیون اصلاحات اداری داشتیم،‌ هریک گفته‏های متناقضی در ارتباط به وزارت یادشده داشتند.  

به گفته‏ی سخن گوی وزارت مالیه برنامه‏ی اصلاحات اداری حدود98 ٪  در کل وزارت مالیه و 90٪  در گمرک‏های این وزارت تطبیق شده است. سنخگوی وزارت نام برده می‏گوید در این وزارت بر خلاف معیارهای سنتی مانند روابط سیاسی و قومی و یا نژادی،‌ اکنون تعیینات در تمامی این وزارت در هماهنگی با کمیسیون اصلاحات اداری صورت می‏گیرد. با در نظرداشت فهرست مأموران ارشد گمرک‏های درجه اول و پر درآمد کشور و در کل این وزارت، که همه از یک ولایت و از یک قوم تعیین گردیده اند،‌ مسوولان کمیسیون اصلاحات اداری اظهار بی اطلاعی می‏کنند. برخلاف رییس کمیسیون اصلاحات اداری این ادعای مسوولین وزارت مالیه را به کلی رد کرده و ادعا می‏کند که تنها بست‏های 1 و 2 در این وزارت در هماهنگی با کمیسیون اصلاحات اداری تعیین می‏گردند و دیگر بست‏ها از صلاحیت این وزارت می‏باشد که این وزارت یک پنل تعیینات دارد، شاید در تعیینات مأموران خود از معیارهای مورد نظر خودشان استفاده کنند نه معیارهای کمیسیون اصلاحات اداری‎ ‎رییس کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی می‏گويد در قسمت بست‏هاي اول و دوم 2% كمیسيون اصلاحات اداري نقش دارد و 98٪ خود این وزارت در تعیینات دست باز دارد. به هر حال ما در این مورد هیچ گونه قضاوتی پیش از پیش نمی‏کنیم، هر کسی که به فهرست تشکیلات گمرک‏های این وزارت و یا هم بخش‏های دیگر وزارت یادشده نظری بیندازد، خود می‏تواند قضاوت کند و ببیند که آنانی که همیشه از شایسته سالاری و تخصص سخن می‏گویند، اکنون چه کار می‏کنند.

فهرست زیر تشکیلات گمرک‏های وزارت مالیه است و نشان می‏دهد که وزیر مالیه‏ی کشور که خود را یک انسان روشنفکر و متعهد به ارزش‏های ملی می داند و همواره از شایسته سالاری و مدیرت کارآ و فعال سخن می‏گوید، خود وی چقدر در دام و دایره‏ی تنگ اندیشه متصلب و خشک قوم پرستی و سمت گرایی گیر مانده و یک وزارت که هر شهروند افغانستان حق دارد نظر به شایستگی و تخصص در آن کار کند، از قوم خود پر کرده است.  

حضرت‏ عمر زاخيلوال وزیر در وزارت مالیه از ولايت ننگرهار.  تحصیلات عالی به درجه دکتورا دانشگاه كارليتن شهر اوتاوای کانادا.

سید مبین شاه فرزند سید بندر  ولایت ننگرهار  تحصیل یافته به درجه  دکتراPhD  سال ۱۹۹۵ از دانشگاه اسلام آباد پاکستان.

۱- سيد مبين شاه معين عوايد گمرك‏ها از ننگرهار

۲- بسم الله كامه‏ وي ریيس عمومي گمرك‏ها از ننگرهار

۳- عمر مهمند رئيس پلان‏گذاري گمرك‏ها از ننگرهار

۴- گل‏پاچا ریيس تكنيكي رياست عمومي گمرك‏ها از ننگرهار تحصيلات در بخش زراعت1.     سيد مبين شاه معين عوايد گمرك‏ها از ننگرهار

آمريت ها:

۱- آمريت تخلفات گمركي: امان/ از تخار

۲- آمريت لابراتوارها: ستار سرحال/ از جلال آباد

۳- آمريت هماهنگي: عمران/ جلال آباد

۴- آمريت تعرفه و قيمت‏گذاري سرور صديقي/ از پشتون‏هاي خان‏آباد

۵- آمريت مراقبت سيار: عزيز از غزني

۶- آمريت اداري و پلان‏گذاري: واكمن/ از جلال آباد

۷- آمريت كاركنان: خيرمحمد از جلال آباد

۸- آمريت معافي: ثناالله از جلال‏آباد

۹- آمريت ترانزيت داخلي و خارجي محبوب: از بدخشان

۱۰- مديريت جوازدهي: رحيم / از جلال آباد

۱۱- مديريت قيمت گذاري: بريالي/ از جلال آباد

 مسولين گمرك هاي ولايت ها:

 ۱-  صفي الله ریيس گمرك ولايت كابل از پشتون هاي كابل

۲-  حاجي عزيز ریيس گمرك ولايت بلخ / از ولايت غزني

۳-  احسان الله كامه‏ وال ریيس گمرك هرات از ننگرها

 

۴-  خليق الله ریيس گمرك ولايت ننگرهار از ننگرهار

۵-  الهام‏الدين مظهر ریيس گمرك ولايت نيمروز از ننگرهار

۶-  مزمل ریيس گمرك قندهار ( جبرا از بلخ به قندهار تبديل گرديده است)

۷-  ریيس گمرك‏های پکتیا، پكتيكا و خوست از افراد خود همين ولايت‏ها مي‏باشند

۸- شفي‏الله  ریيس گمرك حيرتان سكونت اصلي ولايت ننگرهار

۹-   مدير ترانسپورت بندر حيرتان سكونت اصلي ولايت ننگرهار.

۱۰-  حبيب الله ریيس گمرك اند‏خوي سكونت اصلي ولايت بلخ .

۱۱-  فضل الله فاضل مدیر گمرك  بندر شیر خان از ولايت وردك .

۱۲-  شمس الرحمن ریيس گمرك اسلام قلعه.

این بخشی کوچکی از تشکیلات وزارت مالیه است که 99٪ آن از یک ولایت و از یک قوم تعیین و تنها 1٪ از ولایت‏های که در بالا نام برده شد تعیین گردیده است، به همین ترتیب بخش‏های دیگری این وزارت شاید از چنین وضعیتی برخوردار باشد؛ هنوز در مورد بخش‎های دیگر تحقیق جریان دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۰/۰۲/۰۷ساعت ۲۳:۲ بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  |