مهو فساداداري درافغانستان

این اسناد  نشان دهنده 3.5 میلیون دالر اختلاس در وزارت مالیه توسط عمر زاخیلوال و همکاران گمرکی ایشان است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/10/20ساعت 0:38 قبل از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 



• آقای وحید الله شهرانی تابیعت کشور انگلستان را دارا بوده و هرگز نخواسته و نمی خواهد که تابیعت دوم
خویش را از دست دهد.

• تحصیلات را که آقای شهرانی فراگرفته، نسبت فقدان تجربه کاری نتوانسته از آن به نفع کشور استفاده نماید، بلکه برعکس در زمان تصدی معینت مالی وزارت مالیه بمنظور منفعت جوئی خود و اطرافیان اش دولت را میلیونها افغانی متضرر ساخته است. که عدم تجربه کاری موصوف وزارت تجارت را به قهقرا خواهند کشانید، چنانچه هموطنان ما از عدم تجربه وزیر اسبق ترانسپورت آقای قاسمی معلومات کافی دارند که شرکت آریانا را میلیونها دالر متضرر ساخت.

• در حالیکه موصوف اخیر تذکره تابیعت نمودن سن موصوف نیز کمتر از 35 سال میباشد، که عضویت وی در کابینه خلاف قانون اساسی کشور است.

• همچنان آقای شهرانی همین اکنون در ارگانهای حراست از قانون به اتهام اختلاس و وارد درین خساره به دولت تحت تعقیب عدلی قرار دارد والی روشن شدن دوسیه نسبی اش حق ندارد بحیث وزیر ایفای وظیفه نماید. زیرا حکم محکمه میتئاند وی را به حرمان از حقوق مدنی اش محکوم نماید.
• موضوع دیگر اینکه قانون اجتماعی و حق شهروندی اینرا حکم نمیکند که با اتلاف حق هزاران متخصص دونفر از یک فامیل عضویت کابینه را حاصل نمایند.


برای اینکه وکلای محترم ملت و مردم افغانستان را در روشنی یک حقیقت تلخ در رابطه به اتهام وارده علیه آقای وحیدالله شهرانی متوجه ساخته باشیم به استناد اسناد مدلل،مستند و موثق، عدم تجربه کاری منفعت جویی، اختلاس و خساره رساندن به دولت را در زمان تصدی پست معینت مالی وزارت مالیه تذکر میدهیم. قرار نظارتی کمیته موظف تحقیق و برسی لوی څارنوالی که توام نامه شماره 929/512 مورخ 01/05/1386 اصدار یافته است در ضمن تشریح رویداد قضیه که از سوی مسئولین و ادارات مختلف استفسار به عمل آمده است نتیجه یک برسی مسلکی و همه جانبه موظفین حراست از قانون را برملا میسازد که نتیجه گیری و نظریه خویشرا چنین نگاشته اند.

وزارت محترم انکشاف شهری به منظور تسخین مرکز گرمی مکروریانها به اساس مصوبه شماره 23 مورخ 17/07/1385 شورای محترم وزیران به وزارت مالیه هدایت میدهد تا مبلغ یک میلیون دالر را به منظور خریداری تیل مورد ضرورت به دسترس وزارت انکشاف شهری قرار دهد تا از طریق وزارت محترم اقتصاد
معادل مبلغ یک میلیون دالرخریداری گردد. که موضوع را تحت داوطلبی قرار میدهند، در مجلس داوطلبی نماینده گان ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع، وزارت های محترم مالیه، اقتصاد و انکشاف شهری اشتراک داشتند که قیمت تیل نوع پیچنوی از قرار فی تن چنین ارائه شده است:


ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع فی تن مبلغ 535 دالر امریکائی

شرکت عبدالله ندا فی تن مبلغ 635 دالر امریکائی

شرکت حمید مسلم فی تن مبلغ 630 دالر امریکائی

شرکت زاهد ولید فی تن مبلغ 855 دالر امریکائی

شرکت غضنفر فی تن مبلغ 800 دالر امریکائی

که نازلترین قیمت از ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع بوده ولی هیئت مجلس داوطلبی و ارزیابی بدون در نظر داشت سوابق و اعتبار تصدی دولتی که به تمام وزارت خانه ها، ادارت دولتی و حتی تاجران مسئولیت عرضه خدمات مواد نفتی رابدوش دارد. در حالیکه وزارت اقتصاد ذریعه مکتوب رسمی تقاضا نموده تا قرار داد با ریاست تصدی مواد نفتی و گاز مایع عقد گردد، که کاپی آن به وزارت مالیه نیز اخبار گردیده بود ولی محترم وحید الله شهرانی به جواب مکتوب وزارت اقتصاد رسمآ هدایت داده است که قرار داد با شرکت حمید مسلم عقد گردد. که چنین اجراات هیئت داوطلبی و ارزیابی و هدایت محترم شهرانی معین مالی وزارت مالیه از یکطرف ریاست تصدی مواد نفتی را از مفاد باز مانده و از جانب دیگر در فی تن تیل پیچوی مبلغ 95 دالر و در مجموع 1583 تن به مبلغ 385، 150 دالرامریکائی وزارت انکشاف شهری را متضرر و خساره مند ساخته اند. که اسامیان هریک:

بهاوالدین بهبودی، وفی الله عبادی نماینده وزارت اقتصاد، حمیدالله زاهد نماینده وزارت مالیه، محمد ابراهیم رئیس انسجام، اسدالله بارکزی معاون اداری تدویر و مراقبت مکروریانها و وحید الله شهرانی معین وزارت مالیه طبق ماده 270 و 273 قانون جزا هر کدام قابل تحقیق و تعقیب عدلی پنداشته میشوند.

بنا اوراق قضیه با یک نقل قرار بعد از تائید مقامات ذیصلاح بریاست محترم تحقیق جرایم ارسال گردد. ریاست تحقیق جرایم لوي څارنوالی ذریعه مکتوب شماره 827/592 مورخ 14/07/1387 موضوع را بعد از انجام تحقیقات و برسی همه جانبه چهار ورق اتهام نامه ترتیب نموده وبعد از تائید غرض تعقیب عدلی به مراجع عدلی و قضائی ارسال نموده است. قابل تذکر است که که تورید تیل پیچنوی بجز از تصدی مواد نفتی و گاز مایع که بعد از تثبیت مورد مشخص استعمال آن جواز داشته اشخاص حقیقی و حکمی نمیتوانند به تورید آن مبادرت ورزند، اما آقای وحیدالله شهرانی با مداخله مستقیم خلاف قانون تدارکات عمل نموده و زمینه را برای شرکت حمید مسلم که از جمله اقارب وی بوده بمنظور منفعت جوئی شخصی، دولتی را متضرر ساخته که جدا مورد مواخذه قانونی و تعقیب عدلی میباشد. از دیدگاه مردم چنین افراد بی تجربه کارائی لازم ندارند نباید به پست پر مسولیت وزات گماشته شوند.

















+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/10/19ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

 

ايجاد تلويزيون هاي خصوصي ورشد رسانه ها درافغانستان كه ازتحولات جديدو يكي ازدستاورد هاي دولت حاكم خوانده مي شود؛ خارج ازدو مبني نمي باشد، برخي آن ها تحت عنوان رسانه؛ اطلاعات استخباراتي كشورهاي ذيدخل درافغانستان را تهيه مي كند وبرخي آن ها دستگاه مديحه سراي جنايت كاران جنگي وحلقات مافياي اند.پس ازسقوط طالبان رهبران جهادي وقومندان محلي درايجاد تلويزيون هاي خصوصي ازسايرن سبقت جستند. دراين رقابت بدون شك ژنرال عبدالرشید  دوستم قبل ازهمه دست به ابتكارعمل زد، تلويزيون آئينه را با سرمايه هاي كشورهاي هم نژاد خود تركيه ايجاد نمود ؛ مارشال فهيم تلويزيون نورين را ايجاد نمود وبه همين ترتيب محسني تلويزيون تمدن،رباني تلويزيون نورو محقق تلويزيون فردا را ايجاد نمودند. دراين رقابت كه قومندان عطا والي بلخ ازديگران عقب مانده بود سرانجام تلويزيون آرزو را درشهرمزارشريف؛ جایی كه درآن هرروز به چپاول وغارت دست مي زند؛ايجاد نمود. براي اينكه مبادا دولت فردا منبع تمويل آن را مورد بازپرس قانوني قرارندهد.ازميان حلقه مافياي خود فردبااعتماد اش كمال نبي زاده را كه درسرقت آثارتاريخي بلخ وفروش اين آثارگران بها كه نمادازهويت وتاريخ مردم بلخ مي باشد و با قومندان عطادراين جنايت شريك بود؛و ازاين طريق سرمايه هاي هنگفت رابدست آورده است بصورت سمبوليك به عنوان رئيس وصاحب امتيازاين شبكه خصوصي برگزيد.

 

كمال نبي زاده ازجمله كساني است كه براي پيداكردن پول دردوران روس ها حتي دختران افغان را دربرابرپرداخت پول براي روس ها دركمپ هاي نظامي شان مي بردوبعيد نيست كه اين پول هاي دردست داشته نبي زاده ازقيمت همان اعانه پول تن فروشي دختران باشد.

تلويزيون آرزو كه حدود دوسال ازايجاد آن مي گذرد يك تلويزيون تفريحي است و برنامه هاي اجتماعي وسياسي ندارد.بگفته اسماعيل تيمور سرپرست تلويزيون آرزو؛ اين تلويزيون مي خواهد با پخش برنامه هاي تفريحي روان مردم را شاد وهرمون ها ي جنسي مردم را تحريك نمائيد.اسماعيل تيمور هميشه افسوس مي كند كه چرا درافغانستان آزادي وجود دارد تا آن ها به پخش فلم هاي سكس بپردازند ومردم را بيشتر خورسند سازند.بايد بگويم كه اسماعيل تيمور؛را براي اين انتخاب كرده اند كه وي تن به هرپستي ميدهيد؛ودربرابرپول از موزه پاکی شروع تا هركارپست ديگرمي تواند انجام دهد.وبه هيچ چيزي اعتقاد نداردجزپول!نه رسالت يك روزنامه گاررا مي داند ونه سواد كافي دارد تا ارزش حيثت يك روزنامه نگار واقعي را بداند. باتاسف كه سرنوشت جهت دهي افكار مردم دردست اين گونه اشخاص قراردارد. بحرحال! سرويس هاي خبري اين تلويزيون كاپي شده ازراديو آزادي شمال است كه آن هم براي 5 دقيقه هرسرويس خبري آن طول مي كشد كه اخبار دسته دوم وغيرمعياري مي باشد. مهمترين خلاء هاي اين تلويزيون؛ بي برنامه گي،بيسوادي دست اندركاران اين شبكه،كاپي كردن بدون درك،زيرپاگذاشتن مسوليت روزنامه نگاري،نداشتن خط مشي مشخص فكري،ضعف مديريت،بي سوادي شخص رئيس شبكه،نبود اعتقاد به آزادي بيان، وجود روابط چاپلوس مآبانه بين كارمندان ورئيس اين شبكه ،وجود رابطه مزدورمنشانه بين رئيس شبكه وقومندان عطا والي بلخ وده ها مشكل ديگر مواجه است. اين تلويزيون بجاي اينكه درراستاي آزادي بيان ودادن اطلاعات به مردم جهت روشن شدن افكارعمومي كه مهمترين مسوليت هررسانه را تشكيل ميدهيد؛بپردازد.بيشتر به پخش فلم هاي هندي وبه معرفي سينماگران هندي مي پردازد ودركنار آن قومندان عطا را كه به بچه فلم درولايت بلخ معروف است به معرفي مي گيرد.

دركل مي توان گفت اين تلويزيون يك دستگاه پروپاگند به تمام معني قومندان عطا است؛كسي كه ديروز همسویی با مکتب سوزی، همراهی با کشتار معلمین، تأیید سربریدن انسانها، قتل وعام صدهاانسان بي گناه ،غارت داراي هاي عامه وسرقت آثارتاريخي وفروش آن ازديگران سبقت جسته بودو امروزدرغصب ملكيت هاي دولتي ومردم،به بند كشيدن روشنفكران،اختلاس،حيف وميل داراي هاي عامه ،فروش آثارتاريخي ،قاچاق مواد مخدر،زيرپا نمودن قانون ،وسرانجام استثماروحشيانه مردم،و درنتيجه تسلط ديكتاتوري برمردم حكم ميراند وهيچ كسي دراين جامعه وجود نداردكه جنايت اين غداروهمراهان جنايت كار آن را افشا نمايد. چون همه رسانه ها دربلخ درچنگال مافياي قومندان عطا قراردارد.

برخي دست اندركاران رسانه ها باگرفتن خيرات ازسوي قومندان عطا مانند دادن خانه رهايشي درشهرك رهايشي خالدابن وليد وبرخي آن ها بدليل ترس ازهيولاي امنيت ملي بلخ لب هاي شان رابا قفل بسته اند. وبسياري خبرنگاران متاسفانه ازضعف سواد درولايت بلخ به شدت رنج مي برند.وگرنه ازغصب زمين هاي دولتي شروع تا قاچاق مواد مخدرتوسط مافياي عطا ، چورچپاول داراي هاي عامه، انحصاربازارفروش اقلام مختلف ومهم توسط شركت هاي شخص والي،قتل سران قوم پشتون ازجمله معلم بازمحمد،قومندان اميرگل،قاضي اميرجان ،نورالله خان،علم خان ،غلام سرور،قادرتوانا،عبدالقيوم،ميرويس،استادغني ازگذرمارمول،شاه مراد ازولسوالي شولگره،قاضي جاويدومعلم هاشم كه تحت نام طالب وسارق بقتل رسانيده وبه همين ترتيب قتل سران هزاره ازجمله اشرف رمضان، وسايراشخاص مانند داكترنصرالدين همدرد معروف به داكترنصرو ،وده ها مورد ديگرهمه سوژه خبري اند كه بايد مطبوعات روي آن مكث نمايند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/03ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

(گزارش از -  بالامرغاب‌)

بعد از سقوط‌ طالبان‌ ولسوالی‌ بالا مرغاب‌ دوباره‌ تحت‌ سلطه‌ اسماعیل‌ خان‌، ظاهر خان‌ قومندان‌ فرقه‌ هرات‌، گل‌ محمدلاغری‌ والی‌ بادغیس‌، امیرشاه‌خان‌ قومندان‌ امنیه‌ بادغیس‌ (برادر ظاهر خان‌)، قرار گرفت‌. مردم‌ مرغاب‌ که‌ پشتون‌ تبار اند از طرف‌ مسئولان‌ ولسوالی‌ مرغاب‌ بنام‌ طرفدار طالبان‌ و القاعده‌ مورد آزار و اذیت‌ قرار می‌گیرند. در طول‌ همین‌ مدت‌ از مردم‌ مرغاب‌ بنام‌هایی‌ مانند مالیات‌ زمین‌، آسیاب‌ آبی‌، عشر، ذکات‌، جیب‌ خرج‌، نسوار و سگرت‌ ماموران‌ و مجاهدین‌ حدود دوازده‌ و نیم‌ ملیارد افغانی‌ پول‌ نقد و ۴۰۰.۲ رأس‌ گوسفند جمع‌آوری‌ شده‌ است‌. دزدی‌، راه‌گیری‌ و قتل‌ یک‌ امر عادی‌ به‌ شمار می‌رود. قتل‌ گل‌پکار از قوم‌ بارکزیی‌ قریه‌ جوی‌گنج‌ در داخل‌ تعمیر ولسوالی‌ به‌ اساس‌ حمایت‌ و تحریک‌ عبدالروف‌روفی‌ ولسوال‌ وقت‌ و قتل‌ میرزاگل‌ از قریه‌ جوی‌نو اکاذی‌ در داخل‌ بازار ولسوالی‌ مرغاب‌ در ۵۰ متری‌ دفتر قومندانی‌ امنیه‌ بنا به‌ حمایت‌ عبدالرحمن‌ قومندان‌ امنیه‌ شاهد ادعاست‌. در رأس‌ همه‌ این‌ چور و چپاول‌، آزار و اذیت‌ مردم‌ عبدالروف‌روفی‌ ولسوال‌، عبدالرحمن‌نیازی‌ قومندان‌ امنیه‌ (داماد ظاهر خان‌) عبدالبصیر مدیر امنیت‌ ملی‌، عبدالکریم‌ قومندان‌ کمیساری‌، نجیب‌اله‌ دایزنگی‌ قومندان‌ کندک‌ سرحدی‌، قرار دارند. همه‌ آنان‌ از قلعه‌نو و ولسوالی‌ قادس‌ (زادگاه‌ ظاهر خان‌) هستند. آنان‌ اختلافات‌ عمیق‌ قومی‌ و زبانی‌ (پشتون‌ و تاجیک‌) را بوجود آورده‌ اند.

بتاریخ‌ ۲ و ۳ حمل‌ ۸۲ جمعه‌خان‌ بالای‌ پوسته‌ توره‌ شیخ‌ واقع‌ در مرز قریه‌ منگان‌ و ترکمنستان‌ حمله‌ کرده‌ و در نتیجه‌ دو تن‌ از محافظین‌ مربوط‌ پوسته‌ نجیب‌اله‌ دایزنگی‌ کشته‌ شدند.

پوسته‌های‌ سرحدی‌ عموماً توسط‌ افراد جهادی‌ اسماعیل‌ خان‌ اداره‌ می‌شدند که‌ با آمدن‌ جمعه‌خان‌ نفوذ و عواید شان‌ کمتر شد و همه‌ منتظر بهانه‌ای‌ بودند تا وی‌ را از سر راه‌ بردارند. مسئولان‌ این‌ پوسته‌ از قاچاق‌ مواد مخدر مبالغ‌ هنگفتی‌ بدست‌ می‌آوردند.

بتاریخ‌ ۴ و ۵ حمل‌ قوای‌ هفدهم‌ هرات‌ و قوت‌های‌ مسلح‌ ولایت‌ بادغیس‌ که‌ تعداد شان‌ بین‌ ۰۰۰.۲ تا ۰۰۰.۳ تخمین‌ می‌شد بالای‌ پوسته‌ سرحدی‌ توره‌شیخ‌ و منگان‌ حمله‌ کردند. افراد جمعه‌خان‌ بعد از یک‌ روز مقاومت‌ شش‌ نفر کشته‌، چند تن‌ زخمی‌ و تعدادی‌ اسیر بجا گذاشته‌ متباقی‌ فرار می‌کنند. قومندانی‌ این‌ حمله‌ را ظاهرخان‌ قومندان‌ فرقه‌ هرات‌، مجددی‌ آمر سیاسی‌ قول‌اردو هرات‌ و گل‌محمدلاغری‌ والی‌ بادغیس‌ به‌ عهده‌ داشتند. زمانی‌ که‌ قوت‌های‌ نظامی‌ داخل‌ ولسوالی‌ مرغاب‌ شدند در اولین‌ قریه‌ بنام‌ اکازی‌ دست‌ به‌ کشتار و قتل‌ عام‌ و چور و چپاول‌ زدند که‌ در ظرف‌ دو ساعت‌ ۷ زن‌، ۱۶ مرد را کشتند. پانزده‌ طفل‌ شامل‌ ۴ دختر و ۱۱ پسر حین‌ فرار در دریای‌ مرغاب‌ غرق‌ شدند، سه‌ موتر کاماز از اموال‌ خانه‌های‌ مردم‌ بارگیری‌ و به‌ هرات‌ غنیمت‌ برده‌ شد. ۶ اراده‌ موترسایکل‌ و ۲۱ دکان‌ شامل‌ اموال‌ چور شده‌ بودند. بعد از غارت‌ قریه‌ اکازی‌ قوای‌ فاتح‌ در قریه‌های‌ دیگر مرغاب‌ پراکنده‌ شدند و به‌ بهانه‌ خلع‌سلاح‌ به‌ لت‌ و کوب‌ و جریمه‌ و غارت‌ خانه‌های‌ مردم‌، پرداختند. اسب‌سواران‌ آنان‌ به‌ دشت‌ و صحرا به‌ سراغ‌ مالداران‌ و رمه‌داران‌ رفتند و از هر رمه‌دار ۸ تا ۱۲ گوسفند گرفتند. در طول‌ ده‌ شب‌ مهمانی‌ داشتند به‌ زور مرغ‌ها و گوسفندان‌ مردم‌ را ذبح‌ می‌کردند تا میله‌های‌ «گوشت‌ خوری‌» شان‌ را ترتیب‌ دهند. فامیل‌هایی‌ که‌ در حوالی‌ ولسوالی‌ و بازار مرغاب‌ قرار داشتند مجبور بودند خرج‌ و غذای‌ «فاتحان‌» را روزانه‌ ۱۵ افغانی‌ بپردازند. از دکان‌ها هر آنچه‌ خوش‌ افراد مسلح‌ می‌آمد بر می‌داشتند. چند روز قبل‌ از جنگ‌ مؤسسه‌ ناروی‌ ( NPO ) برای‌ بیش‌ از ۰۰۰.۲ مهاجر عودت‌کننده‌ خیمه‌، کمپل‌، بسترخواب‌، بیل‌، کلند و سامان‌ نجاری‌ توزیع‌ نموده‌ بود. افراد مسلح‌ آن‌ اموال‌ و مخصوصاً خیمه‌ها را بنام‌ این‌ که‌ مال‌ دولتی‌ است‌ جمع‌آوری‌ نموده‌ به‌ خانه‌های‌ خود در قلعه‌نو و هرات‌ انتقال‌ دادند.

ملاجمعه‌خان‌ که‌ می‌خواست‌ از طریق‌ فاریاب‌ به‌ مزار و از آنجا به‌ کابل‌ فرار نماید در ولسوالی‌ قیصار توسط‌ یکی‌ از قومندانان‌ ازبک‌ جمعیتی‌ دستگیر و به‌ ظاهرخان‌ در مرغاب‌ تسلیم‌ داده‌ شد که‌ وی‌ را به‌ هرات‌ انتقال‌ دادند. اخیراً در تلویزیون‌ هرات‌ بنام‌ طالب‌ و القاعده‌ معرفی‌ شد.

لیست‌ کشته‌ شدگان‌ که‌ توسط‌ ریش‌سفیدان‌ قریه‌ اکازی‌ ترتیب‌ داده‌ شده‌ است‌:

شماره‌    اسم‌ ولد سن‌
۱ عبدالالیاس‌‌ دوست‌محمد‌ ۷۰
۲ ‌رازمحمد دوست‌محمد ۷۷‌
۳ فتح‌محمد‌ آقامحمد ‌۶۸
۴ ‌عبدالصمد عبدالاحد ۵۶‌
۵ ‌محی‌الدین‌ غازی ‌۵۴
۶ ‌محمدنادر رحیم‌شاه‌ ‌۶۰
۷ ‌موسی‌ ‌حبیب‌اله‌ ‌۵۱
‌۸ ‌محمدرفیق‌ ‌گل‌جان‌ ‌۱۴
‌۹ ‌محمدعوض‌ ‌میراخان‌ ‌۱۲
‌۱۰ ‌محمدکریم‌ ‌مولاداد ‌۶۵
‌۱۱ ‌جلال‌الدین‌ ‌محمدنور ‌۴۷
‌۱۲ ‌عبدالرحمن‌ ‌جلال‌ ‌۶۲
‌۱۳ ‌عبدالغفور ‌ملهم‌ ‌۱۶
‌۱۴ ‌عبداله‌ ‌ختل‌ ‌۱۸
‌۱۵ ‌یاسین‌ ‌خیراله‌ ‌۷۲
‌۱۶ ‌جمعه‌خان‌ ‌زوالدین‌ ‌۵۷
‌۱۷ ‌خبرگن‌ ‌خان‌حکیم‌ ‌۲۵
‌۱۸ ‌خاله‌ ‌نظرمحمد ‌۳۲
‌۱۹ ‌اناره‌ ‌کمال‌ ‌۲۷
‌۲۰ ‌جماله‌ ‌لالاجان‌ ‌۱۴
‌۲۱ ‌نازگل‌ ‌احمد ‌۱۹
‌۲۲ ‌آهو ‌بازمحمد ‌۲۳
‌۲۳ ‌زرگره‌ ‌محمدنور ‌۲۷

کودکانی‌ که‌ در دریای‌ مرغاب‌ غرق‌ شده‌ اند:

۱ شهزاده‌ غلام‌ محمد ۵
۲ ‌شبو ‌غلام‌محمد ‌۸
۳ ‌عبدالرحیم‌ عبدالحکیم‌ ۴‌
۴ آقاگل‌‌ گل‌رحمن ‌۳
۵ ‌فرشته‌ حبیب‌اله‌ ‌۶
۶ گلاب‌شاه‌‌ بشر ۵‌
۷ ‌عبدالرحیم‌ عبدالغفار ۳‌
۸ ‌عبدالنبی حیدر ۲
۹ گل‌ببو‌ عبدالعزیز ۷‌
۱۰ ‌قطب‌الدین‌ بابو
۱۱ ‌بنیت‌گل‌ امیر ۸‌
۱۲ امیرخان‌‌ کلاخان‌ ‌۹
۱۳ ‌فیروز غلام‌دستگیر ‌۶
۱۴ ‌کلاخان‌ بابه‌خان ۳‌
۱۵ ‌فدا سید پاچا ‌۱۰
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/03ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

من میخواهم که در این مختصر، درمورد شخصیت و کارکردهای آقای داکتر عبدا الله عبد الله بنویسم که درزمان حیات شهید احمدشاه مسعود از همسنگران نزدیک وتاثیر گذار در سیاست های شهید مسعود بوده است وهمچنان بعد از شهادت وی، وزیر امورخارجه افغانستان بوده است. اما قبل ازاینکه به اصل موضوع پرداخته شود، روی سخن اولم، با بانوی فرهیخته و اندیشمند فرشته حضرتی مسئول رادیو پیام زنان میباشد که چندی قبل رادیوی ایشان گفت وشنودی مفصلی را با آقای داکتر عبدالله ترتیب داده و مقدمه ی بلند بالای را نیز درتعریف ازشخصیت وی نگاشته بودند. راستش من وقتی که آن همه تعریفات وجملات زیبا وکلمات انتخاب شده را در توصیف شخصیت آقای عبدالله خواندم، ازشدت تعجب آب دردهنم خشک شد که چرا "فرشته" از "دیو" توصیف میکند. به نظرمن اگر داکتر عبدالله را دیو هم خطاب کنیم، در واقع به دیو اهانت شده است، اگر دیو یک چهره دارد و برطبق خصلت طبیعی خود رفتار میکند. اما داکتر عبد الله چندین چهره دارد و درهر چهره اش، بیلر جنایت وخیانت به مردم افغانستان وارزشهای انسانی میباشد. به همین دلیل، دور ازشان شخصیت واندیشه های ارزشمند خانم فرشته حضرتی میباشد که قلم توانمند واندیشه های زرنگارش را در توصیف یک بیلر خیانت وجنایت به کارببرد. باتوجه به نوشته های که من تاهنوز از بانو فرشته حضرتی خوانده ام، اندیشه های وی را وهمچنان برداشت وی را ازتاریخ و پدیده های سیاسی تاریخی جامعه افغانستان، زیباترین برداشت وماندگارترین اندیشه میدانم که تاهنوز کسی جرائت وشهامت بیان آن را نداشته است. اما وقتی که خانم حضرتی با داشتن چنین اندیشه ای، به تعریف ازشخصیت و اخلاق گندیده ی داکتر عبد الله قلم به کاغذ میکشد، من این کار را برای خانم حضرتی کسر شان وکسر شخصیت تلقی میکنم. امیدوارم که بانوی فرهیخته واندیشمند ما ازاین جملات من به دل چیزی نگیرد وهدف من این است که اندیشه را نباید درپای خوکان برزمین ریخت.

حالا برسراصل مطلب می آیم و شخصیت ورفتار آقای داکتر عبدالله عبدالله را که ازهمسنگران نزدیک شهید احمدشاه مسعود بوده است وبااستفاده از اعتبار مسعود برای خود نام ونشان دست وپا کرده است، مورد تجزیه وتحلیل قرار میدهم. هدف بنده ازنوشتن این مطلب، ارائه روشنی به دور از خصومت و تضاد شخصی میباشد که فقط به منظور تبین یک واقعیت صورت میگیرد. نگارنده آقای عبد الله را از دو چشم انداز متفاوت می شناسم. چشم انداز اول آشنایی شخصی خودم با وی میباشد که عمر این آشنایی ازده سال بیشتر نمیشود. چشم انداز دوم، کسانی را میشناسم که آنها با آقای عبدالله آشنایی طولانی وغیر رسمی داشته اند واز خصوصیات اخلاقی وماهیت اصلی شخصیت وی درک وتصویر دقیق دارند. براساس شناخت وبرداشتی که خودم از وی دارم، او را فاقد سواد سیاسی، فاقد اندیشه، فاقد صداقت سیاسی وفاقد تعهد به ارزشهای انسانی میدانم . من تعجب میکنم که آقای عبدالله چگونه بدون پشتوانه ی تحصیلات اکادمیک در سیاست ودیپلماسی وفقط با زبان شکسته وبسته انگلیسی درمقام وزیر خارجه دولت افغانستان برگزیده شده بود! سیاست خارجی یک کشور ازجمله پدیده های مهم وحیاتی آن کشور میباشد که برای مدیریت آن کسانی مانند آقای داکتر عبدالله، به این میماند که مستری را درجای داکتر بنشانند.

داکترعبدالله در دوران حیات شهید احمدشاه مسعود، در جمله دوستان خیلی نزدیک وی بودکه ازاعتماد کامل وحتی ازصلاحیت خیلی بالا درنزد شهید مسعود برخوردار بود. اما رفتار واخلاق نامتوازن او درهمان زمان خیلی ازعلاقه مندان شهید مسعود را آزار میداد ودرواقعیت سبب آزردگی خاطر آنها گردیده بود. اما شهید مسعود به رغم درک این واقعیت، او راهمچنان مورد عنایت قرار میداد. بعد ازشهادت شهید مسعود، زمزمه های بلند شد که آقای داکتر عبد الله در طرح شهادت وی سهیم بوده است. هرچند تاهنوز دراین خصوص، اسناد ومدارک موثق ارائه نگردیده است اما ازقرائین چنین معلوم میشود که این اتهام دور ازواقعیت نیست. یکی ازخصوصیات اخلاقی آقای داکترعبدالله زن باره گی او میباشد که او دراین راه تا سرحد افراط عمل میکند. برای کسانی که در راس مسایل مهم سیاسی ویا در دروازه های کلیدی قرار دارند، این خصوصیت زمینه وفرصتی بسیار مناسبی است برای سازمانهای استخباراتی که با استفاده از آن میتواند به اهداف خود نایل آیند.

میگویند که درسال اخیر زندگی شهید مسعود، سازمان استخبارات ارتش پاکستان آی اس آی، بااستخدام چند خانم جوان، زیبا وخوش ریخت، توانسته بود که آقای عبدالله را به دام انداخته واطلاعات مهمی را از طریق وی در مورد شرایط امنیتی شهید مسعود به دست بیاورد. هرچند که درتوطئه شهادت شهید مسعود کسانی دیگری نیز متهم اند، اما کارشناسان اطلاعاتی به این باور اند که اطلاعات بدست آمده از داکتر عبد الله درمورد شرایط امنیتی شهید مسعود، برای تدوین طرح قتل شهید مسعود بسیار کمک کرده است. باتوجه به نزدیکی داکتر عبدالله به شهید مسعود وهمچنان باتوجه به علایق مفرطی که آقای عبد الله به زن باره گی دارد، به نظر میرسد که سازمان استخبارات پاکستان ازاین فرصت استفاده ی قابل ملاحظه کرده باشد.

ازچشم انداز دوم، کسانی که با آقای عبدالله رابطه نزدیک دارند، اورا آدم بی سواد، بی کفایت، هرزه، زن باره، وبی تعهد می شناسند. مهم تر ازهمه اورا دارای رفتار دوخصلتی می شناسند که ترکیب از رفتار زنانه ومردانه میباشد. علاقه شدید او به عطریات، استفاده از لوازم آرایش زنانه، افراط درخرید لبهاسهای گرانبها، اداهای زنانه وخیلی چیزهای دیگر ازجمله پدیده های اندکه در اخلاق ورفتار آقای عبدالله مشاهده میگردد و این پدیده ها درجامعه افغانستان رفتار واخلاق زنانه تعریف میشوند. بعضی ها دلیل زن باره بودن آقای عبدالله را مشکلات دورن فامیلی او میداند که درهرصورت، این گونه اخلاق ورفتار برای یک مدیرسیاسی عیب بسیار برجسته و ضعف آشکار تلقی میگردد. برعلاوه اینها، آقای داکترعبدالله فاقد تقید وتعهد به ارزشها ونورمهای مروج درمناسبات دوستی میباشد که در این راستا به هیچ معیاری تعهد وتقید ندارد.

لذا باتوجه به این خصوصیاتی که ازاخلاق وتفکر او برشمرده شد، قرار گرفتن چنین شخصیتی در راس مدیریت سیاست خارجی یک کشور، اهانت نابخشودنی به اراده وسرنوشت مردم افغانستان میباشد. کارنامه ی آقای عبدالله به عنوان وزیر امورخارجه دولت افغانستان، چیزی بیشتر از اهانت به اراده مردم افغانستان نمیباشد. ایشان لطف کند وبگوید که درزمان تصدی آن وازرت، چه خدمتی را برای اتباع افغانستان درخارج ازکشور انجام داده است ویا چه خدمتی را برای تامین منافع سیاسی افغانستان به ثمر رسانده است؟ یکی از دست آوردهای ننگین ایشان، عقد قرارداد سه جانبه با اداره مهاجرت سازمان ملل و کشورهای اروپایی میباشد که میزبان مهاجرین افغانستان میباشند. عقد این قرارداد سبب که هزاران نفر از هموطنان ما که به قیمت نقد جان شان خود ها را به کشورهای امن رسانده بودند، دوباره به افغانستان ناامن و پرخطر برگردند. اینها هرکدام شان، برای یک خانواده نان تهیه میکردند. اما دیپلماسی آقای عبدالله سبب گردید که این خانواده ها هرگز با شکم سیر نخوابند. من چندین نفر را می شناسم که در لندن زندگی میکردند وهرماه برای خانواده های شان درکابل، 500 دالر امریکایی می فرستادند. این مبلغ برای آنها ضمانت حیات شان بود که برای خود نان ولباس تهیه میکردند وبچه های شان را به مکتب می فرستادند. اما وقتی که براساس همین قرارد داد سه جانبه، آن عزیزان از لندن به افغانستان اخراج گردیدند، آن خانواده ها با هزاران مشکل ومصیبت دچار گردیده اند. البته این موضوع را کسانی خوب درک میکنند که قربانی این قرار داد بوده اند.

اما به رغم این خصوصیات اخلاقی وکارنامه های سیاسی، هنوز هم آقای عبد الله خودش را چهره حق به جانب احساس میکند وحتی مستحق ریاست جمهوری میداند. باتوجه به آنچه را که آقای عبد الله انجام داده است، به نظرمن وی مستحق نفرین ولعنت مردم افغانستان میباشد. اما اینکه او هنوزهم خواب وخیالات مقام سیاسی و زنهای خوش صورت وخوش ریخت را می بیند، مصیبت بزرگی است که مردم افغانستان را سالها به اسارت گرفته است. حتی شنیده میشود که جبهه متحدملی رایزنی های را درمورد کاندیداتوری وی به عنوان ریس جهمور آینده افغانستان روی دست دارد. اعضای رهبری جبهه متحد ملی باید این واقعیت را درنظر بگیرند که انتخاب آقای داکتر عبدالله به عنوان نامزد ریاست جمهوری، اهانت عریان به اراده و سرنوشت مردم افغانستان میباشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/27ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

 خطا كيست؟                    

 عطامحمد جنایتکار‌ - دیروز و امروز

عطا محمد فرزند نور محمد باشنده گذر عزیز آباد ولایت بلخ است. پدرش (نورمحمد) در رسته قالین فروشی شرق روضه "سخی جان" نزد یکتن از تاجران پوست قره قل و قالین بنام شاهکار کارگر بود. نور محمد بعد از ختم کار بیشترین اوقات زندگیش را در پرخانه (قمار خانه) و ساقی خانه ها میگذشتاند و اکثر اوقات نشئه میبود. عطا چون فرزند بزرگ خانواده بود با پدر در انجام کارهای روزمره همکاری میکرد و هم متعلم مکتب در لیسه عالی باختر بود. او از زندگی مزدوری پدر سخت رنج میبرد و زمانیکه اندک پولی از پدر خواستار میشد مسلما با وضع بد مالی که گریبانگیر خانواده اش بود روبرو میگشت و جواب رد میگرفت. همان بود که در ایام متعلمی با ماما میرزای بقال و بنجاره فروش مشهور به ماما میرزای توتله که از بچه بازان مشهور بود، رابطه جنسی برقرار کرد. دوکان ماما میرزای توتله در مقابل شفاخانه صحت عامه بلخ موقعیت داشته که هم اکنون مارکیت لباس فروشی شیرخان سلطانی است. این رابطه بچه بیریشی سریعا انکشاف کرد و جای ماما میرزا را متقاضیان جدید بشمول همسایه دوکانداران پدرش گرفت، گندیدگی اخلاقی اش فراگیر شده و شاهکار هم از آن مطلع گردید. درین زمان که حزب میهنفروش پرچم و خلق تازه به اقتدار رسیده بود، عطا جان متعلم صنف یازدهم و مشروط مضمون حدیث بود. شاهکار نورمحمد را فرا خواند و از او خواست تا عطا را که لکه ننگ بر او و تجارتش شده بود از شهر بیرون کند. همان بود که او را توسط فردی بنام بابه حسام الدین جمعیتی نزد ذبیح الله (قومندان جمعیت) در تنگی مارمل فرستاد.

تنگی مارمل در کنار تنگی شادیان بالای یگانه کوه مزار که در جنوب شهر به چشم میخورد موقعیت دارد و یکی از عقب مانده ترین ساحات کوهستانی ولایت بلخ بشمار میرود. در آنزمان تعداد افراد با سواد آنهم در کوه مارمل بسیار اندک بود. چون ذبیح الله با افراد بیسوادش کسی به سطح عطا نداشت، او را به صفت کاتب خود و سپس معلم سواد آموزی چند تن از افرادش برگزید. بدینترتیب عطا مانند سایر "استادان" آهسته آهسته ملقب به استاد شد اما به هیچ عنوان قوماندان "مطرح" جبهه نبود چون جانیان دیگری مثل مولوی محمد علم، علم آزادی مشهور به علم سیاه (فعلا وکیل در پارلمان) و انجینر داود سرکردگی جبهه را به عهده داشتند.

بعد از مرگ ذبیح الله، مولوی محمد علم، انجینیر داود و مولوی و علم سیاه همه کاره شدند وعطا مسوول یک گروپ کوچک بود. زمانیکه عطا به پشاور رفت و در آنجا با رهبران باند مسعود خاین و پدران پاکستانی و عربی آن دید، به عضویت شورای نظار درآمد. "انجینیر" داود از ترس اینکه او جایگزینش نشود، فورا طرح ترور عطا را ریخت اما فردی بنام قاری قدرت که فعلا سکرتر و همه کاره عطا است و در آنوقت محافظ داود بود، عطا را از نقشه داود در مسیر راه شولگره باخبر ساخت و عطا جان به سلامت برد. اختلافات داود و عطا از همان زمان شروع گردید. با پیروزی جنایتکاران هشت ثوری ها عطا از قوماندانان درجه سه بود و به استثنای مناطق جنوب مزار کسی او را اصلا نمیشناخت. بعد از گذشت اندک زمانی سگ جنگی میان جنبش و جمعیت شروع شد و رسول پهلوان جانی، قوماندان فرقه ۵۱۱ دوستم دو بار بساط عطا و دار و دسته جمعیتی اش را بدون مقاومت از مزار برچید؛ انجینیر داود و نادر آوان جمعیتی را دستگیر و عطا را تا دهنه مارمل عقب راند. رسول پهلوان نادر آوان را کشت و انجینیر داود را به حکم دوستم از زندان رها ساخت. سپس داود از مزار فرار کرد و فعلا در انگلستان با تمامی اعضای خانواده اش بسر میبرد. با مرگ رسول بار دیگر اقبال عطا طلوع کرد و دوباره از کوه مارمل به شهر مزار برگشت. طالبان با تسخیر مزار، پهلوان دوستم، محقق و "استاد" عطا را چنان در وحشت مرگ انداخت که تا کوهستانات دره صوف گریختند و تا بمباران طیارات بی ۵۲ امریکا حتی یک وجب هم "پیش روی" نداشتند.

  

سالون های عروسی آریانا در شهر مزارشریف یکی از دهها سرمایه گذاری عطا بشمار میرود. درین یکی با اسحق رهگذر و حاجی اسرار تاشقرغانی شراکت دارد.

راندن طالبان توسط امریکا به بهانه تروریزم و القاعده و حکومت کرزی، جانی تازه در کالبد مرده ائتلاف شمال داد. در ابتدای زمامداری کرزی، صلاحیت دوستم باز هم به مراتب بیشتر از محقق و عطا بود. تمامی درآمد ولایت بلخ بشمول بندر حیرتان، گمرک و فابریکه کود و برق بین همین سه تن تقسیم میشد که دوستم ۵۰ فیصد سهم در آن داشت. دوستم در آنوقت قوماندان قول و اردوی شماره هشت و عطا قوماندان قول اردوی شماره هفت بود. از آنجاییکه برادران شورای نظاری عطا مثل فهیم، قانونی و عبدالله ستون های خون و خیانت حکومت کرزی را میساختند، از وی حمایت نمودند و از جانبی دیده میشد که خود کرزی هم میخواست تدریجا دوستم را از صحنه بیرون کند و میدان بیشتر به عطا دهد. او به تدریج سرمایه اندوخت و پایه های قدرت اش را محکم ساخت و با راندن دوستم و محقق تمام درآمد ولایت را خود صاحب گردید.

در همین حال فردی بنام خالد امیری مسوول مالی مسعود در دبی (مالک شهرک رهایشی امیری در ولایت بلخ) بعد از مرگ مسعود توسط ربانی و فهیم مواخذه شد تا پولهای ذخیره شده در دبی را به آنان تسلیم کند. خالد دید که تمامی سرمایه از کف اش می رود چون باشنده اصلی ولایت بلخ و هم منطقه با عطا است و اجدادش هم از فیودالان مزار میباشد فورا با عطا تماس گرفت و خواهان کمک شد. عطا هم خواست ازین فرصت استفاده اعظمی کند. گفته میشود مبلغ ۷۰۰ ملیون دالرکه نزد خالد در دبی بود بین هردو مناصفه گردید و به خالد ضمانت حفاظت از جان و جایدادش در مزار داده شد. این سرمایه هنگفت توانست عطا را به یکه تاز بی رقیب در مزار بدل کند و به استحکام و گسترش نفوذش بیافزاید و علاوتا در تجارت قاچاق مواد مخدر با تیم کرزی وارد معامله شود.

انتقال مواد مخدر از میدان هوایی بلخ به کابل توسط فدا محمد برادرسکه اش که قوماندان سرحدی میدان هوایی بود، صورت میگرفت. حالا دیگر عطا آن چهره ریشوی پکول بر سر نیست او دریشی پوش شده، نکتایی میزند و از "آزادی"، "دموکراسی" و "حقوق زن" با پراندن کلمات انگلیسی حرف میزند، جمعی از روشنفکران خاین نظیر پرتو نادری، سمیع حامد، رهنورد زریاب، منیژه باختری، حسین فخری و غیره را در اطرافش جمع کرده به آنان صله بخشی میکند و آنان نیز در مدح او حرف میزنند که معلوم نیست پول فراوان وی توانسته وجدان این روشنفکران را ملوث کند یا اینکه اینان اصلا وجدان باخته بودند.

خود "استاد " هم درین هشت سال بوسیله "استادان" سازایی مثل زلمی یونسی، موسی خان که زمانی مسوول مالی رسول پهلوان بود، رحمت الله رسا رییس پیشین معارف و ذبیدالله آموزش دید. اما تدریجا پرچمی های تاجک مانند انور رزاقیار (برادر توریالی رزاقیار رییس اطلاعات و کلتور زمان ببرک و نجیب)، سمیع عدیل (والی بلخ در زمان نجیب و از پرچمی های شاخدار که فعلا با فامیلش در فرانسه زندگی میکند ولی بشکل منظم به مزار رفت و آمد دارد)، فیاض مهر آیین رییس دفتر ولایت عطا که در زمان ربانی معین وزارت داخله بود، به صورت چشم و گوش او درآمدند. همچنان عطا با حلقه مافیایی خود چون داکتر میرویس ربیع رییس شفاخانه صحت عامه بلخ که باجه اش میشود (خاینی که شفاخانه صحت عامه بلخ را به دستور عطا سوزاند تا از یکطرف حساب اعانه های بیشمار را یکسره پاک کند و از جانبی مردم نگونبخت ما مجبور شوند در نبود شفاخانه عامه به شفاخانه های شخصی عطا مثل شفاخانه های مولانا و الفلاح مراجعه کنند)، دگروال داکتر محمد آصف برومند رییس شفاخانه نظامی اردو، قاضی نجیب رییس شهرک بندری حیرتان و سید محمد لنگ مسوول اکثر جایدادهای عطا، نیز مشغول است.

این گردن پتی خاص روشنفکری لئیم پرتو نادری در برابر یک جنایت سالار نیست. این نمای خواری و پستی همه شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران سازشکار و شیر خادی ـ جهادی خورده از اکرم‌عثمان و خالده فروغ و واصف گرفته تا سمیع حامد و عسکر موسوی و حمیرا نگهت دستگیرزاده، سپوژمی زریاب، سیاهسنگ و... در برابر دژخیمان پلید جهادی به شمار می‌رود. در غیر این صورت، آنان باید پرتو نادری و رهنورد زریاب و منیژه‌باختری و همراهان را که بر دست خونپر عطامحمد بوسه زدند، تف باران می‌کردند.

بیشترین ساحات مرکز شهر را عطا خریداری نموده؛ مالک شفاخانه ها الفلاح و مولانا، شهرک های رهایشی مانند پروژه خالد بن ولید، مراکز تجارتی نور، تانک تیل طارق نور، مهمانسرای مزار، اپارتمان زرگری ها، رحمان مارکیت، بازار باختر، انستیتوت علوم صحی مولانا و اپارتمان شبکه مخابراتی MTN واقع در شهر نو کابل میباشد و قرار معلوم حدود ۲۵۰ قباله رسمی ثبت شده در محاکم بنام خود و وابستگان نزدیکش دارد. در سایر بلند منزلها، تجارت خانه ها، مارکیت های لباس فروشی، انجو ها، شهرک ها، شفاخانه ها و کلینیک های شخصی با فیصدی معین یا شریک است و یا از آنان "حق" میستاند. گندگی باج خواهیش به جایی رسیده که در ماه حوت سال گذشته (۱۳۸۸) نزدیک به نوروز سال نو کسی در تاشکند از کمال نبی زاده رییس شرکت نبی زاده و تلویزیون «آرزو» که دوست نهایت صمیمی کار و بار عطا است میپرسد، چرا با وجود «امنیت» در مزار سرمایه گذاری نمیکنید؟ در جواب میگوید «نمیخواهم برای زنم شریک بگیرم»! مختصر ترین جواب از یک بورژوا کمپرادور و جاسوس کار کشته KGB چی معنی دارد غیر ازینکه در تمامی امور و با همه "استاد" شریک است. اخیرا خریداری کشتی باربری، سرمایه گذاری و انتقال پول به خارج کشورمخصوصا به بانک های امارات و اروپا او را به یکی از غول های سرمایه در افغانستان بدل کرده است.

آدمکشی های عطا محمد بیشمار اند و از آن جمله است کشتن گلخان احمدی، رجب، یوسف خیر خواه مشهور به یوسف پخته، قوماندان لعل قوتر، نصرالدین مشهور به داکتر نصرو، تیر باران هشت تن از هموطنان ما در تظاهرات حمل سال ۱۳۷۶ مقابل دفترش، قوماندان مولان جمعیتی، خاکریزوال که زمانی قوماندان امنیه مزار بود.

مشهور ترین جلادان باند عطا عبارتند از:

- حاجی محمد شفیع مشهور به شفیع دیوانه آمر حوزه دوم امنیتی
- غوث الدین قوماندان مشهور به غوثک
- سید کامل آغا
- محمد اسحق رهگذر والی پیشین بلخ، فعلا وکیل در پارلمان
- علم آزادی مشهور به علم سیاه وکیل در پارلمان
- قوماندان عبدلخالق مشهور به رییس خالق فعلا وکیل در شورای ولایتی
- استاد عبدالوکیل فعلا وکیل در شواری ولایتی و مسوول توزیع زمین پروژه باختر
- خان، قوماندان امنیه ولسوالی دهدادی
- قوماندان حسن چه از قریه زمبوکان
- زلمی بابه یادگاری
- عزیزالله قوماندان از قریه بابه یادگار
- شاه ولی قوماندان از هوتکی های مزار
- قربان شاه
- رحیم شاه
- انور بای از ولسوالی دهدادی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/13ساعت 10:24 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

بلخ یکی از ولایات مهم و تاریخی شمال افغانستان است .  امروز این سرزمین باستانی که تاریخ روشن اضافه ازپنچ هزار سال دارد در چنگال چپاولگران معلوم الحال قرارگرفته است

اين خطاگك بالاي اين دوشيطان مينازه ، يك پل پران اش خو مردارشد

                                                                                                     

  فردی بنام عطامحمد که خود را" نور" می نامد، با پیشینه تاریک اندیشی و تاریک فکری که در عملنامه سیاه او از روز گار مکتب سوزی وزن ستیزی درج گردیده است بربلخ فرمان می راند.

این مرد سیاه کار وسیاه دل و یاران دیگر تنظیمی او همه انگشت به دهن کرده اند وبیشرمانه دارایی های دولت ومردم مظلوم را غارت میکنند .

شمار قصر ها وبلند منزل های این فرومایه گان قرن بیست ویکم از حساب بیرون است، بگونه نمونه از چند مارکیت وقصربلند منزل سرباند دزدان جمعیت "اسلامی"دربلخ یاد آور میشویم تا خواننده گان به غفارپهلوان و رسول پهلوان که اسلاف این وطنفروشان درچپاول و ثروت اندوزی بودند روی سفیدی تاریخی دهند.

اگر امروز از روضه مزار شریف که در وسط شهر قراردارد بطرف غرب حرکت کنید در کمتر از یک کیلومتر تماشا خواهید کرد که چگونه سینمای سابق مزار ننداری به مارکیت والی بلخ تبدیل گردیده است و در مقابل آن مارکیت دیگر عالی جناب بنام ارجمند مبارک او" خالد نور" قد برافراشته وکمی پیشتر قصر مهمانان این جناب ساخته شده و در مقابل قصر،اتحادیه باربری و ترانسپورتی "خالد و طارق" با صد ها موتر قرار دارد و متصل آن پطرولیم "طارق نور" به خیابان غربی انوارچراغهای گوناگون بخشیده است و کمی پیشتر به شفاخانه الفلاح می رسید که با باجه مبارک شان آقای میرویس ریس شفاخانه بلخ تازه سرمایه گذاری نموده اند.

و اگر از روضه مبارک بطرف جنوب بروید در نخستین گام زیر زمینی افسانوی دروازه شادیان عالی جناب را می بینید و الی سیلو چند قصر وخانه و مهمانخانه شانرا که برای هفت پشت خود ساخته اندو تا کوه های شادیان که پروژه خالد بن ولید با هزاران نمره رهایشی باغضب زمین های دولتی ادامه می یابد همه را جناب والی به نفع شخصی غضب نموده اند.

وبه همین ترتیب بطرف شرق سرای سابق عجب خان که از تهداب قرار است به شکل پخته و اساسی در چند جریب زمین اعمارمی شود وتا کارته آریانا به چندین قصر و تعمیر دارایی یک فرد می رسد در سمت شمال مارکیت ترکاری سابق حق مسلم این" سلطان بزرگوار" گردیده و دها جایداد غیر منقول دیگر که درین مختصر ذکر آن نمی گنجد.

این به اصطلاح مجاهدین که هرلحظه واژه جهاد را به رخ مردم می کشند و پای کافران امریکایی و یاران غربی شیطان بزرگ روی زمین را میبوسند بی شرمانه صد ها هزار جریب زمین دولتی را غضب نموده اند که شهرک های خالد بن ولید و همدرد نمونه های ناچیز آن محسوب میگردد.

باند مافیایی والی چون پادشاه کل اختیار بلخ هرکسی را که مانع اغراض حیوانی خود فکر کنند بی هراس گردن می زنند وپروایی از محاکمه ومحاسبه هم ندارند .

جلادان پلید والی بنابر تقابل منافع بالای جایداد غند عسکری وزارت داخله غاصب دیگر ی که اشرف رمضان نام داشت در روز روشن و در وسط خیابان تیر بارانش کردند وچون اشرف ، داکترهمدرد وچندین فرد دیگر را نیز سر زدند.

باری لوی سارنوال جهت بررسی غضب جایداد های دولتی به مزارشریف سفر کرده بود که ناکام با ناله و فریاد برگشت و زور اش نرسید و تا امروز سکوت کرد.

در چنین اوضاع و احوال که اضافه از هفتاد در صد مردم بلخ در زیر خط فقرزنده گی میکنند و این معامله گران خون و خاک با نازونعمت در بلند ترین قصر های افسانوی بسر میبرند .حدس بزنید که وجدان در برادران شیطان چگونه است.و وای به حال مردم بیچاره که در زیر ساطور این شیاطین بد سرشت خورد و خمیر شده اند و داد رسی هم ندارند تا درد شانرا فریاد کند.

درین اواخراین دون فطرتان پلید تاریخ معاصر دو مارکیت بزرگ لباس و وسایل آرایش فروشی را ابتدا غارت و بعد به آتش کشیدند که هزاران دالر مردم بیچاره طعمه حریق شد وحال برای مردم اجازه اعمار مجدد را هم نمی دهند بخاطری که مارکیت های متذکره ملکیت اسلاف این دزدان یعنی از چپاول گران جوزجانی است و با این کار نامردانه مردم مجبور ساخته شدند تا به مارکیت زیر زمینی درواره شادیان والی نقل مکان نمایند. آنچه در بالا بدان اشاره شد شمه ی از بیان ماهیت و سرشت مافیای ثروت و قدرت که امروز در افغانستان حکومت میکنند است.تا خواننده گان بدانند که در گوشه و کنار این وطن چه میگذرد.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/09ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 

وزارت مالیه: 98٪ برنامه‏ی اصلاحات اداری در وزارت مالیه تطبیق شده است.

اصلاحات اداری: کمیسیون اصلاحات داری تنها 2٪ در تعیینات این وزارت نقش دارد.

با وجود آن که مبارزه با فساد اداری در دولت کنونی از حمایت قانونی و حقوقی برخوردار گردیده و کمیسیونی تحت این نام به منظور جلو گیری از فساد گسترده مالی و سیاسی با حمایت‏های بین‏المللی از چند سال آغاز به کار کرده است، اما هنوز فساد به عنوان یک پدیده‏ی منفی و همانند روغن، چرخ‏های ماشین حکومت را به حرکت می آورد، طوری که اگر لحظه‏ی این روغن قطع گردد این ماشین از حرکت باز خواهد ماند. این نهادها به همکاری جامعه‏ای جهانی تأسیس گردیدند  و با شعارهای شایسته سالاری و تخصص و عدم تبعیض در تلاش هستند که همه‏ی ادارات دولتی را اصلاح کنند. اما با در نظرداشت شواهد نه تنها مبارزه با فساد اداری میزان فساد و عوامل تقویه کننده‏ی آن را کاهش نداده بل که هنوز محدودیت‏های در کار این کمیسیون وجود دارد، به عنوان نمونه وزارت مالیه که به گفته‏ی مسوولان این وزارت 98 ٪ برنامه اصلاحات اداری در آن تطبیق شده است به شکل تمام عیار همه کارکنان بلند رتبه‏ و مأموران ارشد این وزارت از یک قوم و از یک ولایت تعیین گردیده اند.

در گفت وگوی که با سخنگوی وزارت مالیه و رییس کمیسیون اصلاحات اداری داشتیم،‌ هریک گفته‏های متناقضی در ارتباط به وزارت یادشده داشتند.  

به گفته‏ی سخن گوی وزارت مالیه برنامه‏ی اصلاحات اداری حدود98 ٪  در کل وزارت مالیه و 90٪  در گمرک‏های این وزارت تطبیق شده است. سنخگوی وزارت نام برده می‏گوید در این وزارت بر خلاف معیارهای سنتی مانند روابط سیاسی و قومی و یا نژادی،‌ اکنون تعیینات در تمامی این وزارت در هماهنگی با کمیسیون اصلاحات اداری صورت می‏گیرد. با در نظرداشت فهرست مأموران ارشد گمرک‏های درجه اول و پر درآمد کشور و در کل این وزارت، که همه از یک ولایت و از یک قوم تعیین گردیده اند،‌ مسوولان کمیسیون اصلاحات اداری اظهار بی اطلاعی می‏کنند. برخلاف رییس کمیسیون اصلاحات اداری این ادعای مسوولین وزارت مالیه را به کلی رد کرده و ادعا می‏کند که تنها بست‏های 1 و 2 در این وزارت در هماهنگی با کمیسیون اصلاحات اداری تعیین می‏گردند و دیگر بست‏ها از صلاحیت این وزارت می‏باشد که این وزارت یک پنل تعیینات دارد، شاید در تعیینات مأموران خود از معیارهای مورد نظر خودشان استفاده کنند نه معیارهای کمیسیون اصلاحات اداری‎ ‎رییس کمیسیون اصلاحات اداری و خدمات ملکی می‏گويد در قسمت بست‏هاي اول و دوم 2% كمیسيون اصلاحات اداري نقش دارد و 98٪ خود این وزارت در تعیینات دست باز دارد. به هر حال ما در این مورد هیچ گونه قضاوتی پیش از پیش نمی‏کنیم، هر کسی که به فهرست تشکیلات گمرک‏های این وزارت و یا هم بخش‏های دیگر وزارت یادشده نظری بیندازد، خود می‏تواند قضاوت کند و ببیند که آنانی که همیشه از شایسته سالاری و تخصص سخن می‏گویند، اکنون چه کار می‏کنند.

فهرست زیر تشکیلات گمرک‏های وزارت مالیه است و نشان می‏دهد که وزیر مالیه‏ی کشور که خود را یک انسان روشنفکر و متعهد به ارزش‏های ملی می داند و همواره از شایسته سالاری و مدیرت کارآ و فعال سخن می‏گوید، خود وی چقدر در دام و دایره‏ی تنگ اندیشه متصلب و خشک قوم پرستی و سمت گرایی گیر مانده و یک وزارت که هر شهروند افغانستان حق دارد نظر به شایستگی و تخصص در آن کار کند، از قوم خود پر کرده است.  

حضرت‏ عمر زاخيلوال وزیر در وزارت مالیه از ولايت ننگرهار.  تحصیلات عالی به درجه دکتورا دانشگاه كارليتن شهر اوتاوای کانادا.

سید مبین شاه فرزند سید بندر  ولایت ننگرهار  تحصیل یافته به درجه  دکتراPhD  سال ۱۹۹۵ از دانشگاه اسلام آباد پاکستان.

۱- سيد مبين شاه معين عوايد گمرك‏ها از ننگرهار

۲- بسم الله كامه‏ وي ریيس عمومي گمرك‏ها از ننگرهار

۳- عمر مهمند رئيس پلان‏گذاري گمرك‏ها از ننگرهار

۴- گل‏پاچا ریيس تكنيكي رياست عمومي گمرك‏ها از ننگرهار تحصيلات در بخش زراعت1.     سيد مبين شاه معين عوايد گمرك‏ها از ننگرهار

آمريت ها:

۱- آمريت تخلفات گمركي: امان/ از تخار

۲- آمريت لابراتوارها: ستار سرحال/ از جلال آباد

۳- آمريت هماهنگي: عمران/ جلال آباد

۴- آمريت تعرفه و قيمت‏گذاري سرور صديقي/ از پشتون‏هاي خان‏آباد

۵- آمريت مراقبت سيار: عزيز از غزني

۶- آمريت اداري و پلان‏گذاري: واكمن/ از جلال آباد

۷- آمريت كاركنان: خيرمحمد از جلال آباد

۸- آمريت معافي: ثناالله از جلال‏آباد

۹- آمريت ترانزيت داخلي و خارجي محبوب: از بدخشان

۱۰- مديريت جوازدهي: رحيم / از جلال آباد

۱۱- مديريت قيمت گذاري: بريالي/ از جلال آباد

 مسولين گمرك هاي ولايت ها:

 ۱-  صفي الله ریيس گمرك ولايت كابل از پشتون هاي كابل

۲-  حاجي عزيز ریيس گمرك ولايت بلخ / از ولايت غزني

۳-  احسان الله كامه‏ وال ریيس گمرك هرات از ننگرها

 

۴-  خليق الله ریيس گمرك ولايت ننگرهار از ننگرهار

۵-  الهام‏الدين مظهر ریيس گمرك ولايت نيمروز از ننگرهار

۶-  مزمل ریيس گمرك قندهار ( جبرا از بلخ به قندهار تبديل گرديده است)

۷-  ریيس گمرك‏های پکتیا، پكتيكا و خوست از افراد خود همين ولايت‏ها مي‏باشند

۸- شفي‏الله  ریيس گمرك حيرتان سكونت اصلي ولايت ننگرهار

۹-   مدير ترانسپورت بندر حيرتان سكونت اصلي ولايت ننگرهار.

۱۰-  حبيب الله ریيس گمرك اند‏خوي سكونت اصلي ولايت بلخ .

۱۱-  فضل الله فاضل مدیر گمرك  بندر شیر خان از ولايت وردك .

۱۲-  شمس الرحمن ریيس گمرك اسلام قلعه.

این بخشی کوچکی از تشکیلات وزارت مالیه است که 99٪ آن از یک ولایت و از یک قوم تعیین و تنها 1٪ از ولایت‏های که در بالا نام برده شد تعیین گردیده است، به همین ترتیب بخش‏های دیگری این وزارت شاید از چنین وضعیتی برخوردار باشد؛ هنوز در مورد بخش‎های دیگر تحقیق جریان دارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت 11:2 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  | 


يكي از اداراتي كه به شدت در اين روزها انتقاد مردم را بدنبال داشته اداره گمرك هرات است.

شماري از شهروندان  و تاجران ولايت هرات اداره گمرك اين ولايت را آغشته به فساد میپندارند.

شكايت كننده ها مي گويند در اداره گمرك هرات ،پول حرف اول را مي زند.

محمد "عثمان" يك تن از شهرواندان ولایت هرات  ميگويد ''به تمام ادارات فساد اداري موجود است و بدون پول كار آدم نميچلد''.

"غلام حضرت" يك تن ديگرازجمع باشنده های ولایت هرات  ميگويد :

'' از رئيس گمرك گرفته تا به مامور نگهبان دروازه ،اگر پول ندهي موتر را نميتواني بكشي''.

اين تنها شكايت مردم عادي نيست .

يكي از تاجران هرات كه نخواست نامش فاش شود و به تجارت موتر مشغول است در ارتباط به وجود فساد اداري در گمرك هرات چنين ميگويد.

'' اول در هر دو دروازه گمرك اسلام قلعه پوليس به جبر و زوراز تاجران پول ميگيرد،اصلا كسي از كسي پرسان نميكنه ،در اسلام قلعه حكومت وجود ندارد ،فقد حكومت خودشان مي باشد، بعد به دروازه دخولي گمرك هرات اگر پول ندهي پوليس اجازه ورود موتر را نميدهد، بدون رشوه  اصلاً كارت به گمرك پيش نمي رود''.

در عين حال مسئولان اداره گمرك هرات نيز موجوديت فساد در اين اداره را تایید میکنند اما ميگويند، فساد در اين اداره نسبت به سال گذشته كاهش چشمگيري داشته است.

فساد دراين اداره كاهش چشمگيرندارد. بلكه افزايش چشمگيردارد.

" خليق الله" رييس گمرك ولایت  هرات گفت : ''گمرك هرات جايست كه بيشترين عوايد را دارد و براي اقتصاد هرات بسيار مهم ميباشد چون بيشترين عايد براي هرات از كانال گمرك اين ولايت به دست مي آيد،من ميپذيرم كه در گمرك هرات فساد زيادي وجود دارد ،من قادر نيستم اين فساد را كاملا از بين ببرم.

رييس صاحب محترم اگرشمافسادادراري راازبين برده نميتوانين پس چرااستيفا نميدهيد.

 اما نسبت به سالهاي گذشته از ميزان فساد اداري كاسته شده است''.

نه خير ريس صاحب فساداداري ازسالهاي گذشته كاسته نشده بلكه به فساداداري افزايش داده شده.

بعد ازاين همه شكايت هابلاخره خليق الله خليق (پدر فسادها) ازرياست گمرك هرات بركنارشد.

بازهم كه بركنارشد،جناب وزيرصاحب محترم ماليه، آقاي عمرزاخيلوال رشوه خوردرجه يك وزارت خانه هاي افغانستان،آقاي خليق الله خليق ( پدرفسادها) ، را ازگمرك هرات به گمرك جلال آباد به حيث رييس گمرك مقررنمود.

ويك تبله زيربغلاي ديگرخودرا آقاي  بسم الله كاموي (فرعون گمركات )  كه به رياست گمرك جلال آباد به حيث رييس گمرك بود. به رياست گمرك هرات مقرنموده.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط مديريت فساداداري درافغانستان  |